City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

«دشت ميشان» پريشان است (1394/06/15)

محيط کوهستان فرصتي براي رها شدن از روزمرگي و دور شدن از يکنواختي زندگي در شهر و آشتي با طبيعت است، اما متأسفانه يکي از دشت‌هاي معروف اطراف شهر همدان به منظور رونق گردشگري و جذب ميهمان ديگر چنين حسي را به انسان نمي‌دهد و به تدريج به دست عوامل انساني و طبيعي در حال قرباني شدن و فروپاشي است.
«دشت ميشان» پريشان است

به گزارش بزنيم بيرون ،  به شهر همدان که وارد مي‌شويد، پيش و پيش از هر چيز ديگري، کوهستان الوند به استقبال شما مي‌آيد. البته اين شهر علاوه بر قله‌هاي مرتفع که سر به فلک کشيده‌اند، دشت‌هاي زيبايي هم دارد که براي طبيعت‌گردان و کوهنوردان آغوش خود را گشوده است. اين دشت‌ها که با مخملي سبز رنگ از چمنزار و در برخي از ماه‌هاي سال با گل‌هاي فراوان آراسته مي‌شوند، عمدتاً در دامنه کوهستان‌هاي نسبتاً خشني قرار گرفته‌اند که هر کوهنورد، طبيعت‌گرد و انسان ماجراجو را به طمع مي‌اندازد تا با قدم نهادن به اين مناطق اراده خود را محک بزند.

بر همين اساس بود که با هدف صعود به دو قله «کلاغ لانه» به ارتفاع 3410 متر و «الوند» به ارتفاع 3450 متر به منطقه کوهستاني الوند در شهر همدان سفر کردم. حرکت از گنجنامه و عبور از منطقه‌اي به نام «کيوارستان» و ادامه پيمايش از مسير فرعي اين منطقه به سمت «دشت ميشان»، مسير صعود بود که حدود 45 دقيقه در حالي که هوا گرگ‌وميش بود تا تاريکي کامل به طول انجاميد. شب را در اولين پناهگاه دشت ميدان ميشان که سال 1349 زنده‌ياد حسين والي‌زادگان آن را بنيان گذاشته بود تا سحر سپري کردم. در مدتي که در پناهگاه بودم، کوهنوردان بسياري رفت و آمد مي‌کردند و عمو حسين نيز که تصدي پناهگاه را بر عهده داشت با آنها به گرمي چاق‌سلامتي مي‌کرد. فضاي پناهگاه آکنده از عطر محو گندمي بود که عمو حسين و دوستانش آن را روي شعله‌اي در يک ديگ مسي مي‌کوبيدند تا صبح با حليم داغ از کوهنوردان پذيرايي کنند.

با تابش طلايي‌رنگ آفتاب بر دامن کوهستان از پناهگاه ميشان قدم به راهي گذاشتم که از محل‌هايي به نام دشت «تخت نادر»، «دوزخ دره» و پناهگاه کلاغ لانه مي‌گذشت و به پيشنهاد چند کوهنورد قديمي شهر همدان ابتدا براي صعود به قله خطرناک و صخره‌اي «کلاغ لانه» به سمت شمال غرب کوهستان الوند رفتم. وجه تسميه اين قله هم از لانه‌هاي پرندگاني که در لابه‌لاي شيارهاي صخره‌ها زندگي مي‌کنند گرفته شده است.

پس از صعود به کلاغ لانه، به سمت قله الوند رهسپار شدم که در موقعيت جنوب شرقي کوهستان الوند در مقابل قله کلاغ لانه قد برافراشته بود. راه پاکوب‌ شده و هموار بود براي همين در کمتر از نيم ساعت فاصله ميان اين دو قله را پيمودم. تقريباً 200 متر مانده به قله الوند مسير پر شد از تکه‌سنگ و صخره‌هاي بزرگ که با آرايش بسيار زيبايي يکي پس از ديگري قرار گرفته بودند. براي رسيدن به قله از روي صخره‌اي به صخره ديگر خرگوشي و زيگ‌زاگ جهش مي‌کردم تا اينکه به قله رسيدم. براي ايستادن بر قله الوند، به کمک يک سيم بکسل، ارتفاعي حدوداً چهارمتري را صخره‌نوردي کردم تا در نهايت از فراز قله، تمام همدان زير پايم بود.


به دليل ازدحام کوهنوردان، براي ماندن بر فراز قله تنها چند دقيقه مجال بود. سپس، سرخوش از دو صعود موفق به سمت دشت ميشان حرکت کردم. پس از دو ساعت کوهنوردي و عکاسي از مناظر زيباي کوهستان الوند به دشت ميشان رسيدم، اما براي يک لحظه يکّه خوردم. جمعيت فراواني در دشت از اين سمت به آن سمت در حرکت بودند تا دشتي که همچون نگين در ميان کوه محصور شده است، ديگر آرامش روز قبل را نداشته باشد. آنچه ديده مي‌شد، پيش از صعود به دليل تاريکي هوا در شب قبل نمايان نبود. ديدن دشت به اين صورت جديد، چندان دلنشين به نظر نمي‌رسيد.

انجام ساخت و ساز‌هاي متعدد براي احداث کمپ هلال احمر، جاده‌کشي براي کاربرد تفريحي، خراش کوه و خاکبرداري و احداث سازه‌هايي که هيچ همگوني و سنخيتي‌ با طبيعت نداشتند، زخم‌هايي کاري را بر پيکر دشت ميشان بر جاي گذاشته بود. طبيعت دامنه الوند در حالي بلعيده شده بود که اصولا هر نوع ساخت‌و‌سازي در دشت ميشان بارها ممنوع اعلام شده است.

بنابر آنچه نمايان شده بود، توسعه صنعت گردشگري و فقدان مطالعه درست براي ايجاد «تله‌کابين» و مواردي که به پيش‌تر به آن اشاره شد، در مجموعه «دهکده تفريحي گنجنامه»، موجب شده بود تا طبيعت بکر و ناب دشت ميشان رو به زوال و نابودي برود. احداث و آغاز به کار تله‌کابين در گنجنامه همدان با همه خيري که براي مسئولان همدان در امر گردشگري داشته، اکنون يک شر مطلق براي محيط زيست دامنه کوهستان الوند به شمار مي‌آيد؛ چراکه آسان شدن دسترسي به دشت ميشان در کمتر از يک ربعِ ساعت براي همه افراد امکان‌پذير شده است. در اين ميان، هستند افراد و خانواده‌هايي که درک درستي از طبيعت و حقي که آن بر عهده انسان دارد، ندارند.


پيداست که حضور آسان، بي‌دغدغه و انبوه خانواده‌ها در اين موقعيت بکر، تصميم‌گيرندگان شهر همدان را به فکر توسعه ساخت و ساز‌ها در دشت ميشان انداخته است. گمان مي‌رود اگر ساخت‌وسازها به همين شکل ادامه يابد، ديگر اسم «دشت» را بايد از روي «ميشان» برداشت و با اکراه واژه «شهرک» را جايگزين آن کرد! شهرکي که هدف از ايجاد آن نه صرفاً اسکان، بلکه تفريح و خوش‌گذارني است.

شوربختانه وجود بلند‌گوهايي که با صداي بسيار بلند موسيقي پخش مي‌کنند، حتي موجب آزار پرنده‌هايي شده است که زماني «جيک‌جيک» و «چهچه» آوازشان تا همين چند سال پيش به انسان و طبيعت دوستان آرامش مي‌داد. اين پرنده‌ها اکنون به دليل تغيير در اکوسيستم اين دشت به دست انسان، محکوم به تغيير محل زندگي‌شان شده‌اند.

با تأسف و حسرت از آنچه ديده بودم، از دشت ميشان به سمت گنجنامه به راه افتادم تا فصل آخر يک صعود موفق را در دفتر خاطراتم ثبت کنم. در راه بازگشت با کوهنوردي به نام «عباس» که ديگر پا به سن گذاشته و آثار پيري را مي‌توان از پيشاني چين‌افتاده‌اش خواند، هم‌مسير شدم. با او در رابطه با تغييرات ملموس اين دشت هم‌صحبت شدم. او پيش از آنکه بخواهد توضيحي در اين‌باره بدهد، يادآور شد که سال 88 در روز افتتاح تله‌کابين، همراه ديگر کوهنوردان مراسمي نمادين با عنوان «فاتحه‌خواني براي الوند» برگزار و اعتراض خود به اين پروژه را بصورت علني ابراز کرده‌اند اما افسوس که صدايشان به جايي نرسيد.


اين کوهنورد درباره مشاهداتش از تخريب فضاي سبز دشت ميشان گفت: حضور افراد بي‌رحم و خانواده‌هايي که هدفشان از حضور در طبيعت فقط وقت‌گذراني و دور هم بودن است، کار را به جايي رسانده که گاه با خود «تبر» به دشت مي‌آورند و تنه و شاخه درختاني را که همچنان سبز و استوار هستند، مي‌شکنند تا سيخ‌هاي کباب و جوجه‌کباب خود را روي آن بگذارند و ذغالي براي چاق کردن قليان‌هايشان درست کنند. بي‌شک اين افراد بي‌رحم، طبيعت‌دوست نيستند و حتي توان بالا آمدن از کوه را براي رسيدن به دشت ميشان در حالت عادي ندارند اما وجود تله‌کابين کاري کرده است تا هرکسي که مي‌خواهد، بتواند قدم به اين دشت بگذارد و چهره اين دشت را مشوش کند.

عباس با حسرت در حالي که نگاهش را به افق دوخته بود، ادامه داد: وجود دو پناهگاه که از سال‌ها پيش در دشت ميشان وجود داشت کافي بود و ديگر به احداث ساختمان و طراحي و اجراي بناهايي از جنس فولاد و بتن که بيشتر به سوله‌هاي صنعتي بيابان‌ها شبيه است، نياز نبود. اي‌کاش حالا که اين کار را انجام داده‌اند، لااقل با ديوارپوش‌هاي کامپوزيتي درصدد طبيعي جلوه دادن نماي ساختمان نباشند، چون مقداري از ديوار سوله تله‌کابين را به اين صورت اجرا کرده‌اند. به جاي اين‌کارها مي‌توانستند با مواد طبيعي آلاچيق يا سنگچين‌هايي براي برپا کردن چادر کوهنوردي ايجاد کنند. ما کوهنوردان و طبيعت‌دوستان تعصب خاصي به الوند و دشت ميشان داريم و با توجه به روند توسعه گردشگري به صورت غيرکارشناسي شده در اين دشت، نسبت به آينده آن نگران و پريشانيم.

درباره همين اوضاع نابسامان و نگران‌کننده دشت ميشان، با يکي از مسئولان هيأت کوهنوردي و صعودهاي ورزشي استان تاريخي همدان گفت‌وگوي کوتاهي کردم و نظرش را جويا شدم. عباس چشمه‌قصاباني عضو هيأت رئيسه و مسئول روابط عمومي هيأت کوهنوردي استان همدان ضمن دسته‌بندي تخريب‌هايي که اکنون گريبان دشت ميشان را گرفته است، توضيح داد: بحراني که اکنون در دشت ميشان با آن مواجه هستيم، در دو بخش «طبيعي» و «انساني» تقسيم‌بندي مي‌شود. در بخش طبيعي بايد بگويم که متأسفانه چند سالي است که مقدار ريزش باران و برف در همدان کاهش يافته و همين موضوع سبب‌ساز اين شده است که چمنزار زيباي ميشان که زماني تا پايان تابستان با طراوت و سرسبز بود، از کنار به سمت مرکز ميدان ميشان خشک شود و رو به زردي برود.

اين کوهنورد ادامه داد: از طرفي براي آبياري باغ‌هايي که در منطقه عباس‌آباد يعني در پايين‌دست دشت ميشان قرار دارند، آب چشمه‌هايي را که در منطقه ميشان مي‌جوشد، به آن سمت منحرف مي‌کنند و همين مسأله يکي ديگر از علت‌هاي از بين رفتن چمنزار به شمار مي‌آيد. نهادهاي ذيربط اجازه ساخت‌وساز در باغ‌هاي عباس‌آباد را نمي‌دهند اما در فصل پائيز که برگ درختان مي‌ريزد، مي‌بينيم که ساخت‌وسازهاي جديدي در دره عباس‌آباد انجام شده است.


چشمه‌قصاباني در رابطه با عامل انساني تخريب دشت ميشان هم گفت: در اين مورد هم چند دليل وجود دارد؛ نخست موضوع کثرت بسيار زياد گردشگران در دشت ميشان است که در برخي از ايام در يک يا دو روز تعداشان به 20 هزار نفر هم مي‌رسد. بيشتر اين عزيزان بدون آنکه آموزشي ديده باشند به دشت ميشان مي‌آيند و چادر برپا مي‌کنند، چوب‌ها را آتش مي‌زنند و در نهايت پسماند آنچه را که از آن بهره‌مند مي‌شوند هم در دشت رها مي‌کنند. معمولاً بيشتر اين پسماند‌ها و زباله‌ها زيست‌فروپاش نيستند و بسيار دير در چرخه طبيعت تجزيه خواهند شد. البته اين مشکل با فرهنگ‌سازي برطرف مي‌شود اما مقداري زمان‌بر است. زماني در اين دشت عشاير هم حضور داشتند که گوسفندان و دام‌هايشان چمن‌ها را نشخوار مي‌کردند.

وي همچنين اظهار کرد: عامل ديگر، راه‌اندازي تله‌کابين در اين منطقه است. آنها با توجه به مجوزي که کسب کرده‌اند، مقداري از محوطه دشت ميشان را در تملک خود دارند و در اين محدوده اقدام به ساخت و ساز کرده‌اند. اي‌کاش در اين رابطه کارها کمي کارشناسي‌شده پيش مي‌رفت. به عنوان مثال، آمده‌اند با تغيير طبيعت بکر دشت ميشان يک درياچه مصنوعي ايجاد کرده‌اند. چالش ديگري که دشت ميشان با آن دست و پنجه نرم کرده، ساخت و ساز کمپ امداد و نجات هلال احمر است که با استفاده از ماشين‌هاي جاده‌سازي به طور ناگهاني و غافلگيرانه دل کوه را خراشيده‌اند و مساحتي حدود 500 متر مربع را خاکبرداري کرده‌اند. البته اين ساخت و ساز به دليل اعتراض‌هايي که شد، اکنون متوقف شده است. نکته قابل توجه در رابطه با ايجاد کمپ هلال احمر اين است که دشت ميشان اصلاً نياز به کمپي به اين وسعت ندارد و فراتر از ظرفيت اين منطقه کوهستاني است.

چشمه‌قصاباني در پايان گفت: با تمام بي‌مهري‌هايي که به طبيعت دشت ميشان شده است، مي‌توان با حفظ و ترميم محيط ‌زيست و فرهنگ‌سازي جلوي مرگ تدريجي اين دشت را گرفت؛ هرچند که ديگر نمي‌شود زمان را به عقب بازگرداند تا جلوي وقوع چنين رفتارهايي را گرفت اما بايد به آينده اميدوار باشيم که البته همين امر هم مستلزم دلسوزي و همکاري همه ‌نهادها است.

 


نویسنده : محمد رضا بختیاری
منبع : خبرگزاري ايسنا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها