City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

از دفترچه خاطرات يک نويسنده زرافه‌نشين

(71 رای)


کتاب «از دفترچه خاطرات يک نويسنده زرافه‌نشين» نوشته سيدنويد سيدعلي‌اکبر توسط انتشارات آفرينگان منتشر و راهي بازار نشر شد.


این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • از دفترچه خاطرات يک نويسنده زرافه‌نشين
از دفترچه خاطرات يک نويسنده زرافه‌نشين مشاهده گالری

«نظرتون چیه؟»

1.هر روز چقدر از وقتت رو صرف مطالعه می کنی؟

 کمتر از نيم ساعت  بين نيم تا يک ساعت  بين يک تا دو ساعت  بيشتر از دو ساعت

2.چه نوع کتابهایی رو بیشتر دوست داری؟

 داستان و رمان  کتاب شعر  کتاباي تاريخي  کتاباي علمي  کتاباي عمومي  ساير

3.برای خرید کتاب سالیانه چقدر هزینه می کنی؟

 کمتر از 50 هزار تومان  بين 50 تا 150 هزار تومان  بين 150 تا 300 هزار تومان  بيشتر از 300 هزار تومان

4.هر روز چقدر از وقتت رو توی اینترنت می گذرونی؟

 کمتر از يک ساعت
 بين يک تا دو ساعت
 بين دو تا سه ساعت
 بين سه تا چهار ساعت
 بيشتر از چهار ساعت

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



این کتاب حاوی یک داستان انتزاعی است و زندگی نویسنده‌ای را روایت می‌کند که در یک زرافه زندگی می‌کند. وقتی که این زرافه تبدیل به آپارتمان این نویسنده و همسایه‌هایش شد، پاهایش را بریدند. خانه نویسنده هم یک اتاق زیرشیروانی است، اتاقی که زیر سر زرافه جا دارد ...

  • ویژگی ها

    متن کتاب حاوی 8 بخش است که هر کدام از نظر تاریخی مستقل و جدا از هم هستند. این قسمت‌ها در واقع بخش‌های مختلف دفترچه یادداشت شخصیت نویسنده که راوی داستان است، هستند.
    نویسنده در ابتدای کتابش به این نکته اشاره کرده که «از دفترچه خاطرات یک نویسنده زرافه‌نشین» داستانی برای پرچم‌های سفید و روزهای بدون جنگ است. تصویرگری این کتاب به عهده ناهید کاظمی بوده است.
  • شرایط استفاده

    این کتاب با 24 صفحه رنگی مصور،‌ شمارگان هزار و 650 نسخه و قیمت 6 هزار تومان منتشر شده است.
  • سایر اطلاعات

    در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

    امروز باران می‌آمد و همه طبقه‌های زرافه را خریدند. باران می‌آمد. صورتم را به شیشه چسبانده بودم و تماشاشان می‌کردم. چتر داشتند و تند راه می‌رفتند. به مورچه‌هایی شبیه بودند که زیر قارچ‌های رنگی راه بروند. به زرافه گفتم: «فقط کله‌ات مونده. باقی‌ش رو خریدند.» عین خیالش نیست. مثل همیشه لبخند می‌زند. می‌گوید: «آپارتمان شدن همین چیزها رو هم داره دیگه. می‌دونی؟ فقط این آنتن تلویزیون‌ها اذیتم می‌کنه»...

اماکن مرتبط



تگ ها