City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

حرفه: خرابکار

(43 رای)


رمان «حرفه: خرابکار» نوشته مهديه مطهر توسط نشر افق منتشر و راهي بازار نشر شد.

این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • حرفه: خرابکار
حرفه: خرابکار مشاهده گالری

«نظرتون چیه؟»

1.هر روز چقدر از وقتت رو صرف مطالعه می کنی؟

 کمتر از نيم ساعت  بين نيم تا يک ساعت  بين يک تا دو ساعت  بيشتر از دو ساعت

2.چه نوع کتابهایی رو بیشتر دوست داری؟

 داستان و رمان  کتاب شعر  کتاباي تاريخي  کتاباي علمي  کتاباي عمومي  ساير

3.برای خرید کتاب سالیانه چقدر هزینه می کنی؟

 کمتر از 50 هزار تومان  بين 50 تا 150 هزار تومان  بين 150 تا 300 هزار تومان  بيشتر از 300 هزار تومان

4.هر روز چقدر از وقتت رو توی اینترنت می گذرونی؟

 کمتر از يک ساعت
 بين يک تا دو ساعت
 بين دو تا سه ساعت
 بين سه تا چهار ساعت
 بيشتر از چهار ساعت

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



خلاصه داستان این رمان به این ترتیب است که: قتل‌های عجیبی رخ داده‌اند و کارآگاه، دستیار و سایه (مسئول آزمایشگاه پلیس) فارغ از روابط پیچیده‌ای که با هم دارند، باید قاتل را پیدا کنند. رمان «حرفه: خرابکار» جلوه‌هایی از خشونت در زندگی روزمره را با زبانی طنز و در قالب داستانی پلیسی به تصویر کشیده است.
این رمان 12 فصل دارد که هر فصل به بخش‌های کوچکی تقسیم می‌شود.

  • تاریخچه

    مهدیه مطهر نویسنده این کتاب، دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات فارسی است و رمان پیشین او «زیر سایه اکالیپتوس» در سومین دوره جایزه ادبی هفت اقیلم مورد تقدیر قرار گرفت.
  • شرایط استفاده

    این کتاب با 216 صفحه، شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 12 هزار تومان منتشر شده است.
  • سایر اطلاعات

    در قسمتی از رمان «زیر سایه اکالیپتوس» می‌خوانیم:
    کارآگاه طوری حیرت‌زده نگاهش کرده بود که انگار دستیار جاذبه‌ی زمین را دوباره کشف کرده یا ساعت را دوباره اختراع. بعد دست کرده بود توی کشوی میزش. عکس طرف را آورده بود بیرون. همان کارچاق‌کنه را، عکس خودش را که نه، عکس جنازه‌اش را، روی سنگ‌ریزه‌های یک دره، کنار یک ماشین داغون: «بیا! مظنون اصلیت این بود؟» او وجود همچنین کارهایی را نداشت. ته همتش همان سیخ داغ و اتاق خواب گرم برای برای آن گنده‌ها بود. خیالت راحت. آن بالایی‌ها تا وقتی باهاشان باشی تحویلت می‌گیرند، آن هم در حد یک سگ. بعدا حتما یا ترمز ماشینت می‌برد، یا سکته‌ی قلبی می‌کنی یا جایی چیزی گیر می‌آوری و می‌خوری. تو این چند وقت قتل طراحی نمی‌کرده، یک‌گوشه مشغول مردنش بوده. صداش را درنیاورده بودند. در ضمن آن یارو فقط هیکل گنده کرده بود. همچنین نقشه‌های پیچیده و تمیزی عمرا به مخ اندازه‌ی فندقش نمی‌رسیدند. وقتی این عکس را ازشان کف رفتم، تو حال خودشان نبودند.»

اماکن مرتبط



تگ ها