City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

داشتن و نداشتن

(58 رای)


 رمان «داشتن و نداشتن» نوشته ارنست همينگوي با ترجمه احسان لامع توسط انتشارات بوتيمار منتشر و راهي بازار نشر شد.


این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • داشتن و نداشتن
داشتن و نداشتن مشاهده گالری

«نظرتون چیه؟»

1.هر روز چقدر از وقتت رو صرف مطالعه می کنی؟

 کمتر از نيم ساعت  بين نيم تا يک ساعت  بين يک تا دو ساعت  بيشتر از دو ساعت

2.چه نوع کتابهایی رو بیشتر دوست داری؟

 داستان و رمان  کتاب شعر  کتاباي تاريخي  کتاباي علمي  کتاباي عمومي  ساير

3.برای خرید کتاب سالیانه چقدر هزینه می کنی؟

 کمتر از 50 هزار تومان  بين 50 تا 150 هزار تومان  بين 150 تا 300 هزار تومان  بيشتر از 300 هزار تومان

4.هر روز چقدر از وقتت رو توی اینترنت می گذرونی؟

 کمتر از يک ساعت
 بين يک تا دو ساعت
 بين دو تا سه ساعت
 بين سه تا چهار ساعت
 بيشتر از چهار ساعت

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



این کتاب نهمین عنوان از مجموعه داستان جهان است که توسط انتشارات بوتیمار چاپ می‌شود و دارای ۳ بخش است که هر بخش به فصل‌های مختلف تقسیم می‌شود. این رمان درباره زندگی مردی به نام هری مورگان است که بین فلوریدا و هاوانا با یک قایق موتوری به قاچاق اشتغال دارد. او قایقش را به ثروتمندان آمریکایی هم کرایه می‌دهد و آنها را با قایقش به دریا می‌برد. هری مرد خوبی نیست اما ذاتش هم پلید نیست و با گردشگران و افراد عشرت‌طلب سر سازگاری ندارد.

  • سیمای عمومی

    بخش اول رمان با عنوان «هری مورگان»، ۵ فصل دارد. بخش دوم با عنوان «هری مورگان - پاییز» دارای ۳ فصل است و بخش سوم نیز با عنوان «هری مورگان - زمستان» ۱۸ فصل را دربرمی‌گیرد.
  • شرایط استفاده

    این رمان که آذرماه امسال مجوز چاپ گرفته بود، اخیراً در ۲۵۲ صفحه، با شمارگان هزار نسخه و به قیمت ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.
  • سایر اطلاعات

    در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:

    سوار قایق شد. درپوش موتور را برداشت و مسلسل را پنهان کرد. شیر بنزین را باز کرد و هر دو موتور را به کار انداخت. یکی از موتورها خوب کار می‌کرد اما دومی به خاطر نقصی در سیلندرهای دوم و چهارم روشن نشد و هری متوجه شکستگی شمع‌ها شد. دنبال شمع یدکی گشت اما چیزی پیدا نکرد با خودش فکر کرد که باید شمع تهیه کند و بنزین بزند. جلد مسلسل را باز کرد و قنداق آن را بست. با پیدا کردن چند پیچ و مهره مسلسل را در سمت چپ موتور نصب کرد و بعد آن را خشاب‌گذاری کرد. سپس دو زانو، طوری بین دو موتور نشست که اسلحه کاملاً در دسترس‌اش قرار گرفت. کافی بود تسمه را باز کند و اسلحه را بیرون آورد. یک دستی امتحان کرد و همه چیز رو‌به‌راه بود. مسلسل را از حالت نیمه‌اتوماتیک به اتوماتیک تغییر داد و مجدداً اسلحه را وارسی کرد. پیدا کردن جایی برای پنهان کردن خشاب‌ها کار ساده‌ای نبود و جایی نیافت ولی فکری کرد و خشاب‌ها را زیر مخزن بنزین به نحوی قرار داد که به‌راحتی بتواند برشان دارد...

اماکن مرتبط



تگ ها