City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

شب در مسير غرب

(22 رای)


کتاب «شب در مسير غرب» نوشته بريل مرکام با ترجمه احسان نوروزي توسط نشر چشمه منتشر و راهي بازار نشر شد.


این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • شب در مسير غرب
شب در مسير غرب مشاهده گالری

«نظرتون چیه؟»

1.هر روز چقدر از وقتت رو صرف مطالعه می کنی؟

 کمتر از نيم ساعت  بين نيم تا يک ساعت  بين يک تا دو ساعت  بيشتر از دو ساعت

2.چه نوع کتابهایی رو بیشتر دوست داری؟

 داستان و رمان  کتاب شعر  کتاباي تاريخي  کتاباي علمي  کتاباي عمومي  ساير

3.برای خرید کتاب سالیانه چقدر هزینه می کنی؟

 کمتر از 50 هزار تومان  بين 50 تا 150 هزار تومان  بين 150 تا 300 هزار تومان  بيشتر از 300 هزار تومان

4.هر روز چقدر از وقتت رو توی اینترنت می گذرونی؟

 کمتر از يک ساعت
 بين يک تا دو ساعت
 بين دو تا سه ساعت
 بين سه تا چهار ساعت
 بيشتر از چهار ساعت

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



بریل مرکام متولد بریتانیا است. ۴ ساله بود که پدرش مزرعه‌ای در کنیا خرید و در آن‌جا به پرورش اسب مشغول شد. بریل کودکی‌ خود را بین بومیان آفریقایی گذراند و به نخستین زنی تبدیل شد که به تنهایی برفراز آفریقا پرواز کرد. او رکورد پرواز بر فراز اقیانوس اطلس را نیز شکست.خاطرات بریل مرکام تحت عنوان کتاب پیش‌رو، در سال ۱۹۴۲ منتشر شد ولی در آن زمان، توفیق زیادی نصیبش نشد.

  • تاریخچه

    همکار او، آنتوان دوسنت اگزوپری کتاب «شازده کوچولو» را نوشته و منتشر کرد. کتاب بریل مرکام زمانی مورد توجه واقع شد که یادداشتی از ارنست همینگوی که مرکام را در شکارهای آفریقایی‌اش دیده بود، کشف شد. همینگوی در این یادداشت یا نامه به ستایش کتاب «شب در مسیر غرب» پرداخته است. مرکام مشغول پرورش اسب و در فقر بود که برای تجدید چاپ کتابش به سراغش رفتند. کمی بعد از انتشار کتاب بود که مرکام در نایروبی درگذشت.
  • شرایط استفاده

    این کتاب با ۲۳۱ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲ هزار تومان منتشر شده است.
  • سایر اطلاعات

    ر قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

    آراب ماینا با صدایی خفه گفت «آخ! اوضاع بده! عصبانیه می‌خواد حمله کنه!»

    هیچ حیوانی، هرچه‌قدر هم سریع، به اندازه شیری حمله‌ور در فاصله‌های چندیاردی سرعت ندارد. سرعتی که بیشتر از سرعت فکر است‌ ـ و البته همیشه سریع‌تر از فرار. زیر دست مهارشده‌ام انقباض و انبساط عضلات بولر را حس کردم که خشم فزاینده‌اش در جوش‌وخروش بود. ذهن بولر به نقطه کورش رسیده بود. غیرقابل مهار که می‌شد، یک‌راست به شیر حمله می‌کرد و خودش را به کشتن می‌داد. انگشتانم را در پوسش فرو بردم و محکم چسبیدمش.

    سرووضع آراب ماینا تغییر کرده بود. چهره‌اش حالتی عبوس و گستاخ پیدا کرده بود، آرواره‌ی مستطیلی‌شکل و جسورش پیش آمده بود. چشمانش که از فرط بی‌فروغی پنداری در رویا فرو رفته بودند، پشت گونه‌های بلند و درخشانش گود افتادند. عضلات برآمده‌ی گردنش را تماشا کردم که به عضلات گردن ماری عصبانی می‌مانست،‌ و ذرات کف سفیدی را دیدم که بر گوشه‌ی لبانش نقش می‌بست. منفعل و منقبض به شیر خیره بود...

اماکن مرتبط



تگ ها