City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

طبقه اول _ اول شرقي

(25 رای)


کتاب جديد سيد احمد حسيني با عنوان مجموعه شعر  «طبقه اول _ اول شرقي» راهي بازار نشر کشور شد.


این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • طبقه اول _ اول شرقي
طبقه اول _ اول شرقي مشاهده گالری

«نظرتون چیه؟»

1.هر روز چقدر از وقتت رو صرف مطالعه می کنی؟

 کمتر از نيم ساعت  بين نيم تا يک ساعت  بين يک تا دو ساعت  بيشتر از دو ساعت

2.چه نوع کتابهایی رو بیشتر دوست داری؟

 داستان و رمان  کتاب شعر  کتاباي تاريخي  کتاباي علمي  کتاباي عمومي  ساير

3.برای خرید کتاب سالیانه چقدر هزینه می کنی؟

 کمتر از 50 هزار تومان  بين 50 تا 150 هزار تومان  بين 150 تا 300 هزار تومان  بيشتر از 300 هزار تومان

4.هر روز چقدر از وقتت رو توی اینترنت می گذرونی؟

 کمتر از يک ساعت
 بين يک تا دو ساعت
 بين دو تا سه ساعت
 بين سه تا چهار ساعت
 بيشتر از چهار ساعت

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



این اثر، «طبقه اول _ اول شرقی» نام دارد و یک مجموعه غزل متن است. این مجموعه، شامل ۶ دفتر و حجمی ۱۲۰ صفحه ای است.

  • ویژگی ها

    «طبقه اول _ اول شرقی» به تازگی با ۴۹ قطعه غزل متن توسط انتشارات نیماژ به چاپ رسیده است. «طبقه اول _ اول شرقی» در واقع به نوعی ادای دین به کتاب‌های پیشین این شاعر است است. به نحوی که آن چه در کتاب های پیشین به دنبالش بوده است، در شعرهای این کتاب شکل گرفت و مانند کودکی نوپا حالا باید بزرگ شود.
  • سایر اطلاعات

    اولین شعر این کتاب با عنوان «حمام فین تکرار شد» به شرح زیر است:

    در كوچه‌های آهن و سيمان گم‌ات كردم
    در بوق‌های شهر نافرمان
    گم‌ات كردم

    در رخت‌های تا شده...
    در كيفِ جا مانده...
    در سايه‌ی كُت‌های آويزان گم‌ات كردم
    در صورتک‌ها...
    در شروعِ زخمِ بوفی كور...
    در گريه‌ی داش آكل و مرجان گم‌ات كردم

    در انتظارچشم‌های‌ روشن‌ات بودم
    در ایستگاه سرد اکباتان گم ات کردم

    در اضطراب
    کودتای چرکی‌ مرداد
    در زخم‌های‌ دست تابستان
    گم‌ات کردم

    در مشق‌های هر شب
    سارا اناری داشت
    در آخرِ آن مرد
    در باران...
    گم‌ات كردم

    در چشم‌های خونی ات
    تهران قدم مي‌زد
    در
    چشم‌های خونی طهران
    گم‌ات كردم

    در
    كافه‌های پر شده...
    در
    دود و تنهايی...
    در بُهت نیم خالی ليوان گم‌ات كردم

    هر روز
    در یک روزنامه مثله‌ات کردند
    در
    صفحه‌های کاهی کیهان
    گم‌ات کردم

    تاريخ
    از چشم سفید دفترت
    تا ريــ
    ـخــ
    ــت...
    در خاطراتِ مادرم ايران!
    گم‌ات كردم
    در رقصِ چاقو/ خورده‌ی سرهای نيشابور
    در چشم‌های خالی كرمان
    گم‌ات كردم

    در شعر گفتن...
    در حياط كوچک پاييز...
    در دست‌های بسته‌ ی زندان گم‌ات كردم

    در گورهای دسته جمعي
    شعر می‌خواندی!
    در شعرها...
    اي روح سرگردان!
    گم‌ات كردم

    طهران
    طناب دار شد...
    طهران رَگ‌ات را زد...
    حمام فین
    تکرار شد طهران... رگ‌ات را زد
    بر چوبه‌های خونی ميدان گم‌ات كردم
    در اعتراضات بهارستان گم‌ات کردم

اماکن مرتبط



تگ ها