City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

مردي که هيچ بود

(70 رای)


داستان بلند «مردي که هيچ بود» نوشته زنده ياد مرتضي احمدي توسط انتشارات هيلا منتشر و راهي بازار نشر شد.

این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • مردي که هيچ بود
مردي که هيچ بود مشاهده گالری

«نظرتون چیه؟»

1.هر روز چقدر از وقتت رو صرف مطالعه می کنی؟

 کمتر از نيم ساعت  بين نيم تا يک ساعت  بين يک تا دو ساعت  بيشتر از دو ساعت

2.چه نوع کتابهایی رو بیشتر دوست داری؟

 داستان و رمان  کتاب شعر  کتاباي تاريخي  کتاباي علمي  کتاباي عمومي  ساير

3.برای خرید کتاب سالیانه چقدر هزینه می کنی؟

 کمتر از 50 هزار تومان  بين 50 تا 150 هزار تومان  بين 150 تا 300 هزار تومان  بيشتر از 300 هزار تومان

4.هر روز چقدر از وقتت رو توی اینترنت می گذرونی؟

 کمتر از يک ساعت
 بين يک تا دو ساعت
 بين دو تا سه ساعت
 بين سه تا چهار ساعت
 بيشتر از چهار ساعت

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



راوی این داستان، با لحن گفتگوهای محاوره مردمان تهران یا اصطلاحا طهرون قدیم این داستان را روایت می کند.زنده یاد مرتضی احمدی پیشکسوت هنر گویندگی و محقق حوزه تاریخ تهران قدیم، این کتاب خود را به نوه اش تقدیم کرده است.

  • تاریخچه

    مرتضی احمدی بازیگر و صداپیشه تهرانی و متولد سال ۱۳۰۳ بود که ۳۰ آذر سال جاری در سن ۹۰ سالگی درگذشت. او علاوه بر فعالیت در عرصه بازیگری و دوبله، به تحقیق و پژوهش در حوزه فرهنگ مردم و تهران شناسی نیز پرداخته بود.
  • شرایط استفاده

    این کتاب با ۹۶ صفحه، شمارگان هزار و ۶۵۰ نسخه و قیمت ۵ هزار تومان منتشر شده است.
  • سایر اطلاعات

    در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

    یاشا کمی چاق و تپل و سرخ و سفید بود، لب پرخنده ای ام داش. همه جام جاش بود، با اون لهجه شیرین نیمه آذریش توجه اطرافیانشو به خودش جلب می کرد، قاپشونو می دزدید و یار غارشون می شد. اون مرد بی شیله پیله و کم سوادی بود، اما خیلی سرش می شد. اهل سیر و سفر نبود، چون وضع مالی میزونی نداش. دور هیچ فرقه ای ام تاب نمی خورد، سرش به کار خودش و زن و بچه ش بود، نماز و روزه ش ترک نمی شد و راه مسجدم گم نمی کرد. اگه کسی تو محل جشنی، عروسی ای چیزی داش، یه راس می اومد سراغش و آشپزیشو به اون می داد، دستمزدی ام بهش می دادن که کمک خرجیش می شد.

    یاشا پولاشو صنار سه شی روی هم می ذاشت و جم می کرد تا تونس یه تیکه زیمین آخرای سبزیکاری امین الملک، چسبیده به باغ ملا، نزدیکای حندق دس و پا کنه و یه اتاق خشت و گلی کنج اون جا علم کنه و زن و بچه شو از آوارگی و خونه به دوشی و اجاره نشینی نجات بده. چن سال بعد با تقلای زیاد و از خرجی خونه زدن و نخوری و ته خونه رو فروختن و قرون قرون رو هم گذاشتن و قرض و قوله تونس چار تا اتاق دیگه و دو تا زیرزیمین به اون اتاق اضافه کنه و به آدمای مختلف اجاره بده...

اماکن مرتبط



تگ ها