City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

پل طبيعت در تسخير فودکورت‌ها (1395/08/15)

«قدم زدن روي اين پل نماد گذار است. گذار طبقه متوسط شهري از فرودست شهر تهران به جغرافيا و ساختارهاي تفريحي فرادستان در شمال شهر. گذرندگان با لباس‌ها و کفش و کيف مهماني، در کامل‌ترين شکل آراستگي چهره و مو با پوشش آلامد آمده‌اند براي تسخير خاکريزها، ايستادن بر فراز، پيوستن به خيل سلفي‌گيرندگان، ديدن و ديده شدن و به حساب آمدن؛ چرخيدن در چرخه بي‌پايان جستن و نيافتن.»
پل طبيعت در تسخير فودکورت‌ها

به گزارش بزنيم بيرون ، ماهنامه انديشه پويا در نوشتاري با عنوان سماع نان نوشت: «در صفحه نخست جست‌وجوي کليدواژه «آب‌وآتش» در گوگل به اين عبارت برمي‌خوريد: «اگر در پايتخت زندگي مي‌کنيد، خودتان را از اين بهشت محروم نکنيد. حتي اگر براي چند روزي به تهران سفر مي‌کنيد، به پارک‌ آب‌وآتش سر بزنيد.» بهشتي بر زمين که با ترسيم تصويري ديگرگون، قلمروهاي رستگاري را بازتعريف مي‌کند. رستگاران مدرن بر بلنداي «پل طبيعت» بر فراز ترافيک انبوه و بي‌انتهاي ماشين‌هاي در گذر ايستاده‌اند. در جايگاهي برتر و فارغ از سرسام شهر، نظارگاني همچون خدايان بر فراز المپ.

 
آن پايين دختر و پسري در ميانه بزرگراه مدرس گير افتاده‌اند. شتاب ماشين‌ها مجال عبورشان نمي‌دهد. جاي ايستادن نيست. فقط بايد بال داشت و به بالا پرواز کرد تا به پل طبيعت رسيد. ترسان و منقبض از کنار گاردريل بزرگراه‌ مي‌روند و قوز کرده‌اند تا جاي کم‌تري بگيرند؛ تا کمتر جاي ماشين‌ها را تنگ کرده باشند. هر بار که مي‌ايستند تا شانس‌شان را براي عبور امتحان کنند، چشم مي‌دوزم به ماشين‌ها. نفسم را حبس مي‌کنم. سر مي‌چرخانم. اين بالا رستگاران همه در حال سلفي گرفتن‌اند. به خودم اطمينان مي‌دهم که آن‌ دختر و پسر هم فرصتي براي دويدن در فاصله امن ميان غول‌هاي آهنين پرشتاب خواهند يافت. نام پارک آب‌وآتش بر سر زبان‌هاست و پل چند طبقه طبيعت تپه‌هاي عباس آباد را به خيابان جردن متصل مي‌کند که يکي از خيابان‌هاي نمادين وضعيت زندگي فرادستانه در شهر تهران است.
 
قدم زدن روي اين پل نماد گذار است. گذار طبقه متوسط شهري از فرودست شهر تهران به جغرافيا و ساختارهاي تفريحي فرادستان در شمال شهر. گذرندگان با لباس‌ها و کفش و کيف مهماني، در کامل‌ترين شکل آراستگي چهره و مو با پوشش آلامد آمده‌اند براي تسخير خاکريزها، ايستادن بر فراز، پيوستن به خيل سلفي‌گيرندگان، ديدن و ديده شدن و به حساب آمدن؛ چرخيدن در چرخه بي‌پايان جستن و نيافتن.
 
پارک آب‌وآتش به خاطر چهار برج و آتش و فضايي که ويژه فواره زدن آب از زمين طراحي شده و دو پل معلقش بر فراز دو بزرگراه همت و مدرس مشهور است. يکي از پل‌ها همان پل طبيعت است و ديگري پل ابريشم که پارک را به ساختمان اتاق شيشه‌اي «گنبد مينا» مي‌رساند. همچنين سالن‌ها، رستوران‌ها و کافه‌هاي متعدد دارد. با اين حال شب‌ها خانواده‌هاي سنتي‌تر، پرجمعيت‌تر يا خانواده‌هايي از مناطق به لحاظ اقتصادي فرودست‌تر تهران با بار و بنديل چاي و قابلمه غذا به پارک مي‌آيند. در آلاچيق زيرانداز پهن مي‌کنند و مي‌نشينند. گله به گله زير نور چراغ سفره مي‌اندازند براي صرف غذاهايي که از خانه آورده‌اند. هزينه يک شب شام در يکي از رستوران‌هاي فود کورت‌هاي اينجا براي يک خانواده پنج-شش نفره چيزي حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان است.
 
در فضاي پارک و پل بالغ بر پنج مجموعه غذايي زنجيره‌وار يا همان فودکورت وجود دارد. هر فودکورت مسيري است سرپوشيده يا در هواي آزاد با حدود تقريبي ۲۰ تا ۴۰ رستوران و کافه که در فضاي پذيرايي از مشتري‌هاي‌شان با هم سهيم‌اند؛ فضاي طويل در عرضي محدود که با غرفه‌هاي متعدد و کوچک طبخ و نمايش و فروش عذا و با ميز و صندلي‌هايي براي نشستن و صرف غذا پر شده است. فودکورت‌هاي پل، خلوت‌تر و کم غرفه‌ترند.
 
«فودکورت طبيعت» در طبقه زيرين پل و «راه سبز» در هواي باز است و فودکورتي که مسقف به چادري بزرگ است بيش از همه به چشم مي‌آيد. فودکورت «راه چوبي» که ظاهرا مدرن‌تر و پيچاپيچ‌تر است. به خاطر افزودن رستوران‌هاي ايتاليايي و هندي و گيلکي با قيمت‌هاي بالاتر، طبقات به لحاظ اقتصادي مرفه‌تر را جذب مي‌کند. ورود به اين مکان‌ها ورود به سرزمين هياهوهاست. با صداي موسيقي لاينقطع و سمج از ميان يکدستي به ظاهر متنوع دکوراسيون که عبور کنيد، با آدم‌هاي رنگارنگ، بشقاب‌هاي غذاي سلفون‌پيچ شده روي پيشخوان، بشقاب‌هاي پر و خالي روي ميزها، ليوان‌هاي بلند و مايعات رنگين و سيني‌هاي کوت‌شده از تکه‌هاي مرغ و سيب‌زميني مواجه مي‌شويد. عده‌اي در حال گذرند و عده‌اي مي‌خورند و حرف مي‌زنند و مي‌خندند. فاصله‌اي ميان فضاي خورندگان و گذرندگان وجود ندارد. بوها و نورها و رنگ‌ها و روي‌ها و موي‌ها درهم‌آميخته‌اند.
 
هر چه مي‌چرخي، باز رستوران است و فست‌فود و کافه؛ انواع کباب، ساندويچ، سوخاري، کيک و قهوه، شيک، آب‌ميوه و نوشيدني‌هاي مجاز ديگر با قيمت‌هايي مشابه کافه‌ها و رستوران‌هاي متوسط شهر، از سوپ‌ شش هزار توماني و آب ميوه هشت هزار توماني تا کباب عربي «مشکل» ۴۵ هزار توماني و «منوي خانواده»ي نود هزار توماني در فست‌فود کورت طبيعت، همه چيز متوسط و عامه‌پسند است؛ دکوراسيون، کيفيت خوردني‌ها و نوشيدني‌ها و موسيقي فودکورت‌ها، مناسبات و ساختارها و بُعد خصوصي کافه‌نشيني و رستوران رفتن را دست‌خوش تغيير کرده‌اند. فودکورت‌ها حتي پارک آب‌وآتش و پل طبيعت را هم در حاشيه خود قرار داده‌اند.»

منبع : ماهنامه انديشه پويا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • پل طبيعت

    پل طبيعت بزرگ ترين پل غير خودرويي کشور و يکي از جاذبه هاي تفرحگاهي شهر تهران است که به نماد جديدي براي پايتخت تبديل شده است. با عبور از اين پل مي توانيد در آرامش فضاي سبز بوستان هاي اطراف، چشم اندازي زيبا را از شمال و جنوب تهران در ارتفاع 40 متري تماشا کنيد. پل طبيعت در نقطه‌اي واقع شده که محل تلاقي شريان‌هاي اصلي پايتخت است و بزرگراه‌هاي مدرس، همت، حقاني و رسالت در تيررس آن قرار دارد.

    0 دیدگاه 130717 بازدید


تگ ها