City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

تهديد اماکن تاريخي صرفا براي پز دادن با آمارها (1397/01/26)

«گهي زين به پشت و گهي پشت به زين»؛ سال‌ها نوشتيم و نوشتند که موزه‌ها و بناهاي تاريخي هويت کشورند و حضور مردم در اين بناها ميزان توجه‌شان به تمدن کشور را نشان مي‌دهد، اما به نظر مي‌رسد حالا بايد نوشتارمان را ۱۸۰درجه تغيير دهيم.
تهديد اماکن تاريخي صرفا براي پز دادن با آمارها

به گزارش بزنيم بيرون ،عکس‌هاي تالار سلام را در حالي با افتخار دست به دست بازنشر مي‌دهيم که مراقبان کاخ جهاني گلستان تلاش مي‌کنند با بستن در تالار عاج، از شکستن‌اش جلوگيري کنند. يا چرا راه دور برويم موزه ملي ايران در حالي هر روز عکس‌هاي تکراري از صف‌هاي طولاني و حضور بيش از حد مردم براي ديدن نمايشگاه لوور منتشر مي‌کند که  وقتي پا به نمايشگاه مي‌گذاريم احتمالا از ۵۶شيء‌تاريخي چيزي حدود ده اثر را نمي‌توانيم با دقت و حوصله ببينيم و با فشار جمعيت بايد موزه را ترک کنيم!

در سال‌هاي گذشته، به نظر مي‌رسد هر موزه يا بناي تاريخي که آمار بيشتري از ميزان بازديدِ بناهاي تاريخي اعلام کند، انگار برنده ميدان است. رقابت راه انداخته‌اند در تصاوير و خبرها، تا نشان دهند بناي تاريخي که مديريت‌اش را بر عهده دارند از ديگر بناهاي تاريخي بيشتر مورد توجه بوده و امسال بيشتر از پارسال گردشگر يا مسافر نوروزي وارد آن شده‌اند.

اين در حالي است که تصاوير منتشر شده از بناهاي تاريخي که قرار است برنده اين رقابت باشند بيشتر يک درد دارند تا حس افتخار. دردي که بدون توجه به وضعيت بناهاي تاريخي اجازه مي‌دهيم مسافران نوروزي و گردشگران به قول معروف تا خِرخِره‌ي آن بنا، وارد محوطه‌ي تاريخي شوند و نه تنها هيچ کدام نمي‌توانند به درستي پولي که براي بازديد از يک بناي تاريخي داده‌اند را استفاده کنند، بلکه هيچ بهره‌اي هم از ديدن آن بناي تاريخي نمي‌برند.

و به نظر مي‌رسد به همين دليل بايد با استفاده از ضرب‌المثل «گهي پشت به زين و گهي زين به پشت» رسانه‌ها بايد نوشتارشان براي ايجاد انگيزه بين مردم در بازديد از بناهاي تاريخي را تغيير دهند،تا به روزي نرسيم که به جاي دادن آمار ميزان ورود مخاطبان به بناهاي تاريخي، امار وضعيت بناهاي تاريخي را از حضور بي‌رويه ان‌ها به اين محوطه‌ها بدهيم.

 

با بحران در موزه‌ها مواجهيم نه افتخار

رضا دبيري‌نژاد، کارشناس موزه‌دار وضعيت کنوني در موزه‌هاي کشور را به يک بحران تشبيه مي‌کند، بحراني که به جاي برطرف کردنش در موزه‌ها در حال تشديد آن هستيم.

مدير موزه ملک مي‌گويد: به نظر مي‌رسد از ديد متوليان ميراث فرهنگي و گردشگري، نوروز به يک بحران تبديل شده که فقط منتظر سپري شدن آن هستند تا خطري براي محوطه‌ها و موزه‌ها ايجاد نشود. اما آن‌ها از فرصت به دست آمده استفاده نمي‌کنند و بيشتر به اين فکر هستند که به رتق و فتق امور بپردازند.

او مشکل عمده در اين ميان براي بناها و موزه‌هاي تاريخي و حتي محيط زيست را از يک سو تعريف نکردن يک ميزان حجم و سطح بازديد و استانداردها مي‌داند  و مي‌گويد: از سوي ديگر کسي به اين فکر نمي‌کند که بناهاي تاريخي مانند کاخ گلستان، باغ فين کاشان و برخي از عمارت‌ها و فضاهاي تاريخي براي رفت و آمد و حضور افرادِ کم تعبيه شده‌اند، نه حجم بالاي افراد که هر کدام رفتارهاي متفاوتي و حتي آلودگي‌ها و ويروس‌هاي متفاوتي را با خود در محيط‌هاي مختلف منتقل مي‌کنند.

وي با اشاره به تجربه‌هايي که از حضور گردشگران در محيط‌هاي تاريخي متفاوتي داشته، بيان مي‌کند: در چند سال گذشته مي‌ديدم که برخي از بازديدکنندگان در تالار آينه کاخ گلستان با انگشت خود به زير آينه‌کاري‌ها فشار وارد مي‌کردند تا با کندن آينه‌ها زير آن‌ها را ببينند، يا پيش از آن حتي در زيرزمين مسجد شيخ لطف‌الله به چشم خود ديدم که خانواده‌اي کودک خود را روي منبر فرستاد تا بالا و پايين بپرد و از آن فيلم بگيرند.

کسي به اين فکر نمي‌کند که بناهاي تاريخي مانند کاخ گلستان، باغ فين کاشان و برخي از عمارت‌ها و فضاهاي تاريخي براي رفت و آمد و حضور افرادِ کم و کاربري‌هاي خاصي تعبيه شده‌اند، نه حجم بالاي افراد با رفتارها،  آلودگي‌ها و ويروس‌هاي متفاوت

او يادگاري‌نويسي‌هاي مخاطبان در عالي‌قاپو را موضوع ديگري مي‌داند که تا سال‌ها ادامه داشته است.

وي با تاکيد بر لزوم تعريفِ سقفِ استانداردهاي موزه‌هاي دست‌کم براي موزه‌هاي بزرگ مانند موزه ملي ايران، تاکيد مي‌کند: حضور مخاطبان موزه در يک محيط قديمي و سربسته با خود تغيير رطوبت و دما به همراه دارد، بنابراين آسيب‌هاي فيزيکي و محيطي زيادي به موزه‌ها وارد مي‌شود.

 

ديدمان به موزه‌ها، مصرف‌گرايي شده

اين موزه‌دار با بيان اين‌که در حال حاضر نسبت به آثار تاريخي و موزه‌ها به ديد مصرف‌گرايي برخورد مي‌کنيم، ادامه مي‌دهد: حتي نوعِ نگاه به مصرف‌گرايي و پديده‌هاي يک بار مصرف يا مصرف شونده، کوتاه مدت است و نگاهِ بلند مدتي در اين زمينه نداريم.

وي مي‌افزايد: به نظر مي‌رسد پلان مديران هر کدام از بناهاي تاريخي فقط رکورد زدن براي حضور گردشگر و مسافر در دوره مديريت خود است، در حالي که هر موزه حداکثر بايد يک رِنجِ مشخص داشته باشد.

 

وقتي بحران نداريم که نگاه‌مان علمي شود

به اعتقاد او؛ اگر يک موزه امسال ۱۰۰هزار بازديدکننده دارد نبايد تلاش کند که سال ديگر آن آمار را به ۲۰۰هزار نفر برساند، که اگر اين اتفاق رخ دهد يک خطا رخ داده است و نه موفقيت.

دبيري‌نژاد تاکيد مي‌کند: اگرنگاه علمي و استاندارد داشته باشيم و تغيير آمار موفقيت تلقي نشود، بلکه آن را يک خطر و بحران تلقي کنيم به جايگاهي مي‌رسيم که ديگر اين نوع تعريف‌هاي کمّي از پديده‌ها صورت نمي‌گيرد.

اگرنگاه‌مان علمي باشد، حضور اين ميزان مخاطب در بناهاي تاريخي بحران تلقي مي‌شود، نه موفقيت.

 

معتقدند، موفقيم چون هر سال آمارِ سفر بيشتر مي‌شود!

اين کارشناس موزه‌دار اما مشکل اين ميزان حضور در بناهاي تاريخي را در جاي ديگري مي‌بيند.

او مي‌گويد: مشکل عمده اين است که فکر مي‌کنيم رشد کمّي در گردشگري نشانه‌ي موفقيت در آن است، فکري که آن را به تبع ناتواني و جبران ورود گردشگرِ خارجي داريم، بنابراين تلاش مي‌کنيم تا بگوئيم در گردشگري رشد مي‌کنيم و موفق هستيم چون هر سال آمارِ سفر بيشتر مي‌شود.

 

مسافراني که پيک‌نيک هفت روزه راه مي‌اندازند

او با بيان اين‌که در فصل‌هاي پيک سفر، به خصوص نوروز بسياري از افراد را نمي‌توان گردشگر محسوب کرد، بلکه آن‌ها فقط مسافران نوروزي‌اند، ادامه مي‌دهد: در نوروز مي‌بينيم هر کس با وسايل مختلفي مانند کاميون، چادر يا وسايل پيک‌نيک با خانواده خود به خارج از شهر مي‌رود و حتي غذاي خود را همراه مي‌برد، بنابراين مسافري که نه اقامتگاه مي‌گيرد، نه غذاي محلي و نه صنايع‌دستي مي‌خرد، جنبه صنعتي و اقتصادي ندارد که بتوان آن را گردشگر محسوب کرد.

وي اين دسته از مسافران را افرادي مي‌داند که فقط به دنبال تفريح‌اند نه ديدن بناهاي تاريخي و ادامه مي‌دهد: آن‌ها يک پيک‌نيک هفت روزه راه مي‌اندازند. پيک‌نيک بلند مدتي که در آن نه به صنايع دستي کمک مي‌کنند، نه دنبال يادگيري‌اند و نه مي‌خواهند با فرهنگ بومي منطقه مواجه شوند و حتي در معناي بديهي‌ترين وجه گردشگري، يعني شکم‌گردي هم ورود نمي‌کنند، بنابراين تمام مختصات و توقعاتِ يک گردشگر براي اين مسافران نوروزي کمتر ديده مي‌شود يا لااقل هدف آن‌ها گردشگري نيست.

دبيري‌نژاد مي‌افزايد: از سوي ديگر گروه‌هاي متولي گردشگري در کشور، دنبال بالا بردن آمار گردشگري‌اند تا حرف از رشد سفر داشته باشند و سرجمع بازديدکنندگان آثار تاريخي را بالا ببرند تا وقتي آمارِ همه مسافران نوروزي را جمع مي‌کنند بتوانند جبران چهار ماه از سال را هم کرده باشند.

 

وقتي در يک روز ۲۷هزار نفر به بناي تاريخي مي‌روند، کدام‌يک از اين افراد بهره‌اي فرهنگي از آن بنا مي‌برند؟

اين موزه‌دار با اشاره به آماري که در طول نوروز و حتي بعد از سفرهاي نوروزي توسط مسئولان کاخ موزه‌ها و محوطه‌هاي تاريخي ارائه مي‌شود که مثلا روزي ۲۵تا ۲۷هزار نفر از يک بناهاي تاريخي ديدن کرده‌اند، اظهار مي‌کند: در اين ميان اگر آسيبي که با ورود اين جمعيت انبوه به بناهاي تاريخي وارد مي‌شود را ناديده بگيريم، به اين نکته نيز بايد بينديشيم که وقتي اين تعداد جمعيت به يک بناي ۳۰۰متري وارد مي‌شوند، علاوه بر آسيب‌ها، واقعا آن افراد مي‌توانند چه چيزي از آن محيطِ تاريخي را ببينند؟

به گفته‌ي او، قطعا نمي‌توانند هيچ تماشا و بهره‌اي از محوطه داشته باشند. فقط جايي مي‌روند که بگويند رفته‌اند و بحث تشخص اجتماعي مطرح شود.

 

متوليان در شکل حداقلي بايد به فکر حفاظت از بنا باشند

دبيري‌نژاد ادامه مي‌دهد: از سوي ديگر نهادهاي متولي که در شرايط عادي توانايي ارائه خدمات عادي مانند بروشورِ‌موزه يا راهنما را ندارند، زماني‌که در نوروز حجم بازديدکننده پنج يا ۱۰برابر است، اگر بخواهند خيلي بيشتر از حد خود هم تلاش کنند در شکل حداقلي فقط به نگهباني از بنا فکر مي‌کنند تا امنيت را کنترل کنند.

وي اضافه مي‌کند: در اين شرايط حتي بهبود خدمات‌رساني هم انجام نمي‌شود و جالب اين‌جاست که مسئولان موزه‌اي فشار را به نيروهاي کف سازماني و موزه‌ها وارد مي‌کنند و ساعات کاري را در نوروز افزايش مي‌دهند اما به آن نيروي سازماني هيچ اهميتي داده نمي‌شود.

 

چه قدر به نيروهاي انساني در موزه‌ها اهميت داده مي‌شود؟

او با اشاره به اين‌که براي زياد يا کم کردن ساعتِ بازديد از موزه‌ها در ديگر کشورها دست‌کم به يک ماه فکر و برنامه‌ريزي نياز دارند، ادامه مي‌دهد: اما در ايران يک روز مسئولي با حضور در موزه و مواجه با حجم عظيمي از بازديدکنندگان و مسافران نوروزي اعلام مي‌کند که از فردا فلان موزه تا پاسي از شب فعال خواهد داشت.

به گفته مدير موزه ملک، اين دستورها در حالي داده مي‌شود که در اين ميان اصلا به نيروهاي انساني موزه‌اي فکر نمي‌شود، به اين که اين افراد نيز نيازهاي انساني دارند، زماني که  يک نفر بايد ۱۰ساعت کار کند، دست کم يک ساعت قبل و بعد از کار نيز در اين زمينه فعال است، از سوي ديگر او قطعا به استراحت نيز نياز دارد تا صبح فردا هم بتواند همان خدمات را به بهترين نحو به بازديدکنندگان ارائه دهد.

 

نگاهِ به گردشگري از بالا در سطح کلان است، اما نگاهِ از پايين به اين صنعت اوضاع را آشفته نشان مي‌دهد

وي تاکيد مي‌کند: بروز اين اتفاقات نتيجتا باعث نارضايتي بين نيروها مي‌شود و نيروي ناراضي خودبه خود اشتياقي به خدمات‌رساني نخواهد داشت. يعني اين تصميمي‌گيري ناخوادگاه نارضايتي در نيروهاي متولي را به دنبال دارد، اتفاقي که خود ايجاد دافعه مي‌کند.

او مشکل را در اين نکته مي‌داند که نگاهِ به گردشگري از بالا کلان است، اما نگاهِ از پايين به اين صنعت اوضاع را آشفته زمان و آشفته وضعيتي نشان مي‌دهد که بسامان نيست.

 

کجاي دنيا مردم با ماشين ساحل‌گردي مي‌کنند؟

وي با تاکيد بر اين‌که هيچ‌گاه از اوضاع نابسامان اتفاق و نتيجه سامان‌مندي به وجود نمي‌آيد، مي‌گويد: در نوروز امسال به چشم ديدم که  حجم عمده‌اي ماشين در تنها ساحل بکر منظر فرهنگي شهر بندرعباس کنار دريا و جايي که مردم در حال پياده‌روي‌اند، ماشين‌گردي مي‌کنند. فضايي که هيچ جاي سوزن انداختن ندارد. کجاي دنيا مردم با ماشين کنار ساحل مي‌روند؟

 

ما منابع‌مان را نابود مي‌کنيم و ديگر کشورها حفاظت

دبيري‌نژاد در ادامه به وضعيت جزيره هرمز اشاره مي‌کند و مي‌گويد: در جزيره هرمز که شهرت آن به خاک‌هاي رنگي جزيره است، امروز به حجم عمده توريست خاک جزيره را مي‌فروشند. اين در حالي است که اگر اين حجم توريست هر کدام ۵۰گرم خاک با خود از جزيره بيرون ببرد، ظرفِ کمتر از چند سال آن منبع شگفت‌انگيز در جزيره تمام مي‌شود، درست مانند وضعيت امروز که برخي از خاک‌هاي رنگي جزيره که مانند خاک زرد، ناياب شده‌اند.

او در ادامه اما به رفتار يک کشور افريقايي با صدف اشاره مي‌کند و مي‌افزايد: صدف براي اين کشور يک سرمايه ملي محسوب مي‌شود، چند سالي است که هيچ کس حق خروج صدف از کشور را ندارد، اما ما در ايران و در جزيره هرمز  به راحتي اجازه مي‌دهيم تا توريست‌ها خاک، صدف و گونه‌هاي گياهي از جزيره ببرند، کنار ساحل ماشين‌سواري کنند و حجم آلودگي‌هاي زياد را به وجود آورند، کدام يک از اين اتفاقات را مي‌توان رفتاري از سوي گردشگر يا تلاش براي رشد گردشگري تلقي کرد؟

نمايشگاه لوور در موزه ملي ايران در نوروز ۹۷

 

نوروز زماني براي رقابت و رکورد زدن

وي ضعيت کنوني در نوروز هر سال را يک رقابت رکوردزني توصيف مي‌کند و مي‌گويد: تقريبا از ۱۰سال پيش و بعد از ادغام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اين اتفاق آغاز شده و تا امروز ادامه دارد، آمارهايي که هيچ‌گاه نمي‌توان گفت کدام حجم واقعي‌اند و نتيجتا بيشتر از منافع ضرر دارند.

نه آموزش مي‌بينند، نه روح فرهنگ در ان‌ها تقويت مي شود و نه کسب تجربه مي‌کنند، فقط به پيک‌نيک مي‌روند

مدير موزه ملي ملک تاکيد مي‌کند: در اين شرايط نه روي بحث کودک و نوجوان در بازديد از بناهاي تاريخي کار مي‌کنيم که بگوئيم در حال آموزش به نسل‌هاي بعدي هستيم و نه آموزش فرهنگي مي‌دهيم و نه بازديد به معناي واقعي رخ مي‌دهد تا روح فرهنگي و هويت ملي تقويت شود و نه احترام به فرهنگ و نه کسب تجربه فرهنگي رخ مي دهد، چون نه شکم‌گردي، نه خريد سوغات و صنايع دستي و نه اقامت در مکاني فرهنگي وجود دارد، تا تجربه‌اش رخ دهد.

به گفته‌ي دبيري‌نژاد، در اين شرايط هيچ کدام از اين موارد ارزش فرهنگي ندارند و صراحتا امتياز بالايي نمي‌گيرند.


منبع : ايسنا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها