City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

يک روز موزه گردي در خانه تاريخي فولادوند تهران (1396/07/14)

نشان همسايه جديد روي كاشي‌هاي بيرون در، طوري پيچ و تاب خورده كه دل بيننده را ببرد. از دل فيروزه‌اي كاشي به هنر هزار سال پيش ايرانيان. به دنياي غليظ مركب و ليقه، ورق‌هاي آهار خورده ابر و باد و سر انگشت‌هايي كه سياهي به خوردشان رفته...
يک روز موزه گردي در خانه تاريخي فولادوند تهران

به گزارش بزنيم بيرون ، نشان همسايه جديد روي كاشي‌هاي بيرون در، طوري پيچ و تاب خورده كه دل بيننده را ببرد. از دل فيروزه‌اي كاشي به هنر هزار سال پيش ايرانيان. به دنياي غليظ مركب و ليقه، ورق‌هاي آهار خورده ابر و باد و سر انگشت‌هايي كه سياهي به خوردشان رفته. به زمان قرچ قرچ تيز قلم ني روي كاغذ؛ در كشيدگي «ت»، بلنداي «كاف» و قوس «نون». آنجا كه مركب تمام شده، قلم ني روي سفيدي كاغذ، جيغ كشيده كه جان من تمام شد براي نوشتن حرف‌ها. آن ني خيزران را با سياهي مركب، جان دوباره بده!  ني قهوه‌اي سوخته، دوباره حروف را نوشته، مدام سوخته و دنياي خوشنويس را ساخته. كند شده و «قط» خورده و حاصل تمام اينها در هنري جمع شده كه قوام مركب روي برگ‌هاي خوشنويسي جا مي‌گذارد. اكنون بخش عمده‌اي از اين آثار در يك موزه تخصصي با نام موزه خوشنويسي در تهران گردآوري شده است. حالا چند روز است كه اهالي كوچه فولادوند در خيابان شريعتي، در انتهاي كوچه‌شان با موزه تخصصي هنر خوشنويسي همسايه شده‌اند. موزه‌اي كه هنوز خاطرات يك خانه از قديمي‌هاي تهران را به سينه‌اش سنجاق كرده و با نمايش آثار و ابزار خوشنويسي برش‌هايي از زندگي هنري استادان خوشنويسي را براي بازديدكنندگان روايت مي‌كند.  حميد رضا قليچ‌خاني؛ عضو شوراي كارشناسي آثار موزه خوشنويسي و فريار جواهريان؛ مشاور پروژه مرمت و طراح داخلي موزه خوشنويسي ايران از رخدادهايي مي‌گويند كه به يك خانه مسكوني سن و سال‌دار، لعاب موزه شدن بخشيد.

 
بوي فصل‌ها
آجرهايش از همان دهانه كوچه، بيننده را ياد صبح مي‌اندازند. از آن صبح‌ها كه يك چادر بوي سنگك داغ، آفتاب نزده تا ته كوچه مي‌رفت و از لنگه بازمانده در تا وسط سفره صبح، سُر مي‌خورد. آخر بن بست از آن خانه‌هاست كه دست مي‌گذاشتند روي زنگش و چهچه بلبل، مي‌پيچيد توي ايوان. از همان‌ها كه حياطش را ريسه مي‌بستند و دم غروب رديف صندلي‌هاي مخملش جايي براي مهمان تازه از راه رسيده نداشت. گوش تا گوش، آدم مي‌نشست سينه ديوار آجري و پيش دستي‌هاي سيب و شليل عروسي هي پر و خالي مي‌شد. بعد هم آستين پيراهن و كهنه‌هاي قنداق بچه روي بند رخت ايوان باد مي‌خورد و سينه آفتاب خشك مي‌شد. خانه «فولادوند» بايد از اين خاطره‌ها زياد داشته باشد؛ چه زماني كه مسكوني بود، چه بعدها كه به لوكيشن فيلم‌هاي سينمايي تبديل شد. حالا درهاي همين خانه با خاطرات كهنه‌اي كه زنده مي‌كند، به روي علاقه‌مندان گشوده شده تا آثار هنر خوشنويسي ايران در آن به نمايش درآيند. قرار است به جاي هس هس سرخ كردن غذا و عطر مطبخ هميشه به راه، بوي فصل‌ها با خاطره هنر هزار ساله ايران از درز پنجره تو بزند و هنر خوشنويسي به همت سازمان زيباسازي شهر تهران صاحب يك سرپناه دائمي و تخصصي در خيابان دكتر شريعتي تهران باشد.
 
اين خانه حالا موزه است
نشاني را مي‌گفتند جاده قديم شميران، بيرون  دروازه دولت. اين محله شده بود آخر تهران. بعد از اين چند پارچه باغ حوالي جاده شميران، تهراني در كار نبود. خيابان بالا را مي‌گفتند كه ديوار به ديوار، باغ افتاده بود. باغ اول، متعلق به خانواده «عدل». روي باغ دومي اسم «حقوقي» مانده بود و آخري را هم به نام «منصور» مي‌شناختند. آخر سر هم نام و نشان ميرزا محمد حقوقي؛ وزير درجه يك عدليه به باقي اسامي چربيد و اسم خيابان را گذاشتند «حقوقي»، اما پايين‌تر از خيابان حقوقي و درست در جنوب همين باغ‌ها خانه‌اي كوچه را به پايان مي‌برد كه محل سكونت غلامرضا فولادوند بود. خاطره سكونت در اين خانه به سال‌هاي نمايندگي غلامرضا فولادوند در مجلس شوراي ملي سابق مي‌رسد آن هم به نمايندگي از مردم شهر شاهرود. حتي كوچه را هم به نام فولادوند نامگذاري كرده‌اند. در تصاوير به جا مانده از خانه فولادوند قبل از احيا و مرمت، پيچك‌هاي سبز از رديف آجرهاي آفتاب خورده و باران ديده ديوار بالا رفته‌اند. كركره‌هاي سبز رنگ پنجره‌هاي شمالي را رو به نور باز كرده‌اند تا اتاق‌ها بوي صبح بگيرند. پشت آن لنگه كركره‌هاي بازمانده، پنجره‌هايي دهان گشوده‌اند و يكي، دو پنجره پرده‌هاي سفيد رنگ‌شان را پشت گوش جمع كرده‌اند. زير همين پنجره‌ها و روي خش خش برگ‌هاي حياط خانه، بارها كلاكت فيلم‌هاي سينمايي را زدند و بعد از زندگي چندباره اين خانه در سكانس‌هاي آن فيلم‌ها نام موزه خوشنويسي بر پيشاني خانه فولادوند درج شد.
 
راز ديوارهاي «فيلي»
لنگه‌هاي در ورودي ساختمان به ديوارها تكيه داده‌اند. از پايين پله‌هاي سنگي و بيرون «در» تاريكاي خنكي، آدم را فرا مي‌خواند و كم‌كم به كندو كاو وا مي‌دارد. گلدان‌هاي كوكب پا‌به‌پاي پله‌هاي سنگي تا رسيدن به در ورودي بنا بالا آمده‌اند. پشت كانتر ورود، نشان آبي و طلايي موزه خوشنويسي مثل غنچه‌اي روي ديوار باز مانده است. حباب‌هاي روشن از كمي بالاتر و بين برش‌هاي آ‌ينه سقف، با نورپردازي مدرن به اطراف نور مي‌پاشند. اما ديوارهاي فيلي موزه   خوشنويسي هنوز هم حال روزهاي 1320خانه را حفظ كرده‌اند.
 فريار جواهريان؛ مشاور پروژه مرمت و طراح داخلي موزه خوشنويسي تلاش داشته يك پس زمينه تيره براي آثار خوشنويسي فراهم كند. او مي‌گويد: «اين آثار اغلب كوچك و سفيد رنگ هستند. از آنجا كه فرصت تهيه كادر رنگي براي تمام آثار تابلويي موزه وجود نداشت، رنگ ديوارها را تيره انتخاب كردم تا آثار هنري در اندازه كوچك هم خودشان را نشان دهند.»
اما تعداد ديوارهاي امروز موزه بسيار كمتر از ديوارهايي است كه خانه فولادوند را در روزهاي سكونت خانواده او اتاق اتاق مي‌كردند. حالا فضا به سالن‌هاي دنباله‌داري تبديل شده كه بيننده را براي ورود به مرز و محدوده خود دعوت مي‌كند تا ببيند در پس آن دالان‌هاي باريك و دهان‌بسته چه آثار هنري خوابيده است.
 فريار جواهريان مي‌گويد، از آنجا كه اين خانه در ابتدا مسكوني بود در طبقه نخست آن سه اتاق خواب، يك حمام بزرگ و تعدادي «در» و «گنجه» وجود داشت. در طراحي داخلي موزه خوشنويسي متناسب با فضاي اين موزه و آثار هنري كه قرار بود در فضاي آن به نمايش درآيد اتاق‌هاي خانه را با برداشتن ديوارها به هم وصل كردم تا راه براي بازديد از موزه هموار شود. او مي‌افزايد در طراحي منعطف و پوياي فضاي داخلي موزه، كمترين دخل و تصرف ممكن براي مرمت و احيا خانه فولادوند انجام شد. علاوه بر اين، امكاني فراهم شد تا افراد داراي معلوليت هم بتوانند از اين محل بازديد كنند. اضافه كردن بالابر به بناي موزه با درنظر گرفتن شرايط اين بازديدكنندگان انجام شده است.
 
حاصل جمع رنگ‌ها؛ آرامش
 نور از حفاظ نيمه باز پنجره خودش را به كفپوش چوبي طبقه اول رسانده است و كش‌كش تا وسط سالن پيش مي‌رود. رنگ آجري كركره‌هاي اين طبقه، گرمايي شبيه ‌ سيم پيچ گداخته از آتش مي‌سازد كه خيال دارد تا ابد به سرماي ديوارها دست بكشد. انگار ديوارهاي طوسي سالن‌ها از سرما سوزن سوزن شده باشند و رنگ كركره و چارچوب، گوش‌هاي يخ كرده ديوار را با انگشت‌هاي قرمز قهوه‌اي خود محو كنند. اين تعادل بين رنگ‌ها به محض ورود به سالن‌هاي موزه خوشنويسي، خودنمايي مي‌كند؛ انتخابي كه كاملا آگاهانه انجام شده است.
فريار جواهريان مي‌گويد رنگ چارچوب و كركره پنجره‌ها در خانه قديمي فولادوند سبز بود. ما براي رنگ‌آميزي مجدد، پنج تا شش لايه رنگ سبز را از روي كركره و چارچوب‌ها تراشيديم و در نهايت رنگي را جايگزين كردم كه با رنگ پاركت موزه خوشنويسي متناسب و همخوان باشد. اين رنگ با قرارگيري در كنار ديوارهاي طوسي و پرده‌هاي خاكستري موزه يك نماي ديدني ايجاد مي‌كند.
 
واكاوي آثاري با عمر بيش از هزار سال
 آفتاب شهريور از شيار كركره‌ها گذشته، آرام چشم روي شيشه تابلوهاي خوشنويسي ديوار انداخته و در سفيدي سقف سالن غربي در طبقه نخست محو شده است. برگ‌هاي كاهي صفحات قرآن كريم داخل قاب‌هاي نقره‌اي روي ديوار نشسته‌اند و گوشه و كنارشان جاي چكيدن قطره‌هاي آب و گذر غبار روزگار پيداست.
اطلاعات درج شده زير اين تابلوها آنها را متعلق به دوره تيموري و صفوي مي‌داند.
حميدرضا قليچ‌خاني؛ عضو شوراي كارشناسي انتخاب آثار موزه خوشنويسي درباره كهن‌ترين آثار موجود در موزه مي‌گويد قديمي‌ترين برگ قرآن كوفي سده 3و4روي پوست خوشنويسي شده و در بخش غربي طبقه نخست موزه نگهداري مي‌شود.  خواندن خطوطي كه به كوفي خوشنويسي شده‌اند كار هر بازديدكننده‌اي نيست‌ اما زيبايي خطوط نگاشته شده را نمي‌توان انكار كرد. به‌خصوص كه در كتابت آنها از رنگ ديگري به جز رنگ مركب متن استفاده شده است. به گفته حميدرضا قليچ‌خاني خوشنويس‌هاي قرن‌هاي سوم و چهارم هجري با به كارگيري رنگ قرمز، نقطه و اعراب كلمات را در آثارشان متمايز كرده‌اند. دايره‌هاي قرمز رنگ موجود در اين آثار براي نقطه‌گذاري و اعراب كلمات مورد استفاده قرار گرفته است. آنطور كه قليچ‌خاني مي‌گويد اين نوع نقطه و اعراب‌گذاري در قرن اول و دوم هجري رايج نبوده اما اين كار در آثار به جا مانده از قرن سوم و چهارم نمايان شده است. او مي‌افزايد در آن دوران، خط صبغه الهي داشت و به همين جهت هر چه بر آن افزوده مي‌شد بايد به‌نحوي قابل تشخيص از خط اوليه بود. به همين‌خاطر خوشنويس‌ها در خطاطي كوفي قرآن كريم براي نقطه‌گذاري و اعراب از رنگ قرمز بهره مي‌گرفتند تا قابليت تشخيص از خط اوليه در نگارش آيات قرآن فراهم باشد.
 
مطبخي كه سالن همايش شد
بايد غريب باشد؛ همين جايي كه اكنون نشسته‌ايم هفتاد، هشتاد سال بعد شكل و شمايلي به‌خود بگيرد كه در خيال ما هم نگنجد! «دده مطبخي»‌هاي خانه فولادوند وقتي داشتند برنج را در مجمع مسي «جور» مي‌زدند فكرشان تا هركجا هم كه پرواز مي‌كرد به اينجا نمي‌رسيد كه محل پخت‌وپز آنها يك روز تبديل به جايي براي نمايش آثار هنر خوشنويسي و سالن ويدئو آرت شود‌ اما اين اتفاق اكنون در زيرزمين خانه فولادوند رخ داده و يك سالن ويدئو پروژكشن همراه با محلي براي برگزاري سمينار در موزه خوشنويسي طراحي شده است.
 فريار جواهريان مي‌گويد، در بخش زيرزمين اين ساختمان، مطبخ و اتاق‌هايي پر از گنجه وجود داشت. علاوه بر اين دو اتاق مختص مستخدم‌هاي خانه هم در قسمت زيرزمين تدارك ديده شده بود. براي بازسازي و احيا اين بخش از خانه فولادوند، ديوار بين اين اتاق‌ها حذف شده‌اند. حالا زيرزمين خانه فولادوند تبديل به طبقه منفي يك موزه خوشنويسي شده است. كاربري‌ها زمين تا آسمان تفاوت كرده‌اند. امروز روي رديف صندلي‌هاي اين بخش، شهرونداني مي‌نشينند كه بازديد از موزه خوشنويسي را پشت سر گذاشته‌اند و براي شركت در همايش‌ها يا تماشاي ويدئو آرت و ويدئو پروژكشن از پله‌ها به سمت زيرزمين سرازير شده‌اند.
 
روي سنگ و مس و فلز
ويترين سالن مياني طبقه نخست تنها بخشي است كه ظروف خطاطي شده را در آن نگهداري مي‌كنند. داخل ديواره شيشه‌اي ويترين، كاسه دهن گشادي هست كه دور تا دور لبه داخلي‌اش را به خط كوفي خوشنويسي كرده‌اند. از كمي پايين‌تر پيداست كه اين كاسه سنگي را در قسمت‌هايي مرمت كرده‌اند. كنار كاسه سنگي، ظروف مسي حكاكي شده‌اي در ويترين هست كه روي آنها نام ائمه و شكل‌هاي هندسي ظريفي تراش خورده است. ويترين كناري اما مسئوليت نگهداري جعبه‌هاي شفاف و كوچكي را دارد كه پشت هم رديف شده‌اند و هر كدام يك «مُهر» در ميان گرفته‌اند. مُهر «شعاع نظام» از عقيق سرخ كه ماجراي آن روي تكه‌اي از مقوا روايت شده و آن را به تقي خان منتصر ديوان؛ صندوقدار محمد ولي خان اميراكرم؛ حاكم گيلان منتسب كرده است. نام اشخاص بنام، همگي به‌صورت عكس روي صفحه مهر حك شده اما جنس و رنگ هر كدام از مهرها با ديگري متفاوت است؛ از عقيق صيقلي و تيره گرفته تا سنگ‌هاي روشن و برنج تراش خورده. در ميان نام‌هايي كه مهرهاي خوشنويسي شده‌شان در ويترين سالن مياني موزه نگهداري مي‌شود اسامي هم وجود دارد كه گاه و بي‌گاه در مكالمات روزمره با اشاره به مقام و مرتبه اشخاص و جايگاهي كه در ميان مردم داشتند مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مهر «امير تومان» يكي از اين نام‌هاست كه منتسب به محمدتقي خان معتصم‌السلطنه است. اطلاعات درج شده در كنار مهر مي‌گويد مظفرالدين شاه لقب اميرتومان را اوايل سلطنت خود به محمدتقي خان داده است.
 
در همسايگي كوكب و شمعداني
نور عصر، زورش نمي‌رسد از پشت پرده‌هاي زنبوري پنجره قدي، خودش را داخل سالن مياني بيندازد. در همان تاريك روشناي دلچسب انتهاي سالن، تكه‌هاي باريك و چوبي پاركت در شمايل كنجي عكس‌هاي قديمي، در هم چفت شده‌اند و زير همين نور مردد تا مقابل دالان خروجي پيش رفته‌اند. مي‌توان ديوارهاي تابلوكوب را در سايه روشن انتهاي بخش غربي دور زد، كتابت دفتري نسخ، جلي نويسي ثلث، رنگه نويسي ثلث و مورب نويسي نسخ را در آثار نصب شده تماشا كرد و آنجا كه چفت شدن پاركت‌ها به اتمام مي‌رسد قدم در راهرويي گذاشت كه مسئوليت هدايت بازديدكنندگان به سالن شرقي طبقه نخست را دارد. سالن شرقي، درازاي چشمگيري دارد و تابلوهاي كتابت دفتري نسخ، چليپانويسي نستعليق و تعداد ديگري از سبك‌هاي هنر خوشنويسي ديوار شرقي آن را پوشانده‌اند.  در راه رسيدن به اين سالن، ويترين رقعه‌ها با خطوط شكسته نستعليق هست كه از كمر تا خورده‌اند و دنبال هم روي كفي ويترين قطار شده‌اند. ويترين انتهايي، قبل از رسيدن به بخش نمايشگاه ادواري مختص قرارگيري طومارهاي خوشنويسي است. زير شيشه اين ويترين، چرم طومارها كنار هم لول شده و هرجا كه طومار باز مانده، خط نسخ و ترجمه فارسي آيات روي طومار به نمايش درآمده است. سالن شرقي كه براي برگزاري نمايشگاه‌هاي ادواري تدارك ديده شده، يك ديواره شيشه‌اي بلند با چشم‌اندازي به حياط دارد. پايين پاي شيشه قدي سالن، باغچه شمعداني‌ها پيداست و گلدان‌هاي طرح سفالي كه گل‌هاي پُرپَر كوكب صاحب‌خانه‌شان‌اند. سرديس عمادالكتاب در انتهاي همين سالن رو به بيرون دارد و نگاه‌اش نيم‌دايره شيشه‌اي بالكن را جست‌وجو مي‌كند. كمي آن طرف‌تر پله‌هايي كه تا زيرزمين پايين مي‌روند و راه را براي رسيدن تا كتابخانه موزه و مطالعه كتب خوشنويسي باز مي‌كنند.
 
پرفورمنس در حياط نُقلي موزه
زمين خانه غلامرضا فولادوند 800 متر وسعت داشته با حياطي كه دور تا دور آن ساختمان آجري چرخيده است. امروز جاي درختچه‌هاي مقابل در ورودي- از غرب ساختمان- را گلدان‌هاي سفالي كوكب گرفته‌اند اما درخت‌هاي حياط پشتي آنقدر عزيز مانده‌اند كه دور كنده كوبي پاي آنها را سنگ چين كرده‌اند. بيرون از سالن شرقي كه مختص برگزاري نمايشگاه ادواري خوشنويسي است، حياط كوچك پشتي با درختان انجير و عرعر نمايان مي‌شود. پايين پاي سالن شرقي يك كاج بلند بالا هست كه تنهايي‌اش بين درخت‌ها و درختچه‌هاي حياط موزه به چشم مي‌آيد. در عوض باغچه‌هاي گل و گلدان‌ها، هيچ كجا حياط را تنها نمي‌گذارند و از پاي شيشه‌هاي قدي سالن شرقي تا پايين پاي كافه پيش مي‌روند.
فريار جواهريان مي‌گويد، حياط خانه فولادوند يك حياط كوچك بود، اما در طراحي آن طوري پيش رفتم كه فضايي براي اجراي پرفورمنس در اين بخش از موزه ايجاد شود. پله‌هاي نيم‌دايره‌اي كه بخش شرقي و كافه موزه را به هم وصل مي‌كنند مي‌توانند به محلي براي نشستن و تماشاي پرفورمنس‌ها تبديل شوند. درست پشت سر اين پله‌ها فضايي براي ساخته شدن آلاچيق درنظر گرفته شده. قرار است آلاچيق موزه خوشنويسي در آينده نزديك به اين حياط اضافه شود. جواهريان به بخش شمالي حياط و بالكن ساختمان هم اشاره مي‌كند كه اكنون مسدود شده و با شيشه‌هاي خميده به فضايي براي آموزش خوشنويسي و حضور هنرمندان اين رشته اختصاص يافته است. قسمت غربي حياط موزه كه به ساخت كافه اختصاص پيدا كرده بخش زيريني دارد كه در آن بخش‌هايي براي نمازخانه، سرويس‌هاي بهداشتي و برگزاري كارگاه خوشنويسي درنظر گرفته شده است. 
 
يك ويترين و تاريخ 150 سال قبل
پله‌هاي سنگي و تيره خانه فولادوند حالا وقتي پيچ مي‌خورند و تا طبقه دوم بالا مي‌روند، ديگر كسي را راهي اتاق‌هاي كوچك خانه نمي‌كنند. طبقه دوم ساختمان مثل بخش زيرين خود، به سالن غربي و شرقي تقسيم شده است. اثري كه بيشترين توجه را در سالن غربي به‌خود جلب مي‌كند، مرقع جلي خوشنويسي با مناجاتي منسوب به حضرت امير است كه تاريخ آن سده چهاردهم هجري ذكر شده. از بالاي مرقع عظيم جلي خوشنويسي، اين اثر مخمل پوش به‌نظر مي‌آيد. روي جلد ورني اين مرقع برگ‌هاي ريز سوزني دنبال هم رديف شده‌اند و گل‌ها روي پيچ شاخه و برگ، مثل آفتاب نارنجي غروب مي‌درخشند. ديوارهاي اين سالن هم تابلوهايي از جلي نويسي نستعليق، سياه مشق و چليپاي نستعليق به نمايش گذاشته‌اند. برگ‌هايي از مثنوي مخزن‌الاسرار نظامي قبل از خروج در مقابل چشم‌هاي بازديدكنندگان عيان مي‌شود.  سالن مياني طبقه دوم اما ابزار خوشنويسي به جا مانده از استاد عبدالله فرادي را به نمايش گذاشته است. در ميان ابزار خوشنويسي قلم ني‌هاي قطور و باريك آرام گرفته‌اند و نوك همگي‌شان مركب خورده و كاركرده است. در كنار قلم ني‌هاي راست و بي‌گره، ظروف مركب و ليقه و همين‌طور ابزاري كه براي تراش قلم خوشنويسي كاربرد داشته، قرار گرفته است. قلم‌تراش‌ها بخش غربي ويترين را احاطه كرده‌اند؛ يك تيغه و دوتيغه بازمانده‌اند مثل خرچنگ‌هايي كه كجكي در ساحل راه مي‌روند تا خود را به آب برسانند. تعدادي از قلم‌تراش‌هاي اين مجموعه دست‌ساز بوده و بعضي از آنها اسامي استادان خوشنويسي را به‌صورت حكاكي شده همراه دارند. بر محل وصل تيغه‌هاي قيچي موجود در ويترين حتي مي‌توان نام «حسن علي» و سال حكاكي نام را كه 1241 درج شده مشاهده كرد. در كنار اين ابزار قط زن‌هاي چوبي و استخواني چيده شده‌اند. سطح اين قط زن‌ها قوس نرمي دارد و آنطور كه راهنماي موزه مي‌گويد يكي از آنها از استخوان شتر تهيه شده است. در ميانه راه رسيدن به قط زن‌ها قاشق كوچك طلايي هست كه براي آب ريختن در دوات طراحي شده و بيش از ساير ابزار موجود در ويترين نگاه‌ها را به سمت خود مي‌كشد.
 
خطاطي بر باريكه قلمدان
قلمدان‌هاي گل و مرغ براق توي ويترين بايد خيلي پر اهميت بوده باشند كه براي‌شان كيسه‌هاي ابريشمي و محكمي ساخته‌اند كه هنوز بعد از ده‌ها سال يك رشته از تار و پودشان جدا نشده است. قلمدان‌ها مخصوص حمل قلم‌هاي استاد خوشنويس، قلم تراش او، قط زن، سنگ تيزكن و قيچي‌هايي بوده كه اغلب براي بريدن كاغذ مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. حالا يكي از ويترين‌هاي سالن مياني طبقه دوم به نمايش قلمدان‌هاي كهن ايران اختصاص داده شده است. زير هر كدام از قلمدان‌ها كيسه‌هاي ريزبافت ابريشمي مخصوص به قلمدان خودنمايي مي‌كند. قلمدان لاكي جعبه‌اي آنطور كه اطلاعات درج شده در ويترين مي‌گويد به نقاشي مجلسي در زمان فتحعلي شاه قاجار مزين شده است. پادشاه با آن ريش بلندي كه تا شكم مي‌رسيده بر صندلي‌اش تكيه زده و ميهمانان با شمايلي شبيه به پادشاه در اطراف او ايستاده‌اند. ريزه‌كاري و چين دامن‌هاي بلند پليسه و چهره‌هاي بشاش از حضور نزد شاه قجر، توسط هنرمند نقاش روي اين قلمدان نقش شده است. اما علت نگهداري اين قلمدان در بين اشياي موزه‌اي موزه خوشنويسي، كتابت اشعاري است كه روي بخش لاكي قلمدان به خط نستعليق خوشنويسي شده است و خوانش آن لااقل از بيرون ويترين شيشه‌اي كار راحتي نيست.  چهار انگشت آن طرف‌تر در همين ويترين قلمدان لاكي شيخ صنعان و دختر ترسا و همين‌طور قلمدان لاكي گل و مرغ الوان با نمايش هنر خوشنويسي روي فلز و سنگ به نمايش درآمده‌اند. سالن شرقي موزه با نمايش سبك‌هاي مختلف خوشنويسي در قالب تابلو و ويترين‌هايي دربردارنده برگ‌هايي از مثنوي شيرين و فرهاد، مثنوي محمود و اياز، كتاب جنات الخلودالمعمور في جداول النور و آثاري از حاجي عبدالكريم قندهاري، محمدتقي ابن الحاج عليرضا اليزدي و آقا محمد يزدي كه از سال 1259بر جاي مانده، بخش انتهايي موزه خوشنويسي را تشكيل مي‌دهد.
 
 چطور موزه شد؟
با وجود برخورداري مجموعه سعدآباد از موزه خوشنويسي «ميرعماد» و همچنين شهر قزوين از موزه خوشنويسي «چهلستون»، موزه‌اي كه اكنون در پايتخت با اين عنوان فعاليت مي‌كند نمي‌تواند نام «نخستين موزه خوشنويسي كشور» را تصاحب كند، اما از آنجا كه راه‌اندازي و انتخاب اشيا اين موزه بر مبناي يك اساسنامه آغاز شده است، موزه خوشنويسي واقع در خيابان دكتر شريعتي مي‌تواند نخستين موزه خوشنويسي برخوردار از يك شيوه‌نامه براي فعاليت موزه تخصصي خوشنويسي باشد. حميدرضا قليچ‌خاني با اشاره به اين موضوع درباره نحوه انتخاب اشياي موزه خوشنويسي مي‌گويد طبق همين اساسنامه از ابتداي كار مشخص بود كه چه آثاري و از كدام استادان خوشنويسي در اين موزه موردنياز است. با وجود تهيه فهرستي از نام بزرگان اين هنر و شاگردان و پيروان آنها و با تطبيق آثار خوشنويسي موجود به انتخاب نهايي دست يافتيم. مزيت كار اينجاست كه از آثار خوشنويس‌هاي بنام و جريان ساز گرفته تا آثار هنرمندان گمنام اين رشته در اين فهرست موجود بود و بر همين اساس اشيا موزه خوشنويسي تا حد ممكن غني از سبك‌ها و هنر استادان مختلف خوشنويسي است. با اين حال قليچ خاني معتقد است كه اين موزه قابليت نمايش آثار تمام نسل‌هاي هنري در رشته خوشنويسي را دارد.
 
زمين تا آسمان فرق دارد!
چيدمان آثار موزه خوشنويسي هم‌اكنون از يك تم موضوعي تبعيت مي‌كند. اين چينش براساس انتخاب مرمتگران موزه خوشنويسي انجام شده است. به اين ترتيب، بخشي از موزه به آثار خوشنويسي شده از ادعيه و احاديث و بخشي به اشعار شاعران بنامي همچون حافظ، سعدي و فردوسي اختصاص داده شده است. اما آنطور كه حميدرضا قليچ خاني مي‌گويد موزه خوشنويسي در ابتداي راه، تغيير محسوسي را در چينش آثار تجربه خواهد كرد. براي آنكه چينش آثار موزه خوشنويسي از ايده‌آل مدنظر استادان اين هنر برخوردار باشد يك گروه كارشناسي متشكل از استادان خوشنويسي، مشغول بازبيني آثار هستند. به گفته قليچ‌خاني اين بازبيني از جهت تاريخي، موضوعي و نقطه نظرهاي هنري استادان خوشنويسي انجام مي‌شود و پس از آن معيارهاي موردنظر هنرمندان خوشنويس در چينش جديد پياده‌سازي‌ خواهد شد. به‌طور مثال برخي قطعه‌هاي كتابت شده توسط هنرمندان خوشنويس بارها توسط آنان خوشنويسي شده و به فروش رفته است. اما اگر از هنرمند خطاط جوياي معناي عبارات خوشنويسي شده شوند، معناي آن عبارات پس از زيبايي خوشنويسي و در درجه دوم اهميت براي فرد خوشنويس قرار داشته است. بنابراين هنرمندان خوشنويس تركيب‌بندي، زيبايي و قواعد مدنظرشان را بيشتر مورد توجه قرار مي‌دهند. اين موضوع در مورد بسياري از مجموعه‌داران آثار خوشنويسي هم صادق است. به همين ‌خاطر براي چيدمان مجدد آثار موزه اين موارد به‌طور قطع در نظر گرفته خواهد شد. به گفته قليچ‌خاني آثار به نمايش درآمده به‌صورت ادواري با آثار موجود در مخزن جابه‌جا خواهند شد تا هم مانع تخريب آثار توسط نور دائمي شود و هم آثار جديد براي بازديدكنندگان به نمايش درآيد.
 
نمايش بيش از هزار اثر
موزه خوشنويسي ايران، برخوردار از آثار هنرمندان خطاط و خوشنويس روي برگ‌هاي كاغذ، ظروف و موادي همچون سنگ و فلز است. براي گردآوري اين آثار، علاوه بر طي مسير كارشناسي، مبلغ قابل توجهي هم هزينه شده است.  آ‌نطور كه حميدرضا قليچ‌خاني مي‌گويد بخشي از آثاري كه براي نمايش در نگهداري در موزه خوشنويسي خريداري شده‌اند حدود سه ميليارد تومان هزينه برداشته‌اند. علاوه بر اين بيش از 500 اثر از مرحوم استاد عبدالله  فرادي به قيمت يك ميليارد و دويست ميليون تومان به آثار موجود در موزه خوشنويسي اضافه شده است. تعداد آثار فعلي موزه خوشنويسي با شمارش جزء به جزء اوراق پراكنده و مرقع‌ها تفاوت اندكي ايجاد خواهد كرد‌ اما به گفته قليچ‌خاني اگر از جزئيات در شمارش مرقع‌ها و اوراق پراكنده چشم‌پوشي شود بيش از هزار اثر در موزه خوشنويسي نگهداري مي‌شود. با اين حال هنوز نمي‌توان ادعا كرد كه تمام سبك‌هاي خوشنويسي در اين موزه موجود است. قليچ‌خاني معتقد است غني شدن موزه‌خوشنويسي از سبك‌هاي مختلف اين هنر نيازمند طي يك فرآيند چندين ساله و افزودن آثار هنرمندان معاصر اين هنر به اشيا موزه خوشنويسي است. هم‌اكنون آثار اين موزه مي‌تواند پاسخگوي علاقه‌مندان و پژوهشگران رشته‌هاي هنر اسلامي، پژوهش هنر و صنايع‌دستي باشد. چرا كه اين مهم در تهيه آثار موزه خوشنويسي مدنظر قرار گرفته است.
 
كار براي قيمت‌گذاري سخت‌تر مي‌شود
آثار هنري قبل از ورود به موزه قيمت مشخصي دارند، اما همين اشيا بعد از ورود به فضاي موزه، دچار تحولات قيمتي چشمگيري مي‌شوند. در اين شرايط، قيمت‌گذاري روي آثار هنري، تقريبا غيرممكن است. با اين حال روالي كه براي موزه‌هاي دنيا تعريف شده، اين كار را اجتناب‌ناپذير مي‌كند. چه بسا بروز رخدادهاي مختلف سبب نابودي اشيا موزه‌اي شده و در پي آن نياز به تخمين ارزش آثار بيش از پيش خود را نشان دهد. حميدرضا قليچ‌خاني مي‌گويد، براي هر قطعه از اشيا موزه‌اي در شوراي كارشناسي آثار، قيمت مشخصي تعيين مي‌شود. اين كار مطابق سيستم بين‌المللي و فعاليت موزه‌هاي دنيا انجام مي‌شود. جالب اينجاست كه اشيايي كه وارد موزه مي‌شوند بعد از قرارگيري در مجموعه آثار موزه، افزايش قيمت چند برابري را تجربه مي‌كنند. به گفته قليچ خاني دليل اين امر ارزيابي كارشناسان خبره و انتخاب اين اشيا به‌عنوان اثر موزه‌اي و همينطور ارزش افزوده يك مجموعه در قياس با تك اثر است. به اين ترتيب غربالگري حرفه‌اي آثار از سوي استادان هنر خوشنويسي باعث مي‌شود تا اشيا موجود به نمايندگي از تمام آثار ارائه شده به موزه انتخاب شوند و اين موضوع ارزش اين آثار را چندين برابر مي‌كند. قليچ‌خاني در توصيف يك موزه پويا مي‌گويد موزه‌اي زنده است كه رخدادهاي فرهنگي را به‌صورت دائم تجربه كند و بر همين اساس به محل رفت‌وآمد اهالي هنر تبديل شود. او مي‌افزايد خريداري آثار موزه‌اي به‌طور سالانه به پويايي موزه خوشنويسي كمك خواهد كرد. علاوه بر اين، اضافه كردن برچسب‌هاي چند زبانه در كنار آثار موجود در موزه خوشنويسي مي‌تواند پتانسيل گردشگري اين موزه را به نمايش درآورد.

منبع : همشهري 6 و 7

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • خانه فولادوند (موزه خوشنویسی)

    خانه فولادوند یکی از خانه های ارزشمند تاریخی شهر تهران است که در طول سال ها به عنوان لوکیشن فیلم ها و سریال های ایرانی مورد استفاده قرار می گرفت و پس از مرمت و بازسازی به عنوان موزه خوشنویسی در اختیار عموم قرار گرفت.

    0 دیدگاه 0 بازدید


تگ ها