City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

اينجا بوي خوش کتاب مي‌پيچد! (1396/12/05)

دانشگاه تهران از مکان‌هايي است که خيلي‌ها آرزوي رسيدن به آن را در زمان مدرسه رفتن در سر پروراندند، اما باور کنيد کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران جذابيت بيشتري مي‌تواند داشته باشد.
اينجا بوي خوش کتاب مي‌پيچد!

به گزارش بزنيم بيرون ، در اتاق‌ها که باز مي‌شود، بوي کاغذهاي کهنه و کاهي‌ست که توي صورتمان مي‌خورد. اتاق‌هايي ساکت که بيشتر ترغيب‌مان مي‌کند در ميان قفسه کتاب‌ها راه برويم، قدم از قدم که برمي‌داريم درست مانند اين است که در ميان تاريخ راه مي‌رويم و هرکدام از آن کاغذها حرفي متفاوت براي گفتن دارند. اتاق‌هايي با قفسه‌هاي بلند و پر از کتاب که هر کدام نشاني از تاريخ را بر خود دارند؛ اينجا قفسه کتاب‌ها آنقدر بلند است که هرکدام نردباني براي رسيدن به رديف آخر مي‌خواهند. اينجا کتاب‌ها از دل تاريخ بيرون آمده‌اند، از دست‌نوشته‌هاي قرن‌هاي ۵ و ۶ تا نسخه‌هاي چاپي قرن‌هاي ۱۶ و ۱۷. اينجا از مغازه‌هاي لوکس‌فروشي هم خطرناک‌تر است که اگر يکي از اين کتاب‌هاي قديمي آسيب ببيند، با هيچ پولي نمي‌توان آن را جبران کرد.

اينجا حال و هواي همه‌چيز در نام‌ها و کاغذهاي کتاب خلاصه مي‌شود، اينجا کتابخانه است؛ کتابخانه دانشگاه تهران.

تالار ايران‌شناسي

کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد دانشگاه تهران از بخش‌ها و تالارهاي مختلفي تشکيل شده که شايد يکي از بخش‌هاي جذاب و متفاوت آن «رشيدالدين فضاالله همداني» يا تالار ايران‌شناسي باشد. جايي که به گفته مسئولان آن در حدود ۳۰ هزار کتاب که در ارتباط با ايران هستند، گردآوري شده؛ کتاب‌هايي درباره اشخاص، جغرافيا، زبان، فرهنگ، معماري و قوم‌هاي ايراني بوده. در اين تالار کتاب‌هايي که به زبان‌هاي ديگر درباره ايران نوشته شده‌اند را نيز مي‌توان پيدا کرد.

کتاب‌هايي اين تالار را کسي نمي‌تواند از کتاب‌خانه خارج کند و هر کسي که بخواهد از آن‌ها استفاده کند، بايد به تالار سر بزند و روي ميزهاي همانجا بنشيند. تالار ايرانشناسي پر از تابلوهاي عکسي از نام‌آشناهاي فرهنگ و ادب کشور است. از پروين اعتصامي، ايرج افشار، محمدتقي بهار تا کمال‌الملک و محمدعلي مدرس تبريزي را مي‌توان روي ديوارها ديد.

کتاب اهدا کنيم

قبل از ورود به تالار کتاب‌هاي نفيس چشم‌مان به راهرويي پر از کتاب‌هاي دسته‌بندي شده مي‌افتد. دو طرف راهرو پر از دسته‌هاي ۵ يا ۶ تايي از کتابهايي است که با طناب بسته شده‌اند و جواب سوال مان که اين‌ها چرا اينجا هستند، اين است که «کتاب‌ها قبل از اينکه در به بخش‌هاي مختلف کتابخانه بروند، اينجا تفکيک مي‌شوند و حالا هم به اين دليل زياد هستند که دو نفر کتاب‌هاي‌شان را به کتاب‌خانه اهدا کرده‌اند و حالا بايد بررسي شوند و به قسمت‌هاي مربوطه بروند.»

تعداد کتاب‌ها زياد هستند و در ميان آن‌ها نسخه‌هايي ديده مي‌شوند که احتمال مي‌رود چند نسخه از آن‌ها در همين کتابخانه دانشگاه تهران موجود باشد، خيلي از کتابخانه‌هايي که در شهرستان هستند و بودجه براي خريد کتاب‌هاي جديد ندارند، بخشيده مي‌شوند. قسمتي که اين بررسي‌ها اتفاق مي‌افتد را فراهم‌آوري مي‌گويند.

البته هرکسي مي‌تواند به اين کتابخانه کتاب اهدا کند و خيلي از دانشجوها هستند که کتاب‌هاي‌شان را به کتابخانه مي‌دهند. در مواردي اتفاق مي‌افتد که که همه کتاب‌هاي يک مجموعه را به کتابخانه مي‌دهند و حتي ممکن است همان کتاب‌ها را هم داشته باشند، اما خيلي اتفاق مي‌افتد که نسخه‌هاي کميابي از يک کتاب در اختيار کتابخانه قرار مي‌گيرد که براي نسخه دوم آن‌ها را در کتابخانه نگه مي‌دارند.

تالار نفيس

نسخه‌هاي خطي و کلا نسخه‌هاي خاص را در اين تالار مي‌توان پيدا کرد. کتاب‌ها اصلا بيرون نمي‌روند ولي مي‌توانند بازديد کنند. کتاب‌هايي که خيلي خاص هستند و حتي با يک‌بار ورق زدن ممکن است از بين بروند را نسخه اينترنتي کرده‌اند و در اختيار کساني‌که لازم دارند قرار مي‌دهند.

قديمي‌ترين کتاب چاپي «تحليل اصول اقليدس» از خواجه نصيرالدين طوسي که سال ۱۵۹۷ميلادي در رُم منتشر شده است. قديمي‌ترين نسخه خطي که در کتابخانه دانشگاه تهران مي‌توان پيدا کرد مربوط به قرن ۵ قمري است. اين نسخه‌ها هم از نوع خريداري شده هستند و هم اينکه به کتابخانه اهدا شده‌اند. کتاب‌هاي چاپي قديمي را در قفسههاي شيشه‌اي ايستاده مي‌توان ديد. کتابچه‌هاي کوچک‌تري که همان دفترچه‌هاي قديمي است.

طبقه دوم و تالارهاي کتابخواني

کتابخانه دانشگاه ۱۰ طبقه است. طبقه سوم مخزن کتاب‌هاست. تالار ابوريحان بيروني يا تالار ادبيات و علوم انساني از تالارهاي خيلي ساکت کتابخانه بود، سالن پر از دانشجوها و اعضايي بود که براي مطالعه نشسته بودند و حضور ما در آن سکوت ترسناک کمي عجيب به نظر مي‌رسيد! اما نکته جالبي که درباره افرادي که در سالن نشسته بودند، وجود داشت، اين بود که تقريبا ۹۰ درصد از آن‌هايي که در سالن مطالعه و در سکوت نشسته بودند با لپ‌تاپ‌هاي خودشان کار مي‌کردند و کتابي در دستشان نبود!

ساختماني منحصربفرد براي کتاب

محمّدمهدي خسرويان که خودش دانشگاه تهراني است و سال ۷۵ در دانشگاه و رشته ادبيات فارسي قبول مي‌شود، از مشتري‌هاي پر و پا قرص کتابخانه بوده است و حالا معاون اداري- مالي کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران است. ما مهمان او شده‌ايم تا براي‌مان از حال و روز اين کتابخانه مهم دانشگاهي کشور بگويد:

«کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد دانشگاه تهران بزرگترين و غني‌ترين کتابخانه دانشگاهي در ايران است که دانشجويان دانشگاه تهران، علوم پزشکي و دانشجويان ديگر دانشگاه‌ها و محققان و پژوهشگران از سراسر کشور از امکانات آن استفاده مي‌کنند.

اين کتابخانه اول مهر ۱۳۵۰ توسط استاد مرحوم ايرج افشار که اولين رئيس کتابخانه هم بود و ۱۴ سال رياست کرده بود، تاسيس و افتتاح مي‌شود. البته کلنگ‌زني ساختمان کتابخانه مرکزي سال ۱۳۴۳ شروع مي‌شود و هفت سال ساخت آن زمان مي‌برد. معمار اصلي ساختمان کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران آندره گدار معمار صاحب نام و سرشناس فرانسوي است.

معماري و ساختمان اين کتابخانه در زمان خودش بسيار خاص و پيشرو بوده، پيش‌بيني سالن هاي مطالعه ، سيستم اطفاي حريق براي مخازن، پيش بيني مخازن کتابها و ...، که در آن زمان در کمتر ساختماني اين پيش بيني ها وجود داشته است. همچنين اين ساختمان از نظر معماري و استحکام سازه نيز بينظير  بوده است. نکته جالب توجه درباره کتابخانه اين است که مديراني که رياست کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران را بر عهده داشتند بيشتر از رشته ادبيات و علوم انساني بوده‌اند.

بايد بگويم که بيش از ۱۷ هزار نسخه خطي در اين کتابخانه نگهداري مي‌شود. از سال ۱۳۴۹ تمامي نسخه‌هاي خطي که در دانشگاه تهران بود و در دانشکده‌هاي ديگر نگهداري مي‌شده، به ساختمان مرکزي کتابخانه مي‌آيد تا شرايط نگهداري آن‌ها يکسان باشد. البته نگراني از وارد شدن آسيب به اين نسخ وجود دارد. و شايد بتوان گفت يکي از ضعف‌هاي کتابخانه مرکزي در حال حاضر اين است که براي نگهداري از نسخ خطي و پايش شرايط محيطي از نظر سرما و گرما شرايط مطلوب و خوبي را نداريم. ۵۵ هزار نفر عضو ثبت شده داريم که همين رقم در ميان کتابخانه‌هاي دانشگاهي رقم بسيار بزرگي است. عضويت آزاد هم داريم و اعضاي آزادي که خارج از دانشگاه هستند نيز با در نظر گرفتن شرايطي و پرداخت حق عضويت مختصري مي‌توانند از امکانات و منابع کتابخانه استفاده کنند، چون در برخي موارد کتاب‌ها و منابعي در اختيار ماست که حتي کتابخانه ملي هم اين منابع را ندارد.»

گنجينه خطي ارزشمند و منحصربفردي داريم

«چند نسخه خطي مهم و منحصر بفرد در اين مجموعه داريم، نسخه ارزشمند خمسه نظامي، نمونه منحصر بفردي از شاهنامه فردوسي، نسخه خطي ونديداد، نسخه خطي ذخيره خوارزمشاهي، مسالک و ممالک و يک نسخه ارزشمند هم درباره توپ سازي و نحوه ساخت ابزار الات جنگي هم داريم، که برخي از اينها ثبت حافظه جهاني هم شده‌اند. در اين ميان قديمي‌ترين نسخه خطي موجود در اين کتابخانه با نام مجمل اللغه از ابوالحسين احمدبن فارس رازي قزويني معروف به ابن فارس است که سال کتابت نسخه موجود به ۴۷۹ قمري برمي‌گردد.

همچنين آقاي ايرج افشار به همراه استاد مهدوي ارزياب نسخ خطي کتابخانه دانشگاه تهران  بودند و اگر دانشگاه مي‌خواست براي خريد يک نسخه خطي اقدام و هزينه کند، ما حتما مي بايست تائيد آقاي افشار و مهدوي را مي‌گرفتيم.

يکي از اتفاق‌هاي خوبي که در زمان رياست ايشان افتاد، پيگيري انتقال چهار هزار ميکروفيلم از  نسخ خطي موجود در کتابخانه هاي ترکيه به ايران بود. آقاي مجتبي مينوي از سوي کتابخانه مرکزي دانشگاه مامور مي شود تا به ترکيه برود و با سختي و مشقات بسيار اين تعداد از ميکروفيلمهاي ارزشمند را که هيچ نسخه ديگري از آن ها در کشور نبوده است را به کتابخانه مرکزي دانشگاه مي آورد و گنجينه نسخ خطي کتابخانه را پربارتر و غني تر مي سازد.»

شب‌هاي امتحان سرمان شلوغ مي‌شود

«حجم مراجعين به کتابخانه مرکزي خيلي زياد است. دانشجويان دانشگاه تهران، علوم پزشکي، محققان و پژوهشگران آزاد و اعضاي هيات علمي و کارکنان دانشگاه و غيره... به هر حال اين کتابخانه براي همان تعداد دانشجوي آن سال‌ها ساخته شده بود. با اينکه امروز هم ما پاسخگوي نياز دانشجويان هستيم، مخصوصا در فصل امتحانات که يکي از زمان‌هاي شلوغ استفاده از کتابخانه است. در ماه‌هاي آخر سال هم امتحان‌هاي آمادگي کنکور ارشد و دکتري را داريم که خودش دليلي براي شلوغي کتابخانه است.»

آتش‌سوزي؛ بزرگترين دغدغه و نگراني ما

«بعد از آتش سوزي در دانشکده حقوق دانشگاه تهران ما هم نگراني زيادي از اين موضوع پيدا کرديم. متاسفانه ساختمان کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد امروزه نه سيستم اطفاي حريق و نه حتي اعلام حريق دارد که با توجه به شرايط کتابخانه و وجود منابع ارزشمند و منحصر بفرد در اين کتابخانه، اين موضوع خيلي حياتي و مهم است و به نظر مي‌رسد بايد مديران و مسئولان دانشگاه نگاه خاص و ويژه اي به مجموعه ما داشته باشند تا بتوانيم با کمک و همراهي آنها برخي از مسائل و مشکلات موجود در کتابخانه را برطرف کنيم.»

تيراژ پايين کتاب گريبان کتابخانه‌ها را مي‌گيرد

«کتابخانه منبع درآمد آنچناني ندارد و ما بيشتر سرويس‌دهنده به دانشجو هستيم. با اين‌حال ما جزو کتابخانه‌هاي شاخص در کشور هستيم. يکي از ملاک‌هاي ارزيابي کتابخانه‌هاي معتبر در جهان تعداد نسخه‌هاي خطي آن‌هاست. از همين رو کتابخانه دانشگاه تهران با در اختيار داشتن ۱۷ هزار نسخه خطي در رده چهارم يا پنجم کتابخانه‌هاي کشور قرار مي‌گيرد. گنجينه‌ ارزشمند و منحصربفردي که ما داريم شايد با هيچ رقم ريالي و مادي قابل محاسبه و ارزش گذاري نباشد، و نسخه‌هايي داريم که واقعا نمي‌توان روي آن قيمت گذاشت.

متاسفانه شرايط بودجه و اعتبارات مالي به شکلي است که ما حتي نمي‌توانيم براي خريد کتاب‌هاي جديد بازار نشر هزينه کنيم. طبق قانون واسپاري وزارت ارشاد قانوني وجود دارد که همه ناشراني که کتاب‌هايي بالاي دو هزار نسخه تيراژ در سطح کشور دارند، حتما مي بايست يک نسخه از آن کتاب را به کتابخانه مرکزي بدهند، اما مشکلي که امروزه با آن مواجه هستيم اين است که با توجه به شرايط اقتصادي کشور، تيراژ کتاب‌ها به کمتر از ۱۰۰ نسخه هم رسيده است!»

اهدا کننده‌هاي مهم به کتابخانه دانشگاه تهران

«در همه اين سال‌ها افراد مختلفي به کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد کتاب اهدا کرده‌اند که مي‌توان به نام‌هاي سيد محمد مشکوه، حسنعلي غفاري، يحيي مهدوي، خاندان سعيد نفيسي، خاندان شيخ علي اردکاني، سيدمحمدعلي جمالزاده، ناصر کاتوزيان، حافظ فرمانفرمائيان، منوچهر اقبال، آيت الله محمدي گيلاني، غلامرضا علي بابايي و رجبعلي لعل خمسه اشاره کرد. البته دولت‌هاي زيادي هم کتاب‌هايي را به اين کتابخانه اهدا کرده‌اند که ازآن جمله مي‌توان به دولت پادشاهي هند، جمهوري سوسياليستي لهستان وقت، امپراتوري ژاپن، اتحاد جماهير شوروي وقت، دانشگاه اسکندريه مصر و دانشگاه کابل افغانستان اشاره کرد.»

اهداي کتاب را ياد بگيريم

«متاسفانه در کشور ما بحث فرهنگ‌سازي اهداي کتاب اتفاق نيفتاده و در مواردي بعد از اينکه فردي از دنيا مي‌رود، وارث کتاب‌هاي او را در ميدان انقلاب به چوب حراج مي‌زند و با مبالغ خيلي پايين مي‌فروشد و حتي در مورادي اين کتاب‌ها بصورت کيلويي به فروش مي‌رسد! در صورتيکه در برخي موارد ميان آن‌ها گنجينه‌هايي يافت مي‌شود که حتي در کتابخانه ملي هم نسخه‌اي از آن‌ها يافت نمي‌شود.» من از همينجا از تمامي مردم عزيز مي خواهم کتابها و مجموعه هايي که در منزل بلااستفاده است را به مجموعه کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد دانشگاه تهران هديه کنند تا شرايط استفاده از اين کتابها و منابع براي دانشجويان دانشگاه تهران و همچنين ساير محققين و پژوهشگران از سراسر کشور بيش از پيش فراهم گردد.


منبع : خبرگزاري مهر

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها