City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

تکيه دولت؛ گم‌شده محرم در پايتخت (1394/08/09)

شهره‌ي بازار قديمي تهران را از سال‌ها پيش به گوشمان رسانده‌اند و شنيده‌ايم، جائي‌که وقتي رنگ و بوي محرم مي‌گيرد، باز هم يک جاي خالي در آن هست، خيلي‌ها به عشق عزاداري در کوچه پس کوچه‌هاي باورهاي کهن مردم تهران قديم، در ايام محرم به بازار مي‌آيند، ‌حتي پس از تاسوعا و عاشوراي حسيني، اما جاي «تکيه دولت» خالي است...
تکيه دولت؛ گم‌شده محرم در پايتخت

ه گزارش بزنيم بيرون ، هر چقدر که چشم بگرداني تا جايگاه مرداني را بيابي که با صداي رسا، پر جذبه و بغض‌آلودشان، کلاه‌خود و شمشير و شيپورشان و لباس‌هاي سبز و سرخ و سياه‌شان تصوير عاشورا را در ذهن داغديده‌گان حسين (ع) زنده مي‌کردند، چيزي پيدا نمي‌کني! اما تنها چيزي که مي‌تواني از اين نام بيابي باقي مانده‌هاي از آن چيزهايي است که حالا ديگر فقط بايد در «کاخ گلستان» به دنبالشان بگردي؛‌ يک منبر و يک تخت و همين... .

به گزارش خبرنگار ميراث فرهنگي ايسنا، اينها تنها باقي‌مانده‌هاي تکيه دولت است و تاريخچه‌اي که در کتاب‌ها و در ذهن مردماني که تعزيه را دوست دارند هنوز باقي است، اما حالا ديگر سال‌هاي زيادي از آن روزها مي‌گذرد، از روزهايي که ناصرالدين شاه، پيش از سفرش به فرنگ، تکيه دولت را در سال 1285 تا سال 1290 هجري قمري ساخت.

اما جعفر شهري در کتاب پنج جلدي «طهران قديم» خود درباره‌ي اين مکان که امروز و هرساله در ايام محرم فقط مي‌توانيم نامي از آن ببريم و نه حتي يادي! در جلد نخست آورده آمده است:

«از اماکن پيوسته به ارک شاهي «تکيه دولت» بود که در ماه‌هاي محرم از طرف دربار و سلاطين در آن روضه‌خواني و تعزيه‌داري به عمل مي‌آمد و ساختمان سه طبقه مدوري از روي نقشه‌ي تماشاخانه‌هاي فرنگ، که سقف آن با چادري بر روي خرپاي (اسکلت شيرواني) آهن پوشيده مي‌شد.

هر بزرگ و صاحب مقامي بنا به اقتضاي زمان در عمارت خود يا حوالي آن، حسينيه و تکيه‌اي براي عوام فريبي داشت و به وسيله آن به ريشخند و جل‌القلوب مردم مي‌پرداخت و اين تکيه نيز يکي از آن‌ها بود که بنا به موقعيت و مقام شاه صاحبي و درباري خود بر ديگران تفوق مي‌گرفت. در اين مکان از اوايل سلطنت ناصرالدين شاه همه ساله تعزيه‌خواني و روضه‌خواني برقرار مي‌شد تا اوايل سلطنت پهلوي که کم کم به تقليل و تعطيل انجاميد.

اين تکيه سه راه داشت که دو راه آن مثل کوچه تکيه دولت، مقابل بازار که مخصوص مردها بود و در شمس‌العماره براي زنان که عوام نيز از آن تردد مي‌کردند و در ديگري مخصوص خواص از جمله شاه و درباريان از داخل اندرون که به شاه‌نشين آن باز مي‌شد.

اين مکان که تا بيست و چند هزار جمعيت در آن جاي مي‌گرفت، ابتدا در چند طبقه بنا شده بود که زمان مظفرالدين‌شاه در اثر شکستگي‌هايي در پايه‌ها لازم مي‌شود طبقه‌ي فوقاني آن را خراب کرده بار ستون‌ها را سبک کنند و ضمنا توسط مهندسين فرانسوي بجاي ديرک (پرده‌هايي از پارچه‌هاي محکم) که همه ساله موقع کشيدن چادر باعث زحمات فراوان مي‌شد و غالبا دچار بادهاي شديد شهريار شده و از جا کنده شده خطراتي بوجود مي‌آورد، اسکلتي عرقچين مانند از آهن به روي آن استوار و چادر بر روي آن کشيده مي‌شد.

طبقات سه گانه آن طاق‌نمايي با طاق‌هاي مقوس بود که در مرتبه دوم و سوم آن پشت پرده زنبوري‌ها زن‌هاي تماشاچي جمع مي‌شدند و طبقه هم کف آن از طرف اعيان و رجال و وزرا و امنا و روساي اصناف آذين‌بندي شده زينت مي‌شد. هر طاق‌نما از طاق‌نماي ديگر بهتر و زيبا‌تر و با شکوه‌تر بسته مي‌شد که با چشم هم‌چشمي کامل و پرخرج‌ترين سليقه‌ها انجام گرفته بايد جلب نظر شاه مي‌کرد.

بستن هر طاق‌نما شامل بود بر گستردن و کوفتن بهترين قالي قاليچه‌ها و گرانبهاترين طاق شال‌ها و آويختن سنگين‌ترين چلچراغ‌ها و قرار دادن جالب‌ترين شمايل‌ها و نصب خوب‌ترين سياهي‌ها و بيدق‌ها و علم و کتل‌ها و ديگر و ديگر اشيا از قنديل و شمعدان و فانوس و جارو گوي و ديوارکوب و غيره و مظاهر جنگ و ستيز صحراي کربلا از شمشير و سپر و نيزه و گرز و شش پَر و زوبين که با شايستگي و بايستگي تمام جلوه‌گري کرده مخصوصا نور چراغ‌هاي برق که در سال‌هاي اخير بر آن‌ها اضافه شده در و ديوار و اسکلت و چادر و سقف و ستون‌ها را ديدني‌تر مي‌کرد.

افتخار بستن اين طاق‌نماها خود به خود نصيب نمي‌شد، بايد قبلا با پيشکشي‌ها و تقديمي‌هاي قابل توجه از شاه کسب اجازه بکنند و بهترين طاق‌نماها در اختيار کسي قرار مي‌گرفت که پيشکش ارزشمندتر يا تقديمي زيادتر داده باشد و همچنين رسم همه ساله بود که در شب هشتم محرم اين قرار را با فرستادن نقدينه و تقديمي تازه تجديد کرده از آن سو مفتخر به خلعت شاهانه طاق‌شال گرديده، اجازه بستن سال ديگر را دريافت کنند و مسلم بود که ارتقاء يا تنزل طاق‌نماداران که طاق‌نماهايشان مقابل جايگاه يا در کنار و دور از ديدگاه همايوني باشد نيز بسته به آن بود که آخرين پيشکش شب هشتم را مافوق ديگران يا کمتر از سايرين تقديم کرده باشند.

اين همان پولي بود که جهت هر اتفاق کوچک و بزرگ ديگر بايد بزرگان و صاحبان اسم و رسم حضور سلاطين قجر تقديم بکنند، مانند رفتن به سفر، بازگشت از سفر، روز تولد، عروسي،‌ ولادت فرزند، جشن‌ها و اعياد، سلام‌ها و رفع خطرها، نازشست، مهماني‌ها،‌ چه در مهمان شدن و چه در مهمان کردن.

نزول اجلال‌ها جهت ملاقات و احوال‌پرسي،جهت درخواست حکومت و بازگشت از حکومت و خلاصه در هر کار و برخورد بايد با دست پر حضور سلاطين را ادراک کرده هر بار نيز بر آن افزوده به سلاطين قجر تقديم نمايند و با کم و زيادي همين تقديمي‌ها و پيشکش‌ها هم بود که مي‌توانستند اندازه چاکري و مقدار ارادت و دولتخواهي خويش اثبات بکنند.

«شعاع آفتاب است، که تابيده است»

چادر تکيه دولت

چادر اين تکيه نيز به نسبت مکان خود از بزرگترين و پرشکوه‌ترين پوش ها بود که بر سر اسکلت آهني آن استوار مي‌شد، چه سقف و «پوش» سلطاني به حساب مي‌آمد که سايه بر سر ظل‌الله مي‌افکند، همراه نواردوزي‌هاي قشنگ که هر بيننده‌اي را مجذوب مي‌کرد.

بعد از طاق‌نماها و چادر و پوش و سياهي‌هاي کتيبه و فرش‌هاي کف و قاليچه‌هاي ديوارکوب و چلچراغ‌هاي صد لاله آويز و پايه‌دار زميني، عکس‌هاي قلمي و دوربيني شاه و وليعهد بود که گوشه و کنار را پر کرده بود و پرده شمايل‌هاي ائمه و صحراي کربلا و مقاتل، تخت‌بندي وسط جهت تعزيه‌خوانان، بيدق‌ها و کتل‌ها و علامت‌ها و علم‌ها و طوق‌ها و ديگر آلات و ادوات مربوطه، مانند زره، کلاه‌خود، سپر، شمشير و خنجر که با قواعدي بجا به جرزها و اطراف نصب شده، زيبايي تکيه را چندان مي‌کرد.

بعد از همه جلال و عظمت پيرايه جايگاه سلطنتي، يعني شاه‌نشين بود که آنچه در ديگر طاق‌نماها گرد آمده، در آنجا جمع شده بود و بعد از همه اهميت و عظمت روضه‌خواني و تعزيه‌خواني او که تالي آن در هيچ نقطه ديگر تهران به نظر نمي‌رسيد.

شرايط ورود به تکيه دولت

عزاداري اين تکيه از روز اول ماه محرم شروع شده، روز يازدهم ختم مي‌شد که البته باني اين يازده روز دربار بود و شاه در آن شرکت مي‌کرد و بعد از آن ده روز، پنج روز از وزرا و امنا و ديگر درباريان باني يافته تا آخر ماه صفر امتداد مي‌يافت، اما به اهميت روزهاي نخست نبود که اين بقيه صورت تأسي مي‌گرفت.

چون فراهم کردن جاي نشستن در تکيه به سختي ميسر مي‌شد، زن‌ها از صبح زود بلکه بعضي از قبل از آفتاب به آنجا رو آورده جا مي‌گرفتند و از آنجا که تا آخر مجلس در اثر کثرت جمعيت و غالبا بسته شدن درها، ورود و خروج امکان‌پذير نمي‌شد، زن‌ها تقريبا به طور عموم ناهار و دهان گيره خودشان را همراه مي‌آوردند و چه بسا که وسيله قضاي حاجت خويش را چيزهايي مانند مشربه يا قُلقُلک يا کوزه قليان دنبال مي‌بردند.

لازم به توضيح است که کوزه قليان بلور بهترين اسباب اين کار بود که سر آن به دهانه مخرج يا مدخل جفت و جزم شده حالت صدا خفه‌کن مي‌گرفت و مشربه در خاصيت دوم آن که زيادتر به کار بچه‌هايشان مي‌آمد.»

به گزارش خبرنگار ايسنا؛«تکيه دولت» تا پايان دوره قاجار مورد استفاده قرار گرفت. در اين تکيه حتي مراسم تشييع جنازه‌ي «ناصرالدين شاه» و «مظفرالدين شاه» را انجام دادند. در محرم سال 1326 قمري «محمدعلي شاه» نيز براساس رسم معمول در تکيه حضور شد که در اثر ازدحام جمعيت در اين مراسم تلفاتي به بارآمد، آخرين باري که در زمان قاجار تکيه‌دولت مورد بهره‌برداي قرار گرفت، مربوط به مجلس موسسان بود که در پانزدهم آذر 1304 شمسي تشکيل شد و به دنبال آن «احمدشاه» از سلطنت خلع و رضاخان به رياست حکومت موقت منصوب شد.

«تکيه دولت» عظيم‌ترين نمايش‌خانه تاريخ ايران سال‌ها متروک و نيمه مخروبه بود تا اينکه در زمان پهلوي دوم 1325شمسي براي ساخت شعبه بانک ملي در بازار، تخريب و بيشتر فضاي آن زيربناي بانک قرار گرفت.

و حالا به جز چند وسيله‌اي که در «کاخ جهاني گلستان» از باقي مانده‌هاي اين تکيه وجود دارد، فقط مي‌ماند تابلويي کوچک در ورودي يک کوچه‌ي باريک در خيابان پانزده خرداد و در ضلع شمال سبزه‌ميدان که نام‌اش «بن‌بست ‌تکيه‌دولت» است.

توضيح؛ * منبع عکس‌ها: «مخزن آلبوم‌خانه کاخ گلستان». همچنين براساس نظر برخي از کارشناسان عکس‌ها و نوشته‌هاي زير آن‌ها توسط ناصرالدين شاه ثبت شده است.

 

 

«جلوخوان تکيه دولت است که در ايام شبيه‌خواني در تکيه دولت در دهه آخرين شهر رجب. المرجب سنه 1310...»
«جلوخوان تکيه دولت در ايام شبيه‌خواني و اين شبيه‌خواني در تکيه دولت در بيستم شهر رجب لغايت سلح رجب بود. سنه 1310 ...»
«تکيه دولت است به جهت شبيه‌خواني روي او را چادر پوشانده‌اند و زن‌ها بر پشت‌بام به جهت تماشا رفته‌اند. در دهه آخرين شهر رجب. المرجب سنه 1310 ...»
«تکيه دولت است، در حالي که موزيکانچي‌ها وارد مي‌شوند»

 

«حوض جوش و آب‌نماي عمارت گلستان»

 

 


منبع : ايسنا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها