City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

«زيارت» يک باره منفجر شد (1394/10/12)

منتظر است تعداد مسافران کامل شود تا از روستاي «زيارت» به گرگان حرکت کند، شير کپسول گاز در صندوق عقب ماشينش را محکم مي‌کند. مي‌پرسم کاري که انجام مي‌دهي خطرناک نيست؟ مي‌گويد: جاي نگراني نيست، بشينيد تا حرکت کنيم.
«زيارت» يک باره منفجر شد

به گزارش بزنيم بيرون ، از زماني که ساخت و ساز در روستا شروع شد، زمين‌هايش را فروخت و ماشين خريد. سال‌ها دامداري و کشاورزي و در خانه‌هاي چوبي زندگي مي‌کرد، اما حالا مسافرکشي مي‌کند و مي‌گويد: اين مردم نبودند که "بلا" را به جان روستاي زيارت انداختند. سال 84 از اطراف روستا آمدند و زمين خريدند و جلوي چشم استاندار و فرماندار خانه ساختند، کسي هم نبود جلوي‌شان را بگيرد.

به گزارش خبرنگار گردشگري ايسنا، سالهاست که ساخت و سازهاي بدون اصول در روستاي زيارت در نزديکي شهرستان گرگان خبرساز شده است. روستايي که به دليل آب و هواي خوب و نزديکي به جنگل و داشتن آب گرم، يکي از روستاهاي هدفِ گردشگري کشور محسوب مي‌شود، اما حالا هر گردشگري که گذرش به زيارت مي‌افتد تنها «آه» مي‌کشد.

راننده اهل زيارت در پاسخ به اين که چرا مردم روستا اجازه ساخت و ساز داده‌اند؟ بيان مي‌کند: پدر من که پنج بچه دارد و يک زمين کشاورزي، اگر زمين‌اش را نمي‌فروخت چطور مي‌توانست بچه‌هايش را سر و سامان دهد؟ گاهي اوقات شب تا صبح، تريلي تيرآهن بود که از پايين روستا به بالا مي‌بردند، در حالي که وقتي خودمان که اهالي روستا بوديم مي‌خواستيم خانه‌مان را بسازيم، براي حمل مصالح ساختماني و استفاده از تراکتور بايد چندين بار به بنياد مسکن مراجعه مي‌کرديم تا مجوز اين کار را مي‌گرفتيم.

هيچ کس به اهالي «زيارت» کمک نکرد

اهل روستاي زيارت اضافه مي‌کند: يک روز مجوز ساخت چهار طبقه خانه مي‌دادند و همان روز به يکي ديگر تنها مجوز ساخت دو طبقه را مي‌دادند. اصلا قوانين ثابت و نظارت درستي در اين زمينه وجود ندارد. بالاي روستاي زيارت را تبديل به يک روستاي ديگر کرده‌اند! هيچکس به ساکنان روستاي زيارت کمک نکرد حتا جهاد کشاورزي؛ حالا مي‌گويند چرا در زمين کشاورزي خانه ‌ساخته‌ايم؟! ما هم بايد زندگي کنيم و نمي‌توانيم تا آخر عمر در خانه‌هاي چوبي که هر لحظه ممکن است سقفش بشکند و روي سر مردم خراب شود زندگي کنيم تا گردشگران بيايند و لذتش را ببرند.

او ادامه مي‌دهد: نمي‌توانيد مشابه‌ ويلاهايي که در «زيارت» ساخته شده است را جاي ديگري پيدا کنيد. آن روزي که نماينده مردم گلستان در مجلس پايش را روي زمين مي‌کوبيد که ما در «زيارت» خانه ويلايي نداريم، بايد فکر اين روز را هم مي‌کرد، حالا همه مي‌گويند چرا «زيارت» خراب شده است! زماني که مردم روستا دست و پا مي‌زدند، بقيه کجا بودند؟ «زيارت» يک باره منفجر شد.

سازمان ميراث فرهنگي گفت، پولي نداريم

ساکن اين روستا توضيح مي‌دهد: يک ساختمان چوبي قديمي در روستا داشتيم که مالک آن براي حفظش خيلي تلاش کرد، حتا سراغ ميراث فرهنگي هم رفت و گفت کمک کنيد تا سقف خانه را مرمت کنم، اما سازمان ميراث فرهنگي گفت ما پولي نداريم خرج کنيم، هر کاري مي‌خواهيد بکنيد.

او اظهار مي‌کند: چند سال پيش يک شرکت براي ساخت تله کابين اعلام آمادگي کرد، اما اجازه اين کار را به او ندادند. از روستاي زيارت تا دريا 25 دقيقه راه است، هم کوه دارد و هم آب گرم و بهترين جا براي ساخت تله کابين است. هرکس که به روستاي زيارت مي‌آيد و خوشش نمي‌آيد، عکسي مي‌گيرد و در شبکه‌هاي اجتماعي مي‌گذارد و مي‌نويسد زيارت خراب شد.

اهل «زيارت» با بيان اينکه قيمت زمين در اين روستا متري سه ميليون تومان بوده و حالا به متري يک ميليون و 500 هزار تومان رسيده مي‌گويد: زماني در بخشي از زيارت که مردم آب شرب را از آنجا تهيه مي‌کنند، خانه ساختند. شوراي روستا به ضرب و زور توانست جلوي مالک را بگيرد. فعلا هم اجازه ساخت و ساز به هيچکس نمي‌دهند.

آپارتمان‌هاي چند طبقه در کنار آخرين بازمانده خانه‌هاي چوبي، بافت تاريخي براي «زيارت» نگذاشته‌اند. نه از کاهگل خبري است و نه از بوي خاک در روستا. «زيارت» را از همان بدو ورود آسفالت کرده‌اند تا ماشين‌ها بدون آن که خاکي شوند بالا بيايند. براي آنکه بگويند زماني اينجا روستا بوده، بالاي آن را هم سنگ فرش کرده‌اند.

اگر ساخت و ساز نمي‌کرديم جوانان مي‌رفتند

«فاطمه عسگري زيارت» يکي ديگر از اهالي روستاست. او نيز به جاي خانه قديمي‌اش آپارتمان ساخته و کارگاه صنايع دستي‌اش را به گوشه اي از پارکينگ خانه‌اش انتقال داده و مي‌گويد: زيارت نزديک‌ترين روستا به شهر گرگان است و اگر خانه‌هايمان را نمي‌ساختيم، جوانان روستا را ترک مي‌کردند. زمين‌هاي روستا به درد کشاورزي نمي‌خورد، چون روي کوه قرار گرفته است.

او ادامه مي‌دهد: بسياري از استان‌هاي ديگر آمدند و بعد از اينکه زمين خريدند، شروع به ساخت و ساز کردند. در حال حاضر دولت قيمت زمين را راکد نگه داشته است، بسياري از خانه‌هاي چند طبقه را خراب مي‌کند و مجوز ساخت و ساز هم نمي‌دهد. اگرچه اين موضوع بايد موقتي باشد، چون بزرگان روستا اجازه نمي‌دهند اين رويه پيش برود. زنان و مرداني که در اين روستا زندگي مي‌کنند از حق‌شان دفاع مي‌کنند.

عسگري زيارت اضافه مي‌کند: هواي روستاي زيارت بسيار سالم است و اگر مريضي چند روز در روستا زندگي کند، شفا مي‌گيرد. چنين آب و هوايي براي روحيه مردم هم مناسب است چرا نبايد از آن استفاده کنيم؟ حالا هم با دامداري، ساخت صنايع دستي و اجاره دادن خانه‌هايمان روزگار مي‌گذرانيم.

او مي‌گويد: عسل، شير و صنايع دستي، سوغات «زيارت» هستند و پنير روستايي شهرت دارد.

عسگري زيارت، درباره تاريخچه انتخاب اسم «زيارت» نيز اظهار مي‌کند: به دليل امامزاده باب الحوائج اسم اين روستا «زيارت» نام گرفت و به رويش ماند.

امکانات روستاي «زيارت»

«زيارت» گاز ندارد و مردم از حمام عمومي بالاي روستا استفاده مي‌کنند. اگر هم برق برود، تلفن‌ها هم قطع مي‌شوند و آنتن دهي موبايل‌ها نيز با مشکل مواجه مي‌شود. کوچه‌هاي خاکي و سنگي روستا به نوبت در حال آسفالت شدن هستند. آبگرم روستا هم با چند علامت کوچک در پشت امامزاده قرار گرفته و اگر بدون اطلاعات وارد روستا شويد، متوجه وجود آبگرم در آن نمي‌شويد.

مالکان خانه‌هاي قديمي و چوبي زيارت بيشتر نسل قديم هستند و برخي ديگر که جوانترند، به فکر ساخت و ساز هستند. با آنکه ساخت و ساز در روستا متوقف شده، اما کارگران در ساختمان‌هاي نيمه کاره مشغول کارند. بسياري از روستائيان در پارکينک نيمه کاره خانه‌هايشان هنوز مرغ و خروس و چهارپا نگه مي‌دارند و سعي مي‌کنند با نصب چند تکه چوب روي نماي ساختمان‌هاي نوساز، ردي از روستا را باقي بگذارند.

همه چيز فداي پول مي‌شود

يکي از نجارهاي روستا که يکي از قشنگترين خانه‌هاي زيارت با در و پنجره‌هاي چوبي و گَل‌هاي شعمداني در ايوان‌اش متعلق به پدرش است، مي‌گويد: ديگر کسي در و پنجره چوبي سفارش نمي‌دهد و از آن استقبال نمي‌کنند. حتا يکي از اهالي مي‌خواست يک درِ قديمي را خراب کند که من آن را از او خريدم.

او ادامه مي‌دهد: نبايد شوراي روستا اجازه مي‌داد اين بلا سر «زيارت» بيايد. در حال حاضر حتا اجازه تکميل ساختمان‌هاي نيمه کاره در خارج از محدوده روستا را نمي‌دهند.

اين نجار روستا که در حال ساخت ماکت چوبي يکي از خانه‌هاي 170 ساله گرگان است، اضافه مي‌کند: بسياري از اهالي زمين کشاورزي‌شان را تقسيم بندي کرده و فروختند. پايين روستا که مي‌روي احساس مي‌کني داخل شهر زندگي مي‌کني. اطرافيان هم که از شهرهاي ديگر مي‌آيند داخل آپارتمان‌هايي که ساخته‌اند مي‌روند و برايشان فرقي نمي‌کند در آپارتمان روستاي زيارت زندگي کنند يا آپارتمان محل زندگي‌شان در شهر.

او با بيان اينکه قديمي‌ترين خانه‌ها در بالاي روستا و پشت امامزاده هستند، بيان مي‌کند: خانه زير متري يک ميليون و 500 تومان در زيارت پيدا نمي‌کنيد. بسياري زمين را با خانه‌هاي قديمي مي‌فروشند و مالک هم خانه را مي‌کوبد تا به جايش آپارتمان بسازد.

ساخت و ساز در روستاي زيارت به کوه‌ها نيز رسيده است. همان طور که شيب کوچه و پس کوچه‌هاي روستا را بالا مي‌رويد کوهنوردي هم مي‌کنيد! ياد دل نگراني رهبر معظم انقلاب مي افتم که در دفاع از محيطزيست فرمودند: «حق نداريد تخريب کنيد؛ نه باغ و بوستان را، نه جنگل را، نه مرتع و دشت را، نه کوير را؛ همه ي آنها متعلّق به انسانها است؛ بايستي از اينها بهره ببريد.»

ببخشيد امامزاده جان!

يکي از مغازه داران روستا درباره دليل ساخت و ساز در «زيارت» بيان مي‌کند: هر خانواده‌اي چند تا بچه دارد و زماني که هر کدام مي‌خواهند ازدواج کنند، نياز به يک خانه ديگر دارند. همه نمي‌توانند در يکجا زندگي کنند. مردم روستا قبلا کشاورزي مي‌کردند و حالا هر کدام يک خانه ساخته‌اند که اجاره مي‌دهند و پولش را مي‌گيرند.

او ادامه مي‌دهد: 13 سال پيش ازدواج کردم و هر بار که فيلم عروسي‌ام را مي‌بينم، حسرت مي‌خورم. حالا به جاي هر خانه قديمي يک جعبه کاشته‌اند. خانه‌هاي قديمي نيازي به کولر نداشتند و تابستان‌ها داخلش خنک بود. آنقدر از شهرهاي ديگر آمدند و ساختند که زيارت به اين شکل درآمد. حالا تنها بايد به ساحت مقدس امامزاده عبدالله بگوييم «ببخشيد امامزاده جان».

اهل روستاي زيارت اضافه مي‌کند: اي کاش مسئولان کمي احساس مسئوليت مي‌کردند. مي‌گويند چرا کشاورزي نمي‌کنيد؟ ما يک خوک را که سر زمين‌ مي‌آيد و محصولات مان را خراب مي‌کند، مي‌زنيم سه ماه زنداني مي‌شويم. تا زماني که دستگاه‌هاي نظارتي مثل جهاد کشاورزي، محيط زيست و سازمان مسکن با هم هماهنگ نيستند چه توقعي مي‌توانند از مردم روستاي زيارت داشته باشند؟

او اظهار مي‌کند: پيش از اين همه‌ي خانه‌ها به هم راه داشتند، البته هنوز هم بسياري از خانه‌ها به هم راه دارند؛ اما هنگامي که ساخت و سازها تمام شود راه خانه‌ها به يکديگر هم مسدود مي‌شود، زيرا از زماني که هر آدمي زمين خريد و شروع به ساخت و ساز کرد پشت روستا (نزديک امامزاده) ناامن شده است.

حسرتي که اهالي روستا مي‌خورند

زيارت يک هتل دو ستاره هم دارد که حدود هشت سال است افتتاح شده و تنها براي پنج نفر اشتغالزايي کرده است! روي ديوار هتل هنوزعکس‌هاي قديمي روستا ديده مي‌شود و رزرواسيون هتل با افتخار، اما حسرت عکس‌ها را نشان مي‌دهد و مي‌گويد: ببينيد زيارت چه بود و چه شد؟ ساکنان روستا حسرت روزهاي سرسبز زيارت را مي‌خورند. بسياري از مسافران از تغييرات روستا شگفت زده مي‌شوند. چشم و هم چشمي زيارت را از بافت خودش خارج کرد.

هتل زيارت واي‌فاي هم دارد و قيمت اتاق دو تخته شبي 118 هزار تومان است و زماني که مسافر کمتر است، همان اتاق را با صبحانه شبي 90 هزار تومان هم مي‌دهند.

رزروشن هتل ادامه مي دهد: «زيارت» مرکز بهداشت دارد و پزشک روزهاي خاصي به روستا مي‌آيد و اگر مسافري حالش بد شود بايد با اورژانس تماس بگيريم و معمولا 15 دقيقه زمان مي‌برد که اوژانس خودش را برساند. در جاده ناهارخوران نيز چادر هلال احمر مستقر است.

مردم روستاي زيارت درباره يک موضوع اتفاق نظر دارند. آنها معتقدند چاره‌اي جز ساخت و ساز نداشتند و اگر اين کار را هم نمي‌کردند نسل جديد، روستا را ترک مي‌کرد. امري که به متروکه شدن بسياري از روستاهاي ايران دامن زده است. علاوه بر اگر خودشان اين کار را انجام نمي‌دادند بيگانگاني که زمين‌هايشان را خريده بودند دست به کار مي‌شدند.

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها