City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

بهشت تاريخي بسازبفروش‌ها (1394/11/20)

معمولا يا دنبال بافت تاريخي هستيم، يا تک خانه‌هاي تاريخي و ارزشمند... خيلي کم پيش مي‌آيد کسي دنبال محله‌اي تاريخي باشد. محله‌اي مانند «هدايت» در دل خيابان‌هاي پايتخت. هرچند تک خانه‌هاي ارزشمند اين محله در طول سال گذشته آبستن حوادث مختلفي بودند، اما هيچ‌کس تا کنون به محله‌ تاريخي «هدايت» به صورت يک کل نگاه نکرده است.
  بهشت تاريخي بسازبفروش‌ها

به گزارش بزنيم بيرون ، اين‌جا محله «هدايت» است، خياباني که شکل ‌گرفت تا مفاخر و نامداران سياسي، اجتماعي و ادبي کشور را در خود پرورش دهد. مرکز اين حضور، خيابان «هدايت يا برادران شهيد قائدي» است. محله‌اي که از شمال به خيابان انقلاب، از جنوب به خيابان نگارستان، از شرق به خيابان بهارستان و دروازه شميران و از غرب به خيابان سعدي منتهي مي‌شود.

پيشينه شکل‌گيري خيابان «هدايت» به دوره ناصرالدين شاه قاجار و پس از سال 1284 قمري بازمي‌گردد، زماني‌که تهران از چهارسو گسترش پيدا کرد و در سرتاسر نوار شمالي آن محله «دولت» ساخته شد که محله دولتمردان و دولتمندان و جايگاه باغ‌ها و خانه‌هاي اشرافي بود و در محدوده خيابان «هدايت» امروزي نيز، باغ‌هاي بزرگي وجود داشت؛ اما هويت‌يابي آن به عنوان يک خيابان، مربوط به پس از مشروطه است. در آن زمان، اين نقطه از شهر به دليل نزديکي به ساختمان مجلس شوراي ملي در ميدان بهارستان داراي اهميت زيادي بود و بسياري از رجال سياسي ساکن آن بودند.

در دوره پهلوي اول و احداث خيابان شاه‌رضا (انقلاب اسلامي) روي خندق ناصري، خيابان جنوبي آن يعني خيابان «هدايت» نيز رشد کرد و باعث مهاجرت و جابجايي بسياري از ارامنه از خيابان شاپور (وحدت اسلامي) به اين خيابان شد.

قنادي «مينيون» نمونه‌اي کوچک از اين اتفاق است. به اين ترتيب دوره شکوفايي اين خيابان را مي‌توان از دهه 20 تا قبل از کودتاي 28 مرداد 1332 دانست، اما از اوايل دهه 50 با تغييرات کاربري راه افول را در پيش گرفت و حتي به بورس يخچال‌هاي خانگي تبديل شد و البته بعدها همگام با توسعه شهر، خانه‌هاي اعياني شدند. بهشت بساز بفروش‌ها، آنقدر که اين روزها وقتي در اين محله قدم مي‌زني، آپارتمان و پاساژهاي بزرگ تنها چيزي است که چشم را مي‌نوازند!

 

 

پازل‌هاي تاريخ اين محله را کنار هم بگذاريد

 

 

محله تاريخي «هدايت»

 

پلاک به پلاک اين محله، اين خيابان و کوچه‌ها تاريخ، قدمت و هويت دارند. بايد خانه‌ها را شبيه پازل کنار هم قرار داد، آن‌هايي که باقي مانده‌اند، آن‌هايي که نيمه‌مخروبه‌اند و جاي خالي تاريخي که حذف‌اش کرده‌اند.

 

خانه «سپهبد فضل‌الله زاهدي» خيابان هدايت، خيابان ظهيرالاسلام، نبش کوچه اصانلو؛ خانه دکتر «عيسي صديق اعلم»، از کارگزاران برجسته فرهنگي دوره پهلوي خيابان هدايت، مقابل خانه ظهيرالاسلام؛ خانه منسوب به «ظهيرالاسلام» متنسب به «سيد زين‌العابدين امام جمعه» ملقب به «ظهيرالاسلام» داماد ناصرالدين شاه قاجار، خانه «محمدولي خان تنکابني» همان سپهدار اعظم و اولين نخست‌وزير مشروطه که خيابان و حمام ولي‌آباد هنوز به نام او در اين خيابان است؛ خانه دکتر «سياوش شقاقي» يکي از خانه‌هاي تاريخي و اشرافي خيابان هدايت، «موزه کنوني نقاشي پشت شيشه»، هنرستان «هنرهاي زيباي پسران» در منتهي اليه شمال شرقي کوچه تنکابن؛ خانه دکتر «سعيد نفيسي» اديب و پژوهشگر معاصر که در شمار نسل اول استادان دانشکده ادبيات دانشگاه تهران و خانه «رهاوي» در کوچه نفيسي.

 

اين‌جا همه‌ اسم‌ها نشان از يک چيز دارند، خيابان هدايت در دوره شکوفايي خود، محل زندگي بسياري از چهره‌هاي سياسي، اجتماعي و ادبي کشور بود که هنوز خانه‌ها و دفاتر برخي‌شان باقي است.

 

 

خانه‌اي شبيه به موزه آبگينه

 

يکم مهرماه 1382 شماره‌ ثبت 10417 روي پرونده‌ي «خانه رهاوي» خورد. خانه‌اي که هرچند بيش از صد سال است در خيابان قائدي، کوچه نفيسي، پلاک 3 قرار دارد، اما کمترين اطلاعات درباره‌ي تاريخِ اين خانه وجود دارد.

 

بنايي در دو طبقه با معماري اعياني و باقيمانده از دوره‌ قاجار ساخته شده و داراي يک ايوان با تزيينات گچ‌بري، اتاق‌ها و تالارهاي مجلل که از سال‌ها پيش خالي از سکنه است.

 

«قدير افروند»، ناظر فني وقت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران در سال 84 تنها کسي است که در آن زمان درباره‌ي اين خانه اظهار نظر کرده است.

 

او با بيان اين مطلب که بخش‌هايي از اين عمارت به دنبال آتش‌سوزي تخريب شده و با مذاکرات صورت گرفته با مالک بنا، آن مرمت و احيا مي‌شود، در گفت‌وگويي اظهار کرده است؛ «خانه رهاوي از لحاظ سبک معماري شبيه موزه آبگينه بوده و با تزيينات آجري و گچ‌بري‌هاي ويژه در بنا، به عنوان يکي از بناهاي داراي ارزش دوران قاجاري محسوب مي‌شود.»

 

حالا اما از کل خانه فقط نماي بيروني آن پيداست و تلاش براي رفتن روي پشت‌بام آپارتمان در حال ساختي که در کنار آن درست روبروي خانه دکتر نفيسي قد کشيده و به هردو بناي تاريخي دهن کجي مي‌کند هم راه به جايي نمي‌برد.

 

احتمال زيادي وجود دارد که عامل اصلي اين دهن‌کجي به خاطر نبود حريم مشخص براي اين بناي تاريخي باشد. بحثي که سال‌هاست تک تک بناهاي تاريخي را تهديد مي‌کند،‌ اما هنوز کسي به فکر پيدا کردن راه‌حل درستي برايش نيفتاده است.

 

 

نداشتن حريم در بناهاي تاريخي، عامل اصلي ساخت‌وسازهاي غيرمجاز

 

 

محله تاريخي «هدايت»

 

مهدي معمارزاده، کارشناس ميراث فرهنگي استان تهران درباره وضعيت خانه‌هاي ثبتي تهران مي‌گويد: موضوع ثبت کاملاً مرتبط با موضوع حريم يک اثر است. اگر اثري ثبت شود، اما حريمي براي آن در نظر گرفته نشود عملاً آن اثر با چالش مواجه مي‌شود. ساخت يک ساختمان 7 طبقه به فاصله دومتر از خانه رهاوي دقيقاً تخلف است و اصلاً به ثبت ملي اين بنا توجهي نشده است.

 

او درباره علت اين گونه اتفاقات توضيح مي‌دهد: شهرداري با نگاه به پرونده اين قبيل خانه‌ها مي‌گويد اين اثر ثبت ملي شده، اما حريم ندارد؛ چون در طرح تفضيلي اعلام شده که چند بنا داراي حريم است. البته تعداد قابل توجهي از اين حرائم تعيين شده هم اشتباه است به همين دليل به راحتي در محدوده کاخ و فرهنگسراي نياوران آن ساخت و سازها از سوي يک شرکت معروف در حال انجام است.

 

حالا وظيفه ميراث فرهنگي در قبال خانه «رهاوي» که ثبت ملي است اما حريم ندارد چيست؟ معمارزاده معتقد است: سازمان ميراث فرهنگي در بحث حريم در سال‌هاي گذشته کوتاهي کرده و همچنان اين روند ادامه دارد.

 

او با طرح اين پرسش که آيا موضوع مالي و اقتصادي مانع تعيين حريم شده است؟ ادامه مي‌دهد: در حال حاضر بيش از 2 هزار و 300 بناي ارزشمند تهران شناسايي شده است، اما تنها چندين خانه داراي حريم است. اين يکي از رانت‌هايي است که همچنان از آن سوء استفاده مي‌شود.

 

 

حرم شاه‌عبدالعظيم، حريم ندارد

 

وي بيان مي‌کند: متاسفانه هنوز حرم شاه‌ عبدالعظيم را با آن همه ارزش‌هاي معنوي و تاريخي تعيين حريم نکرده‌ايم و هرجور که بخواهند با اطراف حرم برخورد مي‌کنند. ما هنوز کاروانسراي شاه عباسي کرج مربوط به دوره صفوي در خيابان حرم را در فهرست آثار ملي ثبت نکرده‌ايم. مسوولان ميراث فرهنگي معمولاً از اين موضوعات بي‌خبرند و دليلي هم ندارد باخبر باشند، چون اين موضوعات بيشتر مربوط به روسا و مديران استاني و کساني است که درگير کارهاي اجرايي هستند.

 

او تأکيد مي‌کند: اساساً ضوابط و قوانين ميراث فرهنگي به صورت پايه‌اي مشکل دارد. تا يک پالايش صحيح انجام نشود و به شکل تخصصي با اين موضوع برخورد نشود، همچنان با بحث و چالش ثبت و تعيين حريم نه تنها در مورد خانه‌ها بلکه محوطه‌ها و بافت‌ها، آن هم نه در پايتخت بلکه در سراسر کشور مواجه خواهيم بود.

 

معمارزاده با اشاره به تيتر‌هاي بيشتر رسانه‌ها در حوزه‌ي ميراث فرهنگي بيان مي‌کند: بيشترين بحث آنها مربوط به تخريب و عدم تعيين حريم و گذر راه‌آهن، جاده، سد، لوله آب و گاز و دکل برق از کنار آثار ثبتي يا روي عرصه و حريم آنها است.

 

اين مدرس دانشگاه خانه «رهاوي» را يک بناي ارزشمند اعياني مربوط به دوره قاجار مي‌داند که در حال حاضر به امان خدا رها شده است و مي‌گويد: اين بنا منحصر به فرد است. در کمتر خانه‌اي مي‌بينيد که يک کمربند سنگي نقش «پوتر» (کلمه‌اي فرانسوي به معناي شاه تير يا تيراصلي (تيرحمال) است و در ساختمان‌هاي بتن آرمه کارگران و تکنسين‌ها به جاي تير، کلمه پوتر را به کار مي‌برند.) را بين دو طبقه بازي کند.

 

او با بيان اين‌نکته که شايد اصلاً همين يک خانه در تهران چنين معماري و تزئينتي داشته باشد، ادامه مي‌دهد: يک کار فني زيبا و مهندسي انجام شده است که هرچند مربوط به دوره قاجار است، اما متأسفانه براي کسي اهميتي ندارد.

 

او سپس به درخواستي که چند سال پيش براي مجوز ساخت يک ساختمان در عرصه خانه «رهاوي» و «نفيسي» که حدود 10 متر با اين دو بنا فاصله داشت، اشاره مي‌کند و مي‌گويد: در آن زمان ميراث فرهنگي هيچ مجوزي نداد، اما حالا متاسفانه در فاصله‌ دومتري بنا ساختماني هفت طبقه ساخته‌اند!

 

انتهاي پيام

 

 


نویسنده : سمیه ایمانیان
منبع : خبرگزاري ايسنا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها