City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

تئاتر شهر را چه کسي کاشي‌کاري کرد/ هنري که آوازه‌اش تا اروپا رسيد (1394/12/18)

چراغ هنر کاشي‌کاري، يادگار دوران هخامنشينان که روزگاري آوازه‌اش تا اروپا و آمريکا مي‌رسيد در حال خاموش شدن بوده و زنده نگه‌داشتن اين هنر دغدغه اصلي چهره ماندگار کاشي‌کاري ايران است.
تئاتر شهر را چه کسي کاشي‌کاري کرد/ هنري که آوازه‌اش تا اروپا رسيد

به گزارش بزنيم بيرون ، استان البرز و کلان‌شهر کرج دياري سر برآورده از رشته‌کوه‌هاي استوار و بلندقامت البرز است که در دل خود گنجينه‌اي پر از آثار برجاي‌مانده از نياکانمان را دارد و از ديرباز به دليل تنوع اقليمي و جاذبه‌هاي فراوان طبيعي همواره موردتوجه بوده است.

البرز دياري که دوره مادها را به خود ديده بي‌شک مردماني بهره‌مند از هنر را هم به خود ديده است و قطع به‌يقين در اين سرزمين هنرهايي وجود داشته که يا به‌کلي فراموش‌شده‌اند و يا در حال فراموشي‌اند.

با اين‌حال برخي صاحب‌نظران در حوزه صنايع‌دستي بر اين باورند که استان البرز که کمتر از پنج سال است به فهرست استان‌هاي کشور اضافه‌شده و به قولي استاني بي‌بهره از زيرساخت‌هاي لازم است، صنايع‌دستي بومي ندارد هم اينان براي ادعاي خود به وجود و حضور هنرمندان بسياري اشاره مي‌کنند که در کلان‌شهر کرج زندگي و به هنري که متعلق به اين ديار نيست مشغول‌اند.

حضور چهره ماندگار هنر کاشي تراشي ايران در کرج باعث شد که پاي دغدغه‌هاي اين پيرمرد اصفهاني بنشينيم و چالش‌هاي اين هنر را از زبان وي با لهجه شيرين اصفهاني بشنويم.

استاد اصغر کاشي تراش اصفهاني که فاميلي‌اش برگرفته از پيشه خانوادگي آن‌ها است وطن اين هنر را ايران مي‌داند هنري که يکي از روش‌هاي بي‌نظير تزيين معماري در تمام سرزمين‌هاي اسلامي است.

نام هنر: کاشي تراشي

قدمت: از دوره باستان

زادگاه هنر کاشي تراشي: استان‌هاي مختلف از جمله اصفهان

معرفي کوتاه هنر: هنر کاشي‌کاري يکي از مهمترين هنرهاي دستي است. صنعتگران دوره هخامنشي مبتکر و خالق اين هنر بوده‌اند. ولي در زمان اسکندر اين هنر از کشور ايران کوچ کرد و در دوره هلاکوخان به سبکي نو به ميهن بازگشت. در قرن ششم هجري(دوازدهم ميلادي)، يعني در دوره سلجوقيان، کاشي‌کاري، به ويژه معرق کاري، به سمت کمال رفت و بسيار متداول شد. در قرن هشتم هجري(چهاردهم ميلادي) هنرمنداني که هميشه به فکر نو آوري بودند موفق شدند اجزاء معرق را ريزتر و کوچکتر کنند و زيباترين اشکال هندسي و گل و بوته ها را در مجموعه‌هايي از رنگ‌هاي لطيف نمايش دهند و بهترين کاشي‌کاري را در سطوح بناها جلوه‌گر کنند. به عبارت ساده مي‌توان گفت که کاشي‌کاري در عهد چنگيز و تيموريان، صنعتي به کمال رسيده بود که در عهد صفويه به منتهاي عظمت خود رسيد. بعد از دوره صفويه کاشي‌کاري ايران سير نزولي طي کرد. در زمان قاجاريه بعضي از آثار کاشي‌کاري را تعمير کردند، در اين دوره هيچگونه نوآوري پديدار نشد و کاشي‌کاري‌هايي که انجام شد ظرافت دوره صفويه را ندارند.

بيشترين کاربري: تزئين نماي ساختمان به ويژه مساجد

هنرمندان به نام اين عرصه: در اين عرصه هنرمندان بسياري فعاليت کرده‌اند که مي‌توان به استاد اصغر کاشي تراش اصفهاني و زنده ياد حاج حسين خاک‌نگار مقدم اشاره کرد.

وضعيت فعلي اين هنر: اين هنر به شيوه سنتي و دستي در حال کمرنگ شدن است.

علل رکود و مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي احيا: بي‌توجهي به اين هنر اصيل، تحول در صنعت ساختمان سازي و جايگزيني روش‌هاي مختلف در تزيين ساختمان‌ها 


کاشي کاري محوطه کاخ سعدآباد

استاد اصغر کاشي تراش اصفهاني، زاده اصفهان که با خنده مي‌گويد واقعاً، لقب نصف جهان برازنده اصفهان است، فرزند محمدعلي کاشي تراش اصفهاني از هنرمندان به نام ايراني است که اوج هنرش را در مجموعه کاخ سعدآباد مي‌توان ديد؛ کارنامه درخشان آثار هنري خانواده کاشي تراش اصفهاني براي هر ايراني مايه مباهات است. وي از سال ۱۳۴۶ در کرج زندگي مي‌کند و مساجد زيادي ازجمله مسجد رسول اکرم در جهانشهر و مسجد گوهردشت در کرج را کاشي‌کاري کرده است.

در کارنامه هنري کاشي تراش اصفهاني کاشي کاري سَردر باغ ملي در تهران، سَردر وزارت امور خارجه، کاشي‌کاري مجموعه کاخ گلستان، سَردر بانک ملي ايران، مساجدي در شهرهاي اصفهان، قزوين، کيش و تهران و همچنين حسينه معروف يزد ديده مي شود

کاشي تراش اصفهاني بااينکه سال‌هاي زيادي است که در کرج زندگي مي‌کند، از اينکه اين هنر دارد به دست فراموشي سپرده مي‌شود سخن گفته و به خاطرات کودکي‌اش اشاره مي‌کند و مي‌گويد: از ۵ سالگي کنار پدر و برادرانم به شغل اجدادمان مشغول بودم.

استاد کاشي تراش مي‌افزايد: ۸ سال بيشتر نداشتم که روزي در خانه نشسته بودم که صداي زنگ در مرا از جاي بلند کرد پشت دريکي از دوستان پدرم بود به من گفت پدرت را صدا کن، گفتم که در منزل نيست گفت تيشه را بردار و به دنبال من بيا، تيشه را برداشته و به دنبال دوست و همکار پدرم راه افتادم، اولين بار تيشه به دست گرفتم و کاشي‌ها را برش دادم.

کاشي تراش اصفهاني در ادامه مي گد: مي ترسيدم پدرم مرا سرزنش کند ولي وقتي متوجه شد که من تيشه به دست گرفته و کاشي تراشيده ام با لبخندي بر لب گفت «تو مي‌تواني، شک ندارم.»

کاشي کاري سردر باغ موزه ملي

وي ادامه مي‌دهد: همچنان که بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شدم تلاشم بر آن بود که تمام‌کارهاي مرتبط با کاشي‌کاري را بياموزم چون پدرم جزو هنرمندان به نام دوره خود بود و هميشه شاگردان زيادي داشت، پدرم جزو اولين هنرمنداني بود که در دوره پهلوي به دربار راه يافت.

استاد کاشي تراش اصفهاني به انواع کاشي‌کاري در ايران اشاره مي‌کند و مي‌گويد: انواع مختلفي از کاشي‌کاري وجود دارد ازجمله گره کشي، در اين نوع کاشي‌کاري، ‌کاشي‌ها که با طرح و نقش‌هاي مختلف با اشکال چندضلعي و هندسي در کنار هم قرارگرفته‌اند تشکيل نقش‌هاي کلي را مي‌دهند که به نام گره کشي معروف است.

در نوع معرق‌کاري قطعه‌هاي بريده‌شده کاشي از روي نقوش مختلف و رنگ‌هاي متفاوت، تراشيده و کنار هم قرارگرفته و به شکل قطعه‌هاي بزرگ درآمده روي کار نصب مي‌شوند. اين نقوش گاهي از شکل‌هاي گره کشي و گاهي از نقش‌هاي مختلف مانند گل‌وبته سازي و غيره هستند که به نام اسليمي و ختايي و نقوش ديگر مشهور شده‌اند.

کاشي کاري سردر وزارت امور خارجه

در کاشي «هفت‌رنگ» که شهرت زيادي هم دارد، کاشي‌ها به شکل چهارگوش ساخته مي‌شوند و اندازه تقريبي آن‌ها ۱۵ در ۱۵ سانتيمتر يا بيشتر است. در اين شيوه کاشي را پس از پخت اول و ترسيم نقش روي آن دوباره در کوره حرارت مي‌دهند، و پس از خارج شدن از کوره، کاشي‌ها را در محل، نصب مي‌کنند. هفت‌رنگ متداول در اين نوع کاشي‌کاري عبارت‌اند از سفيد، سياه، لاجوردي، فيروزه‌اي، قرمز، زرد و حنايي که در مسجد امام اصفهان از اين کاشي‌کاري بسيار استفاده‌شده است.

استاد کاشي تراش که در اصفهان، يزد، تهران، قزوين و کيش، مساجد و حسينيه‌هاي زيادي را کاشي‌کاري کرده است، از بقعه شيخ صفي‌الدين در اردبيل مي‌گويد که به کمک برادرانش کاشي‌کاري اين اثر را به انجام رسانده است و مي‌افزايد: قبل از انقلاب پس‌ازاينکه از اردبيل به تهران آمديم از ما خواسته شد که براي کاشي‌کاري سردر سفارت ايران به آمريکا برويم کار را در ايران آماده کرديم و به همراه برادرم براي نصب سردر سفارتخانه ايران رهسپار واشنگتن شديم ازآن‌پس براي فرانسه و کشورهاي ديگر نيز کار سفارش مي‌گرفتيم و در ايران آماده مي‌کرديم و کار را مي‌فرستاديم تا نصب شود.

براي پروژه تئاتر شهر تهران دستمزدي دريافت نکردم

استاد کاشي تراش که با عشق فراوان در خصوص هنر کاشي‌کاري سخن مي‌گويد هر از چند گاهي براي اينکه چراغ اين هنر در حال خاموش شدن است آهي عميق مي‌کشد و ادامه مي‌دهد: سال ۱۳۴۶ دربار پهلوي جمعي از هنرمندان را خواست تا پروژه تئاتر شهر را شروع کند، قرعه به نام من افتاد و پروژه را شروع کردم پس از اتمام کار هرچقدر منتظر شدم که مابقي هزينه‌ها را که آن زمان مبلغ زيادي بود بپردازند، بي‌فايده بود و ظاهراً فراموش کرده بودند چند مدتي گذشت و براي مطالبات خود و کارگراني که در اين پروژه من را همراهي کرده بودند به دربار رفتم ولي در جواب گفتند که هزينه شما از دفتر شهربانو فرح ديبا پرداخت‌شده حالا چرا به دست شما نرسيده خدا مي‌داند و پيگيري را نيز به خود من محول کردند که در اين مورد من هيچ‌وقت نتوانستم حق‌الزحمه‌ام را بگيرم.

کاشي کاري مسجد حضرت رسول اکرم در کرج

استاد اصغر کاشي تراش اصفهاني که کاشي‌کاري مسجد رسول اکرم واقع در جهانشهر اولين پروژه کاري‌اش در کرج بوده است مي‌گويد: پس از مسجد حضرت رسول اکرم مسجد گوهردشت و مساجد ديگر و همچنين چند پروژه ديگر را نيز به پايان رساندم و مدتي نيز به تدريس پرداختم.

کاشي تراش اصفهاني ناراحت است که روش‌هاي مختلف در تزيين نماي ساختمان‌ها باعث شده که اين هنر اصيل و با قدمت رو به فراموشي برود و مي‌گويد: همه دغدغه فکري‌ام اين است که چند صباحي را که در اين دنيا مهمان هستم بتوانم فنون اين هنر را به اهلش به‌طور تمام و کمال تحويل دهم.

وي در ادامه از مسئولان و مديران شهر مي‌خواهد به اين هنر که به‌واقع جزو هنرهاي ايراني اسلامي است بيشتر بهاداده و زمينه را فراهم کنند تا جوانان با گرايش به چنين هنرهايي چراغ هنر اين سرزمين را هميشه روشن نگاه‌دارند.

وي مي‌گويد: تکنولوژي خوب است ولي نبايد در سايه تکنولوژي هنرهايي که ريشه در تاريخ اين سرزمين دارند به دست فراموشي سپرده شوند متأسفانه با ورود روش‌هاي متفاوتي در صنعت ساختمان ديگر مردم رغبتي به استفاده از کاشي‌کاري به شيوه سنتي و اصيل ندارند و اين هنر درحالي‌که قدمتي هزارساله دارد به دست فراموشي سپرده‌شده به‌طوري‌که کمتر کسي حتي سراغي از هنرمندان کاشي‌کار مي‌گيرد.

کاشي تراش اصفهاني مي‌گويد: تمام تلاش خود را مي‌کنم تا اين چراغ روشن بماند و چراغ را روشن به دست جوانان هنردوست ايران خواهم سپرد.

اين هنرمند کاشي تراش از بي‌مهري‌هايي که دامن اين هنر را گرفته مي‌گويد: متأسفانه در جامعه برخي از هنرها مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرند در اين ميان تجاري‌سازي صنعت ساختمان باعث شده که هنر کاشي تراشي به‌صورت اصيل و دستي کم‌کم به دست فراموشي سپرده شود.

وي مي‌افزايد: درروش هاي سنتي کاشي‌ها به‌صورت دستي و با تيشه تراشيده مي‌شوند ولي در حال حاضر کاشي را با ماشين مخصوص مي‌تراشند.

استاد کاشي تراش اصفهاني در پايان به کاشي‌کاري تئاتر شهر تهران اشاره مي‌کند که هيچ‌کدام از اين کاشي‌ها نقوش تکراري ندارند و مي‌گويد: هنر به هر شکل که ارائه شود خوب است چون هنر هميشه حرف اول را مي‌زند به همين دليل نبايد اجازه دهيم چراغ هنرهاي اصيل ايراني که ريشه در باورهاي ما دارند خاموش شود.

دغدغه‌هاي کاشي تراش اصفهاني همانند دغدغه‌هاي ديگر هنرمندان اين سرزمين است چراکه جايگاه هنر و هنرمند در جامعه ما به‌روشني مشخص نشده و در اين ميان مشکلات هميشه دامن‌گير هنرمنداني است که هنرشان اصيل بوده ولي تکنولوژي‌هاي جديد اين اصالت را دستخوش تغييراتي کرده به‌طوري‌که اين تغييرات موجب فراموشي هنرهاي اصيل شده است.


منبع : خبرگزاري مهر

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها