City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

انواع ژانرهاي سينمايي رو بشناسيد (1395/01/28)

ژانرها ويژگي هاي مشخص و نامشخصي دارند. به همين دليل نمي توان گفت فقط همين تعداد ژانر و جريان سينمايي داريم و بس. از طرفي براي اکثر ژانرها، خط کشي هاي مشخصي انجام شده و مي توان مترها و معيارهاي ثابتي را براي آنها تعيين کرد.
انواع ژانرهاي سينمايي رو بشناسيد

ژانرها ويژگي هاي مشخص و نامشخصي دارند. به همين دليل نمي توان آنها را شماره گذاري کرد و گفت فقط همين تعداد ژانر و جريان سينمايي داريم و بس. از طرفي براي اکثر ژانرهاي سينمايي در طول سال هايي که از تولد سينما مي گذرد، خط کشي هاي مشخصي انجام شده و مي توان مترها و معيارهاي ثابتي را براي آنها تعيين کرد. اينها چندتا از مهمترين ژانرهاي سينمايي هستندکه ويژگي ها و مولفه هاي تکرار شونده در آنها را برايتان ليست کرده ايم. فراموش نکنيد طبق تعريف ژانر «همه اينها پش از اين اتفاق افتاده اند و باز هم اتفاق خواهند افتاد.»

1- فانتزي

سوار بر جاروي پرنده!
 


گونه اي جادوگرانه! با ژانرهاي علمي تخيلي - تخيلي و وحشت نقاط مشترکي دارد و به خاطر همين آنها را «گمان زن» مي خوانند. فيلم هايي که از اشکال فراطبيعي استفاده مي کنند. اين نيروها، عنصر اوليه طرح است و شکل دهنده فضاي داستان در خيالپردازي هاي اين فيلم ها قواعد و قوانين فيزيکي زيرپا گذاشته مي شد و موجودات ناموجود تصو رمي شوند. داستان هايي که با سحر و جادو و حوادث خارق العاده همراه هستند و در جهاني مختص به خودشان سير مي کنند. فضاهايي که منطقي عادي ندارندو عنصر خيالپردازي همه اتفاقات را در آن ممکن مي کند. البته سينماگران موفق اين ژانر از اين عناصر جادويي بي قيد و بند استفاده نمي کنند. فانتزي ها با نوآوري هاي تکنيکي و جلوه هاي بصري ويژه و خفن به حيات خودشان ادامه داده اند و سر و شکلي جاه طلبانه تر و البته پرهزينه تر پيدا کرده اند.

ويژگي ها:
 معادلات عقلاني را ناديده مي گيرند. تقابل خير و شر در آنها وجود دارد (در انتهاي داستان فانتزي هاي کلاسيک هميشه غلبه با خبر بود اما در فانتزي هاي مدرن لزوما اينطوري نيست)، خلق منطق روايي منحصر به فرد با جهان و قواعدي خاص.

فيلم هاي شاخص: جادوگر شهر اُز، ارباب حلقه ها، کينگ کنگ و هري پاتر

پيشنهاد سرآشپز: هابيت
 


2- رمانس

قصه هايي براي نرسيدن
 


شرح دلدادگي و وصال و فراق زياد طول نکشيد که سينماگرها پي بردند روايت محکم و شکوهمند از داستان عشق، هيچ وقت سرمايه گذارش را پيشمان نمي کند. قصه هاي عاشقانه تا حد زيادي از پيش معلوم است ولي آدم ها از تماشاي عاشق شدن ها، رسيدن ها و نرسيدن ها لذت مي برند. هر چه موانع قابل باورتر و محکم تري وجود داشته باشد. داستان تاثيرگذارتر و گيراتر خواهد شد. اکثر فيلم هاي عاشقانه دوره هاي مختلف روايتگر عشق هاي دردناکي هستندکه تحت تاثير وجود موانع خارجي و دروني به فرجام نمي رسند. در بين عاشقانه هاي فرنگي، بعد از جنگ جهاني فيلم هايي ساخته شدند که دباره عشق هاي نامتعارف بودند. عشق هايي که با عرف و قواعد اجتماع سازگار نيستند.

ويژگي ها: موسيقي پررنگ براي تشديد حس لحظات، ديالوگ هاي به يادماندني، کلوز آپ از زوج اصلي، قرار دادن موانعي بر سر تحقق وصال

فيلم هاي شاخص: بر باد رفته، تايتانيک، دکتر ژيواگو، پيش از غروب، پيش از طلوع، کازابلانکا

پيشنهاد سرآشپز: پل هاي مديسون کانتي
 


3- وسترن

دار و دسته ياغي ها
 


آمريکايي ترين ژانر سينمايي داستان هاي اين ژانر بيشتر در نيمه دوم قرن 19 ميلادي و در آمريکاي قديم ميگذرد. 110سالپيش يک آمريکايي فيلم کوتاه 11 دقيقه اي «سرقت بزرگ قطار» را ساخت و آمريکايي هاي ديگر با صحنه هاي پرهيجان هفت تيرکشي آن به وجد آمدند و وسترن شد پر تيراژترين گونه هاليوود در آن روزگار. گونه اي ايده آل براي قهرمان پردازي، روايت حماسي و نمايش تقابل ازلي - ابدي خير و شر بدون نياز به شخصيت پردازي هاي پيچيده و چند لايه. جهان کاپوي ها، دوئل ها و کلانترها به خاطر وجود پس زمينه تاريخي و صحنه هاي اکشن خيلي زود محبوب شد و با ابر قهرمان ها و حماسه پردازي هايش، فيلم هاي درخشاني را در دهه هاي 1930 تا 1950 توليد کرد. از دهه 60 وسترن ها با تغييراتي به وسترن اسپاگتي تبديل شدند؛ فيلمهايي که شخصيت هاي پيچيده تري داشتند و درونمايه هايي که ديگر مرز خير و شر در آنها مشخص نبود. اين ژانر سال هاست از مد افتاده و هر از گاهي کارگردان هايي مثل برادران کوئن و تارانتينو سعي مي کنند با بازآفريني بعضي مولفه هاي آن، اداي ديني به وسترن سازها و وسترن بازها داشته باشند.

ويژگي ها: روايت داستان در قرن 19، نمايش خشونت، اهميت دادن به مضمون هايي مثل حيثيت انساني. ايده هاي بصري خلاقانه براي فيلمبرداري در لوکيشن هاي طبيعي غرب آمريکا مثل صحراها و دشت ها، کمرنگ بودن نقش شخصيت هاي زن، وجود قهرمان هاي صلح طلب و ضد قهرمان هايي که به دنبال مناکفع شخصي شان هستند.

فيلم هاي شاخص: جويندگان، اين گروه خشن، رودخانه سرخ، دليجان، خوب بد زشت، ريوبراوو

پيشنهاد سرآشپز: ماجراي نيمروز
 


4- علمي - تخيلي

سفر به تونل زمان
 


فيلم هايي درباره پديده هايي که علم، وجود آنها را به طور کامل تاييد نمي کند. پديده هايي مثل موجودات فرازميني، دنياهاي بيگانه، حس ششم و سفر در زمان در اينگونه فيلم ها عنصر خيال چنان با علم مخلوط مي شود که جدا کردن آن ممکن نيست و گاهيماهيت علمي بودن اثر زير سوال مي رود. نويسنده هاي اين نوع فيلم ها (و داستان ها) فکر و تخيل خودشان را رها مي کنند تا به آينده بروند و آن چيزي را که در اثر پيشرفت علمي امکانپذير نيست. در سينما به تصوير بکشند. در فيلم هايي پرهزينه که تمايلات و آرزوهاي گاهي دست نيافتني انسان ها و گاهي بيم ها و ترس هايشان را نشان مي دهد. اين قصه هاي پرياني و دنياهاي جادويي از دهه 70 تا به حال پرفروش ترين گيشه هاي سينماهاي دنيا را با ماشين زمان و قاليچه هاي پرنده و مريخي ها از آن خودشان کرده اند.

ويژگي ها: جلوه هاي بصري و رايانه اي مفصل، نگاه معمولا بدبينانه و نامطمئن به آينده رابطه علم و بشر، داستان هايي که از دريچه علم به دنياي اسرارآلود فضا، رباتيک و ... در آينده بشر سرک مي کشند، به خاطر همين هميشه پاي فضاپيماها و ربات ها در ميان است.

فيلم هاي شاخص: 2001؛ يک اديسه فضايي، جنگ هاي ستاره اي، سولاريس، ئي تي، ماتريکس، بيگانه

پيشنهاد سرآشپز: تلقين
 


5- نوآر

پرسه در مه
 


سينماي نوآر تحت تاثير رواج زمان هاي جنايي شکل گرفت. سينمايي که روايت هاي اول شخص دارد و لحني تلخ و مايوسانه. فيلم هاي تيره و تاري که اوايل معمولا يک کارآگاه منزوي داشت و زن اغواگري که براي رسيدن به خواسته اش، خودش را به خطر مي اندازد. موج نوآرها در دهه هاي 40 و 50 از هاليوود به اروپا هم رسيد اما کم کم به حاشيه رفت. نوآرها ديگر با آن مولفه هاي هميشگي به حياتشان ادامه ندادند تا اينکه نوآرهاي جديد (نئنوآرها) با بازتعريف مولفه هاي نوآرهاي تيره و تار و زباني متاثر از جريان روز، ادامه پيدا کردند. نوآرها فيلم هايي هستندکه فضاي حس و حال نااميدانه و پرهراس زمانه خودشان را منعکس مي کنند. مثل نوآرهاي دهه 40 که بيکاري و مشکلات اقتصادي و ... جامعه آمريکا را به تصوير مي کشيدند.

ويژگي ها: نماهاي تاريک و مه آلود و غالبا سياه و سفيد. نمايش خيابان هاي خلوت و باران خورده و پر از سايه. مردم هاي منزوي و گوشه گيري که چيزي براي از دست دادن ندارند. زنان فريبنده اي که عشق و نفرت قهرمان را همزمان برمي انگيزند.

فيلم هاي شاخص: غرامت مضاعف، خواب بزرگ، مرد سوم. سانست بولوار، نشاني از شر، هفت، شاهين مالت

پيشنهاد سرآشپز: محله چيني ها
 


6- اکشن

بزن بهادرها
 


تماشاگر تا حدي از واقعيت جدا مي شود و مي رود در دل دنياي مجازي و زد و خوردهاي فيلم اکشن ها معمولا براي گيشه ساخته مي شوند و قصه اي ساده و خطي دانرد. کشش دراماتيک در اين ژانر از مبارزه قهرمان فيلم فيلم با نيروهاي شر حاصل مي شود. با نيروهايي مثل موجودات خارق العاده وحشي، انسان هاي شرور و بدذات و نيروهاي شيطاني قهرماني اينگونه از فيلم ها معمولا از قطب منفي فاصله مي گيرد يا او را نابود مي کند. معمولا حالت دوم اتفاق مي افتد و قهرمان در صحنه هايي نفسگير و پر از تعقيب و گريز زد و خورده برنده مي شود.

ويژگي ها: صحنه هاي مهيج، تعقيب و گريز، جنگ و حوادث ويرانگر مثل انفجار، قهرمان معمولا مردي است که خودش را به خطر مي اندازد.

فيلم هاي شاخص: جان سخت، شهر خدا، مردي در آتش، ماتريکس، مجموعه بورن

پيشنهاد سرآشپز: تغيير چهره
 


7- وحشت

خون آشام ها
 


پي بردن به چيزهايي فراتر از دنياي عيني و کنجکاوي براي کشف ناشناخته ها، تماشاي سينماي وحشت را هيجان انگيز مي کند. آدم ها در اين فيلم ها خشم و ترس خودشان را در بازآفريني همان عوامل مي بينند و با تماشاي آنها به هيجان مي آيند. فيلم هايي مثل «دراکولا» که در اولين نمايشش 28 نفر بيهوش شدند! در بعضي فيلم هاي اين ژانر پاي هيولاها و گودزيلاها، ارواح و خون آشام ها در ميان است و در بعضي هايشان مثل فيلم هاي هيچکاک هم ترس ها دروني تر مي شود.

ويژگي ها: فضاهاي مرموز، نورپردازي، با مايه هاي تيره، حضور محسوس يا نامحسوس يک موجود اهريمني، پايان باز، استفاده از پيرنگ هاي ساده و تاکيد بر خشونت

فيلم هاي شاخص: انزجار، مستاجر، جن گير و سکوت بره ها

پيشنهاد سرآشپز: رواني
 


8- کمدي

کله پوک ها
 


کمدي ها در روزگار سينماي صامت با استفاده از صحنه هايي مثل زمين خوردن هاي چاپلين يا نامتناسب بودن هيکل لورل و هاردي، توليد مي شدند. با تولد سينماي ناطق، کمدي ها وارد فاز جديدي شدند. دنيايي که با استفاده از شوخي هاي کلامي، امکانات بيشتري در اختيار فيلمسازاني مثل وايلدر مي گذشت. سينماگراني مثل وودي آلن هم مضمون هايي انتقادي مثل پوچي روابط و اميال انساني را در اينگونه سينمايي به کار گرفتند. در دوران جديد کمدي هاي رمانتيکاما جاي خودشان را به طنزهاي سياه داده اند که علاوه بر خنداندن تماشاگر آنها را به فکر مي برند.

ويژگي ها: قرار دادن شخصيت ها در محيط و شرايطي بي ربط و هجو موقعيت هاي جدي

فيلم هاي شاخص: پول را بردار و فرار کن، وقتي هر سلي را ملاقات کرد، لبوفسکي بزرگ

پيشنهاد سرآشپز: آني هال
 


9- تاريخي

تاريخ روي پرده
 


سينمايي عظيم و متکي بر پروداکشن مفصل که با نمايش سياهي لشکر فراوان و صحنه هاي نبرد چشم مخاطبانش را پر مي کند. تماشاگرها با ديدن فيلم هاي تاريخي به روزگاري مي روند که آن را نديده اند و در دسترس شان نيست. فيلم هاي تاريخي آن دوران و آدم هايش را زنده مي کند و پيش چشم آنها قرار مي دهد. سينماي تاريخي با همين قدرت مسحورکننده صحنه هايي با شکوه و جلال و حبروت را روي پرده مي آورد و اگر فيلمساز حرفه اي و زيردست باشد، کاري مي کند که تماشاگر مي گويد جادوي سينما اصلا براي خلق چنين فيلم هايي به وجود آمده. براي تحقق بخشيدن به ايده هايي که ساختن آنها غيرممکن به نظر مي آيد.

ويژگي ها: مدت زمان طولاني فيلم، گريم هاي سنگين، دکورسازي ها و فضاسازي هاي تاريخي، موسيقي پرحجم و فيلمنامه هاي کاراکتر محور براساس زندگي يک شخصيت مشهور

فيلم هاي شاخص: ده فرمان، گلادياتور، لارنس عربستان، اسپارتاکوس، الرساله (محمد رسول الله)، ده فرمان

پيشنهاد سرآشپز: شجاع دل
 


10- گنگستري

کاپولا و رفقا
 


سينماي گنگستري در ابتداي دهه 30 در کنار ژانر موزيکال پر رونق ترين ژانر هاليوود بود با گذشت زمان و تبديل شدن آمريکا به محيطي ناامن و رشد بيکاري و تورم. صداي مسلسل درگيري هاي شهري در سينماها هم شنيده شد. در اين فيلم ها آدم کش ها کلي پول و پله به جيب مي زنند. به قانون اهميتي نمي دهند و همه چيز براساس منافع شان تعريف مي شود. آنها ضد قهرمان هستند اما محبوب . با شروع ژانر وسترن، گنگستري ها به حاشيه رفتند اما دوباره با «پدرخوانده» احيا شدند. پس از کاپولا، نوبت اسکورسيزي وتارانتينو بود که مولفه هاي آن را بازآفريني کنندو با نمايش زندگي شخصي و حرفه اي گنگسترها، فضاهايي تازه و بديع در اين ژانر بسازند.

ويژگي ها: نمايش عاقبت تلخ قهرمان (ضد قهرمان) به صورت مرگ يا زنداني شدن، روايت بخش عمده اي از داستان ها در تاريکي شب، استفاده از لوکيشن هاي ثابتي مثل کافه ها، بارها و خيابان هايي با سنگفرش خيس

فيلم هاي شاخص: پدرخوانده ها، مخمصه، باني و کلايد، صورت زخمي، حرفه اي

پيشنهاد سرآشپز: رفقاي خوب
 


دور ژانرها را خط بکشيد

پالپ فيکشن بنوشيد!

براي فيلم خواري روش هاي ديگري جز مرور فيلم ها براساس ژانرها هم هست، مثلا مي توانيد روي آثار کارگردان هاي شاخص زوم کنيد و فيلم به فيلم آنها را ببريد زير ذره بين بايد کارگردان هايي را انتخاب کنيد که صاحب سبک باشند و روش هاي مشخص را در فيلمسازي دنبال کرده باشند که با مرور آنها چيزي دست شما را بگيرد.

بهتر است از کارگردان هاي کلاسيک شروع کنيد، از فيلمسازاني مثل هيچکاک که دستور زبان سينما را از روي فيلم هاي آنها نوشته اند. حتي اگر با فيلم هاي حاصله سريري روبرو باشيد. باز هم لازم است دنياي اين فيلم ها را بشناسيد تا بتوانيد از ظرايف مورد نظر آن فيلمسازها دريافت هاي درستي بکنيد. فيلم ديدن بر اساس زمان هم مي تواند روش ديگري براي فيلم بازي باشد. مطالعه فيلم هاي دهه هاي مختلف به شما کمک مي کند با پس زمينه هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن روزگار و جغرافيا آشنا شويد. با مرور اين سير زماني، تحولات شگفت انگيز سينما هم بيشتر به چشمتان مي آيد. از سوي ديگر اگر فقط براساس تقسيم بندي هاي ژانري پيش برويد، اکثر فيلم هاي دوران خودمان را از دست مي دهيد. هاليوود و سينماهاي کشورهاي صاحب سبک در سينما هنوز فيلم هاي متعددي را براساس قواعد ژانر مي سازند که اتفاقا اکثر آنها هم موفق هستند اما فيلم هاي زيادي هم هستندکه در چارچوب هاي سنتي جا نمي گيرند. فيلم هايي مثل فيلم هاي سينماي پست مدرن که تعريف مشخصي ندارند. اين فيلم ها هم کلاسيک هستند، هم غيرکلاسيک، هم ضد نوستالژي هستندو هم پر از نوستالژي، هم داستان گو هستند و هم به نوعي ضد داستان هم خيلي دنياي شخصي دارند، هم عامه پسند هستند.

فيلمسازها از دهه 90 به فرمولي شگفت انگيز دست پيدا کرده اند. فرمولي که در واقع خودش هم چندان جزئيات روشني ندارد اما با استفاده از آن، دست آنها براي به هم ريختن ساختار روايي کلاسيک براي ساختن فيلم هايشان باز است.

کارگردان هايي مثل تارانتينو، جيم جارموش، برادران کوئن، گدار و تيم برتون آنقدر در فرم فيلم هايشان بازيگوشي کردند که به فرم غالبي در سينماي معاصر تبديل شده است. اين فيلم ها معمولا شخصيت محور هستند و گاه با شکست زماني در ساختار داستان پيش مي روند. نگاه هجو آميز و بازيگوشانه اي به مضمون و فرم را دنبال مي کنند و از تکنيک فاصله گذاري بين تماشاگر و فيلم بهره مي گيرند. فيلم هاي فوق العاده جذابي مثل «پالپ فيکشن» محصول همين نگاه هاي تازه به فيلمسازي در سينما هستند که سينماي دوران ما را به تسخير خودشان درآورده اند و نبايد از آنها غافل شويد


منبع : برترين ها

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها