City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

آثار دزديده شدۀ تاريخي تهران کجا مي‌رود؟ (1395/01/31)

«جاي خالي‌شان بدجوري توي چشم مي‌زند. بردند، ديگر بردند. معلوم نيست چي شدند. من که مي‌گويم کار حرفه‌اي‌هاست وگرنه دزد معمولي که نمي‌تواند کاشي‌هاي به اين محکمي را جابه‌جا کند. دوتاش باقي مانده بود، خودم کندم، با سختي. گفتم اون دوتاي باقيمانده را ديگر نبرند.»
آثار دزديده شدۀ تاريخي تهران کجا مي‌رود؟

به گزارش بزنيم بيرون ، روزنامه «ايران» در ادامه نوشت: در خيابان امامزداه يحيي هستم، محله عودلاجان تهران. مقابل مسجد - مدرسه معمارباشي. جاي خالي کاشي‌هاي سردر بنا به قول سرپرست مدرسه معمارباشي که حالا محل سکونت طلبه‌هاي جوان است بدجوري توي چشم مي‌زند. اسمش را نمي‌گويد اما چند بار تکرار مي‌کند که دو شب اينجاست، دوشب مي‌رود خانه‌اش. هيچ‌کس تا حالا نفهميده چه بلايي سر کاشي‌هاي مسجد آمده. دو تکه باقيمانده‌اش را هم خودش کنده گوشه‌اي گذاشته. آنقدر سفت کنده شده‌اند که به يقين رسيده نمي‌تواند کار معتادها يا دله‌دزدها باشد. کار حرفه‌اي‌ها بوده. با تأسف زياد درباره کاشي‌هاي لاجوردي سردر مدرسه حرف مي‌زند. اجازه نداريم داخل مدرسه شويم. مي‌گويد بدون هماهنگي امکان ندارد. اما حياط مسجد و مدرسه معمارباشي در يک روز بهاري باراني تهران واقعاً زيباست. حوض پر آبي در حياط دايره‌اي شکل به چشم مي‌خورد. اين بنا ميراث دوره قاجاريه است.

 
اين فقط کاشي‌هاي مدرسه معمارباشي نيست که در ماه‌هاي اخير هدف دزدي قرار گرفته. تعداد ديگري از بناهاي تاريخي شهر تهران هم در ماه‌هاي اخير دستبرد خورده‌اند. کتيبه‌ها و کاشي‌هاي سردر خانه‌هاي قديمي کنده شده‌اند. کلون درها از جا کنده شده و حتي برنزهاي روي سردر باغ ملي هم ناپديد شده‌اند. کنده که نه انگار موريانه جويده باشدشان. تکه تکه از روي درباغ ملي گم شده‌اند. مثل درختي که اول ميوه‌هاي شاخه‌هاي پايينش را مي‌چينند و کم‌کم به شاخه‌هاي بالاترش مي‌رسند. در باغ ملي هم همين‌طور است. آرايه‌هاي برنزي رويش از پايين در کم شده و به بالا رسيده‌.‌
 
در محله عودلاجان دقيقاً کسي نديده چه اتفاقي افتاده همه حيرت زده‌اند از اين نوع دزدي‌ها. شب بوده و شاهد عيني وجود ندارد. مي‌گويند حتماً اين کاشي‌ها بازار خوبي دارد که شبانه مي‌برندشان. يکي از اهالي درست روبه‌روي مدرسه معمارباشي بنگاه معاملات ملکي دارد: «خيلي ناراحت شدم وقتي ديدم کاشي‌ها را برده‌اند، زنگ زديم نيروي انتظامي و ميراث فرهنگي. چند باري هم آمدند و رفتند اما خب مال دزدي را بايد بي‌خيال شد. رفت که رفت.»
 
ميوه‌فروشي که همان نزديکي‌ها دکان کوچکي دارد مي‌گويد: «کاشي‌هاي امامزاده يحيي را هم بردند. يک خانه قديمي هم هست چند تا کوچه بالاتر. هنوز توش زندگي مي‌کنند ان يکاد بالاي سردرش را دزديده‌اند. يکي از همسايه‌ها مي‌گفت مي‌برند بازار سيد اسماعيل مي‌فروشند. خودش ديده بود. يکي ديگر هم مي‌گفت صادر مي‌کنند خارج. تو حراجي‌هاي آنجا مي‌فروشند. با قيمت‌هاي بالا.»
 
راننده تاکسي که در خيابان امام خميني کار مي‌کند: «مطمئن باشيد دزدي از در باغ ملي کار معتادهاست و گرنه برنج تکه پاره به چه دردي مي‌خورد؟ چه ارزش تاريخي دارد؟ اينجا هم که محله مسکوني نيست و شب‌ها راحت مي‌توانند سراغش بيايند. بايد نگهبان بگذارند.»
 
خانه تاريخي ملک در بازار تهران هم کوبه‌هايش گم شده‌. با اينکه اين خانه سرايدار دارد اما کسي نفهميده بر سر اين کوبه‌هاي قديمي چه آمده است. مسجد حاج قنبرعلي خان کُرد مافي و سردرِ خانه مخروبه عيسي صديق، سومين رئيس دانشگاه تهران، از جمله ديگر بناهايي هستند که کاشيکاري‌هاي ورودي آن‌ها دزديده شده‌اند. دزدي از سردر مسجد - مدرسه سپهسالار هم چندي پيش خبرساز شد.
 
سرنوشت نامعلوم آثارتاريخي تهران
 
اما چه بلايي بر سر کاشي‌ها و ديگر آثار دزديده شده بناهاي تاريخي تهران آمده است؟ آيا واقعاً آن‌ها از عتيقه فروشي‌ها يا بازارهاي مختلف تهران و خارج از ايران سر در مي‌آورند؟ اصلاً چه کساني حاضرند کاشي‌هاي تکه پاره شده از يک بناي تاريخي را که مشخص است دزديده شده، بخرند.
 
جمعه بازار پروانه در خيابان جمهوري يکي از مکان‌هايي است که گفته مي‌شود در آن مي‌توان کوبه‌هاي قديمي و کاشي‌هاي تاريخي را يافت. جمعه است و پاساژ چند طبقه مثل هميشه شلوغ و پر رفت و آمد. گوشه‌ يکي از طبقات پارکينگ، پيرمردي بساط دستفروشي دارد. کوبه‌هاي قديمي و کاشي هم در بينشان هست. کاشي‌هاي لاجوردي با نام خداوند، ائمه، ان يکاد و ... قيمت چنداني ندارند. کاشي‌ها 20 تا 50 هزار تومان. يک کوبه در کوچک هم هست 50 هزار تومان. بزرگ‌ترش 100 هزار تومان. از صاحب بساط مي‌پرسم اين کاشي‌ها و کوبه‌ها از کجا آمده‌اند؟
 
«از خانه‌هاي قديمي شهر تهران. آن‌ها که خراب شده‌اند يا صاحبشان کوبيده تا به جايش خانه‌هاي نوساز بسازد. همه هم براي تهران نيست. بعضي هم از يزد و کاشان آمده‌اند. مثل اين يکي که از کاشان آمده اينجا.»
 
اشاره‌اش به کتيبه‌اي است که نام پنج تن را بر خود دارد.
 
- چه کساني بيشتر دنبال خريد اين کاشي‌ها هستند؟
 
- بيشتر آن‌هايي که دنبال نگهداري از عتيقه هستند. آن‌هايي که ايران و فرهنگ ايراني را دوست دارند. چند نفر آمدند براي خانه‌هاي جديدساز از اين‌ها خريدند.
 
آقايي از کنارم عبور مي‌کند. مسن است و با دقت به کاشي‌ها خيره شده. کمي آن سوتر از بساط مي‌گويد: «خانم من هميشه اينجا مي‌آيم شب عيد همين آقا يک کاشي لاجوردي را که رويش عنوان کوچه حافظ ثبت شده بود، يک ميليون و هشتصد هزار تومان مي‌فروخت. نمي‌دانم کوچه حافظ کجاست. کاشي پانزده در پانزده بود. خيابان منوچهري هم بروي خيلي از همين کاشي‌ها را مي‌بيني.» صدايش را پايين مي‌آورد: «بين خودمان باشد، خيلي‌هايش را از بناهاي تاريخي مي‌کنند.» در جمعه بازار که قدم بزني خيلي از اين چيزها باز به چشمت مي‌خورد از کاشي و کوبه هست تا آلبوم‌هاي خانواده‌هاي قجري و مجموعه سکه‌هاي قديمي.
 
عتيقه فروشي‌هاي خيابان منوچهري يکي ديگر از جاهايي است که خيلي‌ها معتقدند در آنجا مي‌شود اين آثار تاريخي را يافت. به خيابان منوچهري مي‌روم. در همه اين فروشگاه‌ها کاشي قديمي پيدا نمي‌شود. مي‌گويند فقط چند عتيقه فروشي معروف هستند که کاشي مي‌فروشند.
 
در يکي از اين عتيقه فروشي‌ها کاشي‌هاي قديمي چيده‌اند. از 10 هزار تومان هست تا 30 هزار تومان. صاحب مغازه توضيح مي‌دهد: «اين کاشي‌ها براي قبل از انقلاب است. براي همين هم قيمت زيادي ندارد.» کاشي‌ها کنار ديوار چيده شده‌اند. از سايز خيلي کوچک تا بزرگ. يک کاشي هم درون ويترين شيشه‌اي جاي دارد. صاحب عتيقه فروشي مي‌گويد: «50 هزار تومان است و متعلق به دوره قاجار.»
 
- اين کاشي‌ها را از کجا مي‌آوريد؟ ممکن است از آثار قديمي تهران اينجا هم پيدا کرد؟ مثلاً کاشي‌هايي که از آثار تاريخي تهران کنده‌اند؟
 
- خانم، من از هر کسي جنس نمي‌خرم. من آدم‌شناسم. معتاد شيشه‌اي اينجا کاشي اصل آورده 10 هزار تومان اما من نمي‌خرم. اين جنس‌ها به نظر من هيچ ارزشي ندارد. مي‌گويند کاشي‌هاي مدرسه سپهسالار را دزيده‌اند، من نمي‌خرم.
 
عتيقه‌فروش ديگري در يک پاساژ مي‌گويد: «در سال فقط 4 - 5 کاشي مي‌خرم. جنس اصل را از غير اصل تشخيص مي‌دهم. کاشي زرد قيمتش بالاتر از کاشي لاجوردي است.»
 
کاشي‌هاي روي ديوار را نشانم مي‌دهد. زمينه زرد رنگ دارند. قاب گرفته‌اند.
 
آن کاشي که دورش زرد رنگ است و داخلش گلهاي صورتي دارد، 800 هزار تومان قيمت دارد و به گفته صاحب عتيقه فروشي براي دوره قاجار است و کاشي روبرويش هم که روي ديوار مقابلم قرار دارد متعلق به عصر صفويه. يک ميليون تومان قيمت دارد. آقاي عتيقه فروش کاشي را در مي‌آورد و دو برجستگي کاهگلي پشتش را نشانم مي‌دهد.
 
- مي‌بيني؟ معلوم است قديمي است.
 
- خانم کاشي بزرگ دارم، متعلق به دوران زنديه که 100 ميليون قيمت دارد. اگر خريدار بودي مي‌آوردم ببيني.
 
- ممکن است برخي از اين کاشي‌ها از بناهاي تاريخي تهران کنده شده باشند؟
 
- اين چه حرفي است! مگر دزدي از بناي تاريخي با آن همه دوربين و نگهبان ممکن است؟ اين کاشي‌ها را بچه‌هاي کساني که خانه‌هاي تاريخي دارند و حالا تخريبشان کرده‌اند به ما مي‌فروشند.
 
در عتيقه‌فروشي ديگري در خيابان منوچهري هم کاشي‌هاي طرح برجسته به چشمم مي‌خورد.عتيقه‌فروش مي‌گويد: «مال اصفهانند. سايزشان بزرگ است و 600 هزار تومان قيمت دارند.» روي اين کاشي‌ها تصوير حيوان و منظره به چشم مي‌خورد.
 
حفاظت از بناهاي تاريخي و آموزش شهروندان
 
تعداد زيادي از بناهاي تاريخي تهران در منطقه 10، 15،11، 1 و 20 قرار دارند و البته منطقه 12 تهران که بافت قديمي و تاريخي ويژه‌اي برخوردار است. آيا براي حفاظت از اين بناها دولت بايد نگهبان‌هاي ويژه‌اي را به کار گيرد؟ آيا يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي براي حفظ اين بناها کافي نبوده است؟ اصولاً حفاظت از اين بناها توسط دولت ممکن است يا شهروندان بايد در اين‌باره آموزش ببينند؟
 
سجاد عسگري، دبير کميته مردم‌نهاد پيگيري حفاظت از خانه‌هاي تاريخي تهران در اين باره مي‌گويد: «بيشتر اين دزدي‌ها در منطقه 12 تهران رخ داده‌اند. خيلي از اين کاشي‌ها بعد از سرقت از بازارهاي تهران، مثل سيد اسماعيل، عتيقه فروشي‌هاي خيابان منوچهري و سعدي و حتي عتيقه فروشي‌هاي کاشان و ديگر شهرها سر در آورده‌اند. حتي ردپاي فروش برخي از اين آثار در سايت‌هاي خارجي مثل آمازون هم ديده شده که تا قيمت 300 يورو به فروش رسيده‌اند. رديابي اين آثار اصلاً کار سختي نيست. به نظر مي‌رسد آنقدر که درباره گم شدن کوزه‌هاي سفالي حساسيت وجود دارد، درباره اين کاشي‌ها، کوبه‌ها و کلون‌ها، حساسيت قانوني براي برخورد وجود ندارد. خيلي از اين آثار در چمدان مسافران قرار مي‌گيرد و به راحتي از کشور خارج مي‌شود.»
 
او معتقد است براي جلوگيري از فروش کاشي‌هاي دزديده شده بايد تصاوير آنها را چاپ و در بازارهاي فروش عتيقه پخش کرد.
 
به گفته او با توجه با اينکه بسياري از آثار تاريخي تهران در منطقه 12 تهران قرار دارند حفاظت از آنها ممکن است. وي اعتقاد دارد يگان حفاظت از ميراث فرهنگي بايد از نظر امنيتي به وسايل پيشرفته حفاظتي، دوربين و نگهبان مجهز شوند.
 
شيوه برخي سرقت‌ها هم نشان مي‌دهد که همه آنها دزدي‌هاي موردي نيست و در برخي موارد به نظر مي‌رسد يک باند با برنامه‌ريزي در ساعت‌هاي مشخص و آشنا به شيوه‌هاي جدا کردن آثار از بنا دست به اين کار مي‌زند. خيلي از مردم در ميان همه دغدغه‌هاي شهري‌شان اين روزها نسبت به اين موضوع حساس شده‌اند. ولي نمي‌دانند بايد با کجا تماس بگيرند و اين دزدي‌ها را اطلاع دهند. مثلاً مردم مي‌دانند براي مسائل شهري و حتي آشغال‌هاي خيابان بايد با 137 يا 18 18 تماس بگيرند اما در حوزه ميراث فرهنگي نمي‌دانند بايد با کجا تماس بگيرند يا چه کسي پاسخگويشان است.
 
اسکندر مختاري، تهران‌شناس و پژوهشگر مطالعات تهران اما درباره دزدي از آثار تاريخي تهران عقيده ديگري دارد: «من اين موضوع را نوعي ونداليسم (تخريب‌گرايي) مي‌دانم. يعني همان عده‌اي که روي آثار تاريخي يادداشت‌نويسي مي‌کنند مي‌توانند اين آثار را بدزدند. اين کارها حاصل بي‌هويتي است. اصلاً ونداليسم حاصل بي‌هويتي است. چون هرکسي که شهر يا کشورش را دوست داشته باشد حاضر نيست اين گونه به آن صدمه بزند. من با اطمينان کامل به شما مي‌گويم اين کاشي‌ها، کلون‌ها و کوبه‌ها قيمت زيادي هم ندارد و جدا از اين آثار و محلشان کاملاً بي‌معنا هستند. در بازار سيد اسماعيل يا ديگر بازارها اين اشيا بيشتر از 10- 20 هزار تومان به فروش نمي‌رسد. اين موضوع را بايد از عوارض ناخوشايند کلانشهرها دانست که هر روز ابعاد تازه‌اي از آن به چشم مي‌آيد.»
 
اين تهران‌شناس راه حل مقابله با اين پديده را نه استفاده از يگان‌هاي ويژه حفاظت از ميراث فرهنگي که اطلاع رساني و آگاه‌سازي مردم مي‌داند: «تعداد اين آثار آن قدر زياد هست که تک‌تکشان قابل نگهباني نباشند.
 
راه حل مقابله با اين مسأله نگهباني نيست بلکه افزايش تعلق شهري افراد و آگاه سازي‌شان است. مگر آرايه‌هاي تزئيني درهاي چدني مانند سر در باغ ملي چقدر قيمت دارد؟ کنار آن ريسک بالاي دزدي از آنها را هم در نظر بگيريد چون در معرض ديد عموم قرار دارد. مگر برنج فله کيلويي چند است. درباره قيمت اين آثار تصور باطل وجود دارد.
 
آن سوي قضيه را هم ببينيد کدام آدم با فرهنگي در شأن خودش مي‌بيند که اموال دزديده شده را بخرد و انگ دزدي‌خري را بر خود بپذيرد؟ اين آثار قيمت زيادي ندارند، اما دزدي از آنها مي‌تواند هويت شهري ما را مخدوش و پيشينه معماري تهران را تضيعف کند. اگر ميزان تعلق شهري و مکاني را بالا ببريم و درباره اين قبيل دزدي‌ها به مردم اطلاعات بدهيم کمتر شاهد آنها خواهيم بود.»
 
گاهي جاي خالي بعضي چيزها بدجوري توي ذوق مي‌زند. بعضي مکان‌ها، اشيا. نبودن چند کاشي لاجوردي بالاي سردر يک مسجد تاريخي و آرايه‌هاي برنزي روي در يک باغ مهم و تاريخي شهر هم يکي از همان جاهاي خالي است. جاهاي خالي که هرگز با هيچ چيز ديگري پر نخواهند شد. حتي با ارزشمندترين و گران‌ترين چيزها.

منبع : خبرگزاري ايسنا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها