City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

هتلي که پناهگاه جنگ‌زده‌هاي خرمشهري شد (1395/03/07)

هتل بين‌المللي، پناهگاه جنگ‌زده‌ها يا پارکينگ؟ داستان از يک بناي مهم و تاريخي پايتخت شروع مي‌شود که پس از انقلاب، مامن جنگ‌زده‌هاي خرمشهري مي‌شود و امروز پارکينگي بزرگ و متروک.
هتلي که پناهگاه جنگ‌زده‌هاي خرمشهري شد

به گزارش بزنيم بيرون ، غيرممکن است از کنار پل سيدخندان گذشته باشيد و ساختمان متروکه‌اي که به عنوان پارکينگ از آن استفاده مي‌شود را نديده باشيد و غيرممکن است باورکنيد همين ساختمان رنگ‌رورفته روزي يک «هتل بين‌المللي» بوده و براي خود بروبيايي داشته است.

 
هتل هجرتِ ديروز
 
گويا نامش «هتل بين المللي هجرت» بوده است. هتل ۵ ستاره‌‌اي در ضلع جنوب شرقي پل سيدخندان که حتي در ميان برخي به نام هتل «سيدخندان» هم از آن ياد مي‌شده است. براساس آنچه در شناسنامه اين بناي مدفون شده آمده، اواسط دهه ۱۳۴۰ اولين اقدامات کار ساخت هتل «اينترنشنال تهران» شروع و مرحله اول طرح در سال ۱۳۴۶به بهره برداري مي‌رسد. در جايي که از آن به «گلوگاه گذر مسافران و زائراني که به قصد زيارت امامزاده صالح از جاده قديم شميران راهي ميدان تجريش مي‌شدند» آورده شده است. ماجراي ساخت آن هم از اين قرار است که هتل متعلق به فردي به نام تيمسار «باتمان‌قليچ» بوده که به قصد اسکان رجال و کارمندان متمول و سر‌شناس دولت که در شهرستان‌ها اقامت داشتند و به قصد سياحت يا زيارت به تهران مي‌آمدند، ساخته شده است. اين هتل مجلل، مساحتي حدود ۴ هکتار با ۸۵۰ اتاق، ۴ سالن اجتماعات داشته و از امکاناتي مثل يک مجموعه ورزشي و ۳ آسانسور بهره‌مند بود. آن هتل تا سال۱۳۵۷ فعال بود تا اينکه مديريت آنکه فردي وابسته به رژيم طاغوت بود از ايران به خارج از کشور مهاجرت مي‌کند.
 
تغيير کاربري هتل به خوابگاه جنگ‌زده‌ها
 
پس از پيروزي انقلاب  و فرار مدير هتل، مجموعه در جريان فعاليت‌هاي انقلابي توسط برخي از دانشجويان دانشگاه علم و صنعت تسخير و بعد‌ها خوابگاهي براي دانشجويان تغيير کاربري مي‌دهد. تا اينکه در اوايل دهه ۱۳۶۰ و درست در دوران جنگ ايران و عراق، هتل به صورت قطعي مصادره مي‌شود و در اختيار بنياد آسيب ديدگان جنگ قرار مي‌گيرد. آن زمان خانوادهايي که در جنوب کشور دچار جنگ و بي‌خانماني شده بودند، در هتل‌هايي از تهران استقرار داده شدند، که يکي از آن‌ مکانها اينجا بود. حدودا ۶۵۰ خانواده جنگ ديده از سال ۱۳۶۲ تا اوايل دهه ۷۰ در آنجا زندگي‌کرده‌اند. زندگي جنگ زدگان در اين هتل با پستي و بلندي‌هايي همراه بود که خيلي از آن‌ها از آن دوران به روزهايي پر التهاب و اضطراب ياد مي‌کنند اما هرچه بود، گذشت و حالا خيلي از آن‌ها دوباره به آبادان و شهر خود برگشتند. اين هتل تا سال ۱۳۷۲ميزبان اين افراد بود تا اينکه جنگ تمام و اوضاع آرام شد و با ساماندهي مهاجران جنگي و پرداخت کمک هزينه تهيه مسکن به آن‌ها، کاملا تخليه شد. خانواده‌ها يکي يکي بار خود را بستند و عده‌اي به شهر وديارشان باز گشتند وعده‌اي هم در همين تهران ماندگار شدند.
 
 
 
وضعيت فعلي هتل در حاشيه پل سيدخندان
 
مهاجران خرمشهري در هتل جنگ‌زده‌ها
 
در زماني که جنگ، بيشتر مناطق جنوبي کشور را درگير کرده بود، مردم آواره دست زن و بچه خود را مي‌گيرند و به پايتخت پناه مي‌آورند. بيشتر افرادي که در اين هتل اسکان داده مي‌شوند، مردم خرمشهر و آبادان هستند که علاوه بر اينکه دست‌هايشان خالي است، داغ عزيزانشان را هم بر دل دارند. شرايط در اين هتل يا به تعبيري خوابگاه براي مردم جنگ‌زده خيلي راحت نبوده است. کمبود امکانات، ديوارهاي رطوبت‌گرفته و شلوغ، آنها را که در شهر خودشان بروبيايي داشته‌اند، خيلي اذيت مي‌کند.
 
صف‌هاي طولاني براي پخت‌وپز
 
کمبود مواد غذايي يکي از اصلي‌ترين مشکلات ساکنان اين خوابگاه بود. تازه اين اول ماجرا بود. چون همين مواد غذايي کم هم به صورت خام در اختيار خانواده‌‌ها قرار مي‌‌گرفت و وظيفه پخت‌وپز با خودشان بود. با وجود عواملي مثل شلوغي و جمعيت زياد، مي‌توان صف‌هاي طولاني در انتظار نوبت براي پخت‌وپز را تصور کرد. همين صف‌هاي طولاني، مبدا دوستي‌ها بين خانم‌ها مي‌شد و حرف زدن درباره نوع غذا و تعارف و دست‌به دست کردن بشقاب‌هاي غذا، اين صميميت را بيشتر مي‌کرد. با اين حال ماتم، جزو اصلي اين هتل بود. هميشه يکي از اتاقهاي اين هتل صداي گريه مي‌داد!
 
از فعاليت‌هاي فرهنگي تا احداث درمانگاه
 
رفته رفته که جنگ ادامه دار شد، بنيادمهاجران تصميم گرفت فکري به حال وضعيت افراد به ويژه کودکان و بانوان مستقر در هتل بکند. تا اينکه در سالن غذاخوري و رستوران مجموعه را به اتاق بازي و محل انجام کار‌هاي فرهنگي تبديل کرد. کلاس‌هاي قرآن، خياطي و قالي بافي و.. برگزار شد و بانوان با حضور در اين کلاس‌ها شرايط روحي بهتري پيدا کردند و هر فردي بعد از کلاس در اتاقش مشغول بافتني يا خياطي با دست بود. بالاخره مردم سرگرم مي‌شدند. از طرف ديگر با برگزاري کلاس‌هاي فرهنگي و آموزشي و تفريحي براي بچه‌ها، آن‌ها سرگرم شدند و کمي از نگراني خانواده‌ها کم مي‌شد و از شيطنت بچه‌ها در راهرو و طبقات کم شد. يکي ديگر از اقدامات آنجا راه اندازي در مانگاه بود که در آنجا پزشک و پرستار مستقر بودند و مسئوليت رسيدگي به کارهايي درماني را بر عهده داشتند.
 
 پارکينگ يا مجتمع فرهنگي؟
جنگ که تمام شد، خانواده‌ها نفس راحتي کشيدند و کم کم قرار شد به شهرشان برگردند. اين کار تا سال ۱۳۷۲ ادامه داشت تا آخرين خانواده‌ها هتل را ترک کردند. از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۶ هتل به ساختمان متروکه‌اي تبديل شد که محل امني براي بروز آسيب‌هاي اجتماعي بود. تا اينکه زمين به دست شرکت مخابرات ايران افتاد و قرار شد ساختمان متروکه را تخريب و به جاي آن مجتمعي فرهنگي و اداري ساخته شود که البته هنوز از آن خبري نيست.  قسمتي از آن هتل قديمي الان به ايستگاه تاکسي تبديل شده و بقيه آن هم مسطح شده تا فعلا به عنوان پارکينگ از آن استفاده شود.

منبع : خبرگزاري مهر

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها