City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

آشنايي با منطقه خور و بيابانک (1395/04/20)

بيابانک, نام متأخر ناحيه اي قديمي در دشت کوير و نيز دهستاني به همين نام در استان اصفهان ناحية بيابانک . ناحيه اي قديمي (تقريبا برابر با بخش خور و بيابانک امروزي ) در حاشية جنوبي دشت کوير * که در گذشته بر سر راه اصفهان (نايين ) به خراسان (نيشابور) قرار داشت . در اصل ناحية بيابانک قسمتي از بيابان بزرگ و قديمي است که در منابع عربي از آن به نام «مفازه » ياد شده است . بيابانک به عنوان يک اصطلاح جغرافيايي به معناي بيابان کوچک يا نيمة کوير است و اين نام در منابع و مآخذ قبل از قرن دهم ديده نشده است (هدين ص 562 حکمت يغمائي ص 96).
آشنايي با منطقه خور و بيابانک

به گزارش بزنيم بيرون ، نشانه هايي از مسکوني بودن اين منطقه پيش از اسلام وجود دارد از جمله آتشکده اي در نزديکي مهرجان / مهرنجان . بعلاوه جندق در اين منطقه به زندان انوشيروان معروف است و گنبدي قديمي به نام «هشت درب » متعلق به دورة ساسانيان دارد ( د. اسلام چاپ دوم ذيل ماده حقيقت ص 351). به روايتي در صدر اسلام فرش ابريشمي بافت جندق تا بازار مکه راه يافته بود ( رجوع کنيد به مقدسي اردبيلي ص 383). فراي دربارة اسلام آوردن مردم اين منطقه دو روايت نقل مي کند که صحت هردو محل ترديد است . در يکي از اين روايتها مسلمان شدن مردم اين ناحيه به زماني بازمي گردد که عربها در تعقيب يزدگرد سوم بودند و براساس روايت ديگر پذيرش اسلام در اين منطقه به ] آغاز [ قرن سوم در عهد امام رضا عليه السلام بازمي گردد ( د. اسلام همانجا).

 
 
در قرن چهارم اصطخري (ص 229 231) آن را «جرمق » و موضع سه ديه معرفي کرده است . ابن حوقل (ص 144) آن را سه ده نزديک به هم ضبط کرده است . به نوشتة وي در اين ناحيه سه ده جرمق (گرمه ) بيادق / بياذق / پياده (امروزه آبادي بياضه / بياضيه ) و ارابه (احتمالا آبادي ايراج کنوني ) در کنار راه بيابان (کوير) قرار داشت . همچنين وي مي نويسد: «تا جرمق چهار منزل و هر دو يا سه فرسخي گنبدي و برکة آبي است ... در آنجا خرما و کشت و چارپايان بسيار بود.» وي جمعيت آنجا را هزار تن ذکر کرده است . در اواخر همين قرن مقدسي (ص 437) جرمق را حاصلخيزترين و پردرخت ترين و ارزانترين شهرها آورده است . به نوشتة وي (ص 46) گروهي مي گويند آتش حضرت ابراهيم عليه السلام در جرمق بوده است . ناصرخسرو در نيمة اول قرن پنجم راه نايين به کرمه / گرمه را 43 فرسنگ ضبط کرده و آن را در ناحية بيابان آورده است . به نوشتة او در آن ناحيه ده دوازده پاره ديه با آب و هواي گرم قرار داشته و در هر دو فرسخي در مواضعي که شورستان نبوده گنبدکها و مصانع (محل جمع شدن آب باران ) ساخته بودند که علاوه بر استراحتگاه راهنماي مسافران بوده است . به روايت وي اين ناحيه در دست امير گيلکي ] ابوالحسن گيلکي بن محمد امير اسماعيلي مذهب طبس [ بوده و او براي جلوگيري از غارت کوفجان ] کوفج کوچ و بلوچ [ در بيادق که حصاري نيز داشته نايبي منصوب کرده بوده است ناصرخسرو يادآور مي شود که به واسطة حضور اين امير راهها ايمن بوده است .وي از ريگهاي روان و عظيم آن ناحيه و رباط زبيده / مرامي که پنج چاه آب داشته ياد کرده است و مي نويسد که اگر اين رباط و آب نبود کسي از آن بيابان نمي توانست عبور کند (ص 139ـ140). از اين مطالب چنين برمي آيد که ظاهرا اين ناحيه از توابع طبس و نيز قلعة بياضه از پايگاههاي اسماعيليه بوده است ( رجوع کنيد به حکمت يغمائي ص 53 ـ54 134). در قرن هفتم جرمق را شهري در فارس آورده اند (ياقوت حموي ج 2 ص 64). گفته هاي ياقوت در قرن هفتم (همانجا) و حمدالله مستوفي (ص 142) در قرن هشتم دربارة جرمق تکرار مطالب جغرافي دانان قرن چهارم است.
 
 
پس از قرن هشتم اطلاعات چنداني از اين ناحيه در دست نداريم ولي در دورة صفويه شاه عباس اول از همين راه عازم مشهد شد و در مسير خود به شنهاي روان برخورد و دستور داد تا براي راهنمايي مسافران ستونهاي آجري در اين ريگزار برپا کنند. همچنين به دستور او براي آسايش زوار مشهد رضوي مزرعه و رباطي احداث کردند که به مزرعة «عباس آباد» معروف است . در 1007 نيز سپاهيان وي از همين مسير به خراسان رفتند ( دايرة المعارف فارسي ذيل ماده باستاني پاريزي ص 93 هنر يغمائي ص 46 فلسفي ج 4 ص 1445). در همين دوره خواجه حمام الدين نامي در آنجا رياست داشت (يغمائي 1303ش ص 414). همزمان با به قدرت رسيدن آقامحمدخان (1193ـ1222) اميراسماعيل خان عرب عامري تا 1222 در آنجا حکومت مي کرد و آثار و ابنيه و املاک زيادي از خود به جا گذاشت . سپس پسرش اميررفيع خان تا 1238 در آنجا حکومت کرد که به سبب متشنج کردن اوضاع جندق و بيابانک نوروز عليخان مأمور قلع و قمع او شد. نوروز عليخان اشرار بلوچ منطقه را نيز در 1254 سرکوب کرد (همانجا هنر يغمائي ص 120 157ـ 158). اين نواحي از حملات بلوچها که تا 1338 نيز ادامه داشت صدمات زيادي ديد.
 
در اواخر 1325 عده اي راهزن در جندق و بيابانک به تاخت و تاز و راهزني مي پرداختند که به «دزدهاي حسن » شهرت يافته بودند (هنر يغمائي ص 136). نايب حسين کاشي نيز در 1327 کوير بيابانک را به دليل حصار طبيعي آن مرکز خود قرار داد و به مدت سه سال به همراه پسرانش دهات منطقه را غارت کرد و به آتش کشيد ولي نتوانست قلعة بياضه را تسخير کند. پس از وي نيز منطقه گرفتار غارت رمضان خان باصري و ايل وي شد. در 1337 نيروهاي قوام السلطنه والي خراسان رمضان خان و افرادش را از منطقه بيرون راندند (همان ص 6 70 131ـ132 155ـ157 يغمائي 1303ش ص 414ـ415). ظاهرا علت اين غارتگريها محروم بودن اين ناحيه از بودجة مملکتي بود و ازين رو نايب الحکومه به عناوين مختلف از مردم اخاذي مي کرد. بعدها با کوشش حبيب يغمائي بودجة مخصوص و معيني به آنجا اختصاص داده شد. همو اهالي جندق و بيابانک را فقير و زحمتکش معرفي کرده و آورده است که هر کس مي توانست از املاک خود ارتزاق کند جزو متمولان و اشراف محل محسوب مي شد (1303ش ص 412 415). جندق و بيابانک در دورة ناصري به قراي سبعه معروف بود. اين هفت قريه عبارت بود از: جندق فرخي خور بياضيه ارديب ايراج و مهرجان . اعتمادالسلطنه جمعيت اين ناحيه را 500 2 تن ذکر کرده است . وي مي نويسد: در سالهايي که برف زياد مي آمد تخمي شبيه به تخم يونجه که اهالي به آن «معاش » مي گفتند مي روييد و اهالي آن را آرد مي کردند و نان مي پختند. در زمان او حرفة اهالي ساختن مشک آب و نيم چکمه اي به نام «عربي » بود (ج 4 ص 2260ـ2261). مک گرگور که در 1292/ 1875 از منطقة بيابانک ديدن کرده مي نويسد که بيابانک در وسط کوير واقع نيست و پنجاه مايل با آن فاصله دارد (ج 1 ص 94). در آن زمان بيابانک از بخشهاي سمنان بود و ده روستا داشت . در 1340 ش به نوشتة حقيقت (ص 267) بيابانک به کلية دهات اين منطقه بويژه به آبادي بياضيه 59کيلومتري «رباط پشت بادام *» اطلاق مي­شد.
 
از آثار باستاني و تاريخي اين ناحيه قلعة بياضيه (نارنج قلعه ) به سبک دورة ساساني است . زيربناي اين قلعه حدود هزار مترمربع است . داخل قلعه اتاقکها و راهروهاي پيچ در پيچ در پنج طبقه ديده مي شود که سابقا انبار غله بوده است . در کنار ديوار قلعه مسجدي قرار دارد که در قرن هشتم استاد دهنوي آن را مرمت کرده است . همچنين ساختمان مخروبه اي به نام «هفت برادران » و مقبرة امامزاده ابراهيم منسوب به يکي از فرزندان امام موسي کاظم عليه السلام در اين ناحيه قرار گرفته است . در گرمه محلي مشهور به «قبرستان کشته ها» قرار دارد که به روايتي گورستان کساني است که در جنگ علويان و قواي سهراب گبر ] ؟ [ در اين محل کشته شده اند. در مهرجان مزار عارف و صوفي بيابانکي شمس الدين حاجي محمدشاه از قرن هشتم به جاي مانده است (حقيقت ص 352ـ353 حکمت يغمائي ص 81 83 ـ84 86).
 
در فرخي مسجدي قديمي با گنبد و ايواني بزرگ و ساختماني به نام «عمارت شيخ » که بسيار قديمي است وجود دارد. آثار چند چهارطاقي در گورستان فرخي ديده مي شود که يکي از آنها به «پير» معروف است و جنبة تقدس دارد. در ارديب زنداني معروف به ديوان خانة مسعود لشکر ياغي حاج ابراهيم بيک پسر قدرت الله نايب الحکومه جندق و بيابانک قرار دارد که بناي آن از ساروج است (حقيقت ص 351ـ353 حکمت يغمائي ص 80 براي آثار تاريخي خوررجوع کنيد به خور *).
به دليل محصور بودن اين منطقه در کوير نمک بسياري از آداب و رسوم قديمي در آنجا محفوظ مانده است از جمله بزرگداشت آخرين شب ماه اسفند معروف به «شب بي بي هور» که اهالي معتقدند در اين شب فرشتة برکت به خانة آنها فرود مي آيد و بر برکت آنها مي افزايد. همچنين تا دهه هاي اخير جشن «سده » در اين ناحيه مرسوم بود و در خور و برخي روستاها با افروختن آتش اين روز را جشن مي گرفتند (حکمت يغمائي ص 411ـ413 نيز رجوع کنيد به خور).
 
دهستان بيابانک . واقع در بخش خور و بيابانک در شهرستان نايين استان اصفهان در قسمت جنوبي دشت کوير. از شمال به دهستان جندق * از جنوب به دهستان نخلستان و از مغرب به دهستان چوپانان (در بخش انارک ) محدود است . شهرستان طبس در مشرق آن قرار دارد. مرکز آن فرخي و شهر آن خور است . داراي نوزده آبادي است . از ارتفاعات مهم آن کوه کبود هفت چنگ و گودگاه را مي توان نام برد. گود جگارگ در شمال آباديهاي طاهرآباد و ميان آباد واقع شده است . تپه هاي شني در اين دهستان ديده مي شود. رودشور خور در اين دهستان جريان دارد. اين رود در 35 کيلومتري شمال شرقي شهر خور به دشت کوير مي ريزد (جعفري ج 2 ص 303). آب موردنياز براي کشاورزي و آشاميدن اهالي از چاه نيمه عميق آب انبار و کاريز به دست مي آيد. از زيا بز کوهي قوچ ميش آهو کفتار گرگ روباه شغال خرگوش و از پرندگان کبک دارد. از گيا درخت بنه گل تلخو آويشن پرسياوش روناس گز تاغ قدومه و کلپوره در برخي آباديها ديده مي شود. محصولات عمدة آن گندم جو پنبه ارزن تخمة آفتابگردان پسته سنجد خرما انجير زردآلو و بادام کوهي است . طناب بافي و فرشبافي با طرح ناييني از صنايع دستي آن است . اهالي عمدتا به دامداري و باغداري مشغول اند. راه اصلي نايين ـ طبس و نايين ـ دامغان از آن مي گذرد. از نظر اداري و سياسي جندق و بيابانک تا اواخر حکومت فتحعلي شاه قاجار (1212ـ 1250) ضميمة يزد بود. در 1240 تابع ايالت کومس (دامغان و سمنان ) و در 1337 تابع ايالت خراسان و سيستان شد. از 1301 تا 1306 ش ولايتي مستقل بود و در همين سال دوباره جزو خطة يزد شد. در 1327 ش به صورت يکي از بخشهاي شهرستان نايين در استان اصفهان درآمد (هنر يغمائي ص 117). در 1332 ش دهستان جندق و بيابانک در بخش خور و بيابانک جزو شهرستان نايين به شمار مي آمد (رزم آرا ج 10 ص 58). در 1345 ش بخش خور و بيابانک مشتمل بر جندق و ناحية بيابانک بود ( دايرة المعارف فارسي ذيل ماده ). طبق تصويبنامة هيئت وزيران در خرداد 1369 دهستانهاي بيابانک جندق و نخلستان در بخش خور و بيابانک در شهرستان نايين از استان اصفهان تشکيل شد.
 
آبادي فرخي مرکز آن در هفده کيلومتري شمال غربي خور در ارتفاع 806متري واقع است . آب و هواي آن گرم و خشک است . از کوههاي مهم آن کوه «برچو» در شمال و کوه «دهنة حسن سوخته » در مغرب آبادي ديده مي شود. رود فصلي شور در آن جريان دارد. روناس آن معروف است . ظاهرا اين آبادي از بناهاي پسر فرخ زردشتي ] ؟ [ است و به همين دليل فرخي ناميده شده است (يغمائي 1303ش ص 409 ايران . وزارت دفاع . ادارة جغرافيائي ارتش ج 62 ص 17). آثاري از دهکدة سلمگان که قديمتر بوده به جا نمانده است . مسجد جامع اين آبادي در 1256 به همت حاج سيدميرزا جندقي (مجتهد و قاضي جندق و بيابانک ) ساخته شده است . اين آبادي زيارتگاهي به نام شيخ عبدالله صالح دارد و آثار تاريخي نيز در آن ديده مي شود ( رجوع کنيد به بخش اول مقاله حکمت يغمائي ص80).
 
منابع : ابن حوقل صورة الارض ترجمة جعفرشعار تهران 1345ش ابراهيم بن محمد اصطخري کتاب مسالک الممالک چاپ دخويه ليدن 1967 محمدحسن بن علي اعتمادالسلطنه مرآة البلدان چاپ عبدالحسين نوائي و ميرهاشم محدث تهران 1367ـ 1368ش ايران . وزارت دفاع . ادارة جغرافيائي ارتش فرهنگ جغرافيائي آباديهاي کشور جمهوري اسلامي ايران ج 62: فرخي تهران 1364ش ايران . وزارت کشور. معاونت سياسي و اجتماعي . دفتر تقسيمات کشوري سازمان تقسيمات کشوري جمهوري اسلامي ايران تهران 1376ش محمد ابراهيم باستاني پاريزي سياست و اقتصاد عصر صفوي تهران 1367ش جديدترين نقشة راهها و تقسيمات کشوري جمهوري اسلامي ايران مشهد: مؤسسة جغرافيايي و انتشارات ماهوان 1377ش عباس جعفري گيتاشناسي ايران ج 1: کوهها و کوهنامة ايران ج 2: رودها و رودنامة ايران تهران 1368ـ 1376ش عبدالرفيع حقيقت تاريخ قومس تهران 1362ش عبدالکريم حکمت يغمائي بر ساحل کوير نمک تهران 1370ش حمدالله بن ابي بکر حمدالله مستوفي کتاب نزهة القلوب چاپ گي لسترنج ليدن 1915 چاپ افست تهران 1362ش دايرة المعارف فارسي به سرپرستي غلامحسين مصاحب تهران 1345ـ1374ش حسينعلي رزم آرا فرهنگ جغرافيائي ايران (آباديها ) ج 10: استان دهم ( اصفهان ) تهران 1355ش نصرالله فلسفي زندگاني شاه عباس اول تهران 1364 ش مرکز آمار ايران سرشماري عمومي نفوس و مسکن 1375: شناسنامة آباديهاي کشور استان اصفهان شهرستان نائين تهران 1376ش احمدبن محمد مقدس اردبيلي حديقة الشيعة تهران 1353ش محمدبن احمد مقدسي کتاب احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم چاپ دخويه ليدن 1967 چارلز متکاف مک گرگور شرح سفري به ايالت خراسان و شمال غربي افغانستان ج 1 ترجمة مجيد مهدي زاده مشهد 1366ش ناصرخسرو سفرنامة ناصرخسرو علوي برلين ] تاريخ مقدمه 1341 [ چاپ افست تهران ] بي تا. [ نقشة تقسيمات کشوري ايران تهران : گيتاشناسي 1377ش نقشة تقسيمات کشوري سال 1370: استان اصفهان تهران : مرکز آمار ايران ] بي تا. [ سون اندرس هدين کويرهاي ايران ترجمة پرويز رجبي تهران 1355 ش اسماعيل هنر يغمائي جندق و قومس در اواخر دورة قاجار چاپ عبدالکريم حکمت يغمائي تهران 1363ش ياقوت حموي معجم البلدان چاپ فرديناند ووستنفلد لايپزيگ 1866ـ1873 چاپ افست تهران 1965 حبيب يغمائي «شرح حال يغما» ارمغان دورة 5 ش 7و8 (مهر و آبان 1303) همو «واحة جندق و بيابانک يا کويرنشينان مرکزي » مجلة مردم شناسي دورة 2 (فروردين و ارديبهشت و خرداد 1337)

منبع : کوير و بيايان هاي ايران

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها