City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

«کافه‌راه» يک کافه خياباني در پشت ماشين (1395/05/05)

«کافه راه» يک کافه سيار است که هنوز نيامده کلي سر و صدا کرده است. «ذکرا» و «فرزاد» زوج جواني که صاحبان اين کافه هستند، از زير و بم اين کافه سيار مي‌گويند.
«کافه‌راه» يک کافه خياباني در پشت ماشين

نوستالوژي‌هاي ما زود کهنه مي‌شوند و فقط خاطره آنها باقي مي‌مانند. بعضي‌ها آنقدر دلبسته اين نوستالوژي‌ها و خاطره‌بازي‌ با آنها هستند که حاضر نيستند آنها را دور بيندازند و مي‌خواهند به هر قيمتي آنها را حفظ کنند. ذکرا و فرزاد از آن دسته آدم‌هاي خاطره‌باز هستند که براي زنده نگه داشتن اين خاطرات نوستالوژيک دستي به سر و روي يک فولکس آبي قديمي کشيده‌اند و آن را تبديل به يک کافه‌سيار لوکس کرده‌اند و نامش را گذاشته‌اند «وي‌کافه». «ذکرا عباسي» ليسانس روزنامه‌نگاري دارد و «فرزاد حسيني» مردم‌شناسي خوانده است و حالا دغدغه‌هاي اجتماعي و مردم‌شناسي‌شان جمع مي‌شود در اين فولکس ‌واگن آبي و بهانه‌اي مي‌شود که به تمام کوچه‌پس‌کوچه‌هاي پايتخت سر بزنند و مردم هر محله را ذوق‌زده کنند.

ذکرا از صفر تا صد «کافه راه» مي‌گويد: «اصلا از ابتدا قرار بود اين اتفاق در يک اتوبوس دوطبقه بيفتد که متاسفانه نشد؛ چون شکل عمومي و دولتي پيدا مي‌کرد. از اينجا تصميم گرفتيم که در يک فولکس واگن کار کنيم که يک حالت شخصي‌تر داشت.»

ما در فولکس خود يک خانه داريم

از عمر افتتاح اين کافه سيار ۱۶-۱۵ روز بيشتر نمي‌گذرد؛ اما در همين مدت کم کلي هوادار پيد کرده است. ذکرا و فرزاد هر چند قبلا هم کافه‌داري کرده بودند؛ اما خود به صورت مستقل تا به حال صاحب يک کافي‌شاپ نبوده‌اند و حالا در مدت زمان کمي توانسته‌اند يک «ميني کافه» براي خود بسازند. « کافه ما تقريبا مثل يک خانه کوچک است. ما پخت و پز نداريم. غذاي ما هم فقط يک ساندويچ است که شب به شب آماده مي‌کنيم. براي اينکه هوا خيلي گرم است و فولکس هم کولر ندارد، ما در محل آشپزي نمي‌کنيم.»
ذکرا و فرزاد دوست دارند کافه شان همين جور متحرک بماند تا تمام شهر را با اين فولکس واگن آبي زير پا بگذارند. «ما مي‌خواستيم حالت سيار بودن کافه حفظ شود. دوست نداشتيم جايي مستقرشويم. دوست داشتيم اين اصالت سيار بودن کافه حفظ شود. ما خيلي دوست داريم با فولکس واگن خود به تمام نقاط شهر و به‌ويژه پايين شهر برويم. اولين بار هم به يک منطقه پايين شهر رفتيم؛ ولي خب به دلايلي مثل ترافيک زياد و اينکه اکثر دوستان و کساني که طرفداران ما هستند در نقاط  بالاي شهر هستند، تا به حال بيشتر نقاط بالا و مرکزي تهران با کافه سيارمان سر زديم.»

قيمت منوهاي ما بين ۵ تا ۸ هزار تومان است

ظاهر لوکس کافه راه همه را به اشتباه مي‌اندازد که نکند با منوهاي عجيب و غريب و گران روبه رو شوند. «ما دوست داشتيم کار ما تميز و زيبا باشد نه گران و لوکس و چون کار ما جنبه مردمي دارد، دوست داريم هر کسي از هر قشري و با هر وضع مالي بتواند از آن استفاده کند و فقط نگويد اين چقدر زيباست بلکه بتواند از آن استفاده هم بکند. براي همين ما قيمت ها را جوري تعيين کرديم که اگر هر کس از کنار فولکس ما رد شد و بوي قهوه به مشامش رسيد و هوس کرد، به خاطر قيمت از خير قهوه نگذرد و مثلا نگويد چون چاي ارزان تر است، آن را سفارش مي‌دهم و الان هم اختلاف قيمت شايد يکي-دو هزار تومان باشد. ما دوست داريم هر کسي با فولکس واگن ارتباط برقرار مي‌کند، خاطره خوبي از آن برايش باقي بماند و آنچه که دوست دارد را سفارش بدهد. تقريبا تمام منوي ما بين ۵ تا ۸ هزار تومان است. براي اينکه تمام مردم از هر قشري بتوانند از آن استفاده کنند و لذت ببرند» . مردمي بودن اين کافه تا حدي است که خود مردم در راه انداختنش به اين زوج جوان کمک مي‌کنند. « ما براي کار خود به برق احتياج داريم؛ اما موتور برق نگرفتيم؛ چون که حتي کم سر و صداترينشان هم سروصدا ايجاد مي‌کند و به مردم و محيط زيست آسيب مي‌رساند و براي همين دوستانمان به ما خيلي کمک مي‌کنند و مي‌گويند شما بياييد؛ برقش با ما!»

همه منوي ما خانگي است

صفر تا صد کافه راه را خودشان دوتايي سرهم کرده‌‍ اند و اين سر هم کردن حدودا ۶۰ ميليون برايشان آب خورده است. روال کارشان هم ساده است. يک روز قبل در اينستاگرام با طرفداران کافه متحرک قرار مي‌گذارند. البته هنوز کافه منوي ثابت ندارد. «ما هنوز منوي ثابت نداريم. دليل اينکه هنوز هم منوي ثابت نداريم اين است که داريم امتحان مي‌کنيم که چه چيزي خوب است و طرفدار دارد و مثلا در فصل تابستان مي‌چسبد و چه چيزي بايد در منو ثابت باشد و چه چيزي را بايد حذف کنيم. قسمت اصلي منوي هر کافه اي قهوه است که در هر صورت بايد در ليست سفارشات وجود داشته باشد». همه خوردني‌هاي اين کافه فسقلي، خانگي است. «ما هيچ چيز را از بيرون تهيه نمي‌کنيم. همه ليست منو را شب به شب درست مي‌کنيم. حتي شربت ها هم همه خانگي هستند. هم شربت هم قهوه هم چاي همه را خودمان درست مي‌کنيم» .

خانوادگي کافه را مي‌چرخانيم

کافه راه تمام اعضاي خانواده را به تکاپو انداخته و ذکرا و فرزاد که انتظار اين همه استقبال نداشته‌اند را در پخت و پز کمک مي‌کنند.«ما اوايل فکر نمي‌کرديم آنقدر کار بگيرد و درنتيجه آنقدر بخواهد. در همان هفته اول استقبال ها زياد شد و براي همين اين کار حالت خانوادگي گرفت و اعضاي خانواده به کمک ما آمدند. چون حجم زيادي شيريني و کيک و شربت بايد آماده مي‌کرديم. حتي البته به ما پيشنهاد دادند که شيريني‌ها را از مغازه هاي معتبر تهيه کنيم؛ اما ما دوست داشتيم همه چيز هم تازه باشد هم خانگي؛ براي همين تا جايي که بتوانيم خانگي بودن منوي خود را حفظ مي‌کنيم. تمام شربت ها را مادر درست مي‌کند يا شربت بهارنارنج از شيراز مي‌آيد و خواهرهايم کيک درست مي‌کنند».

مردم براي ما هديه مي‌آورند

«کافه راه» هنوز از گرد راه نرسيده با استقبال خوبي مواجه شده است. «استقبال خيلي خوب بود و ما واقعا از مردم انرژي گرفتيم و خيلي‌ها خودشان به ما براي گرداندن اين کافه کمک کردند و مثلا در بحث برق که ما به آن نياز داشتيم ما را کمک کردند؛ البته در کنار آن ناسازگاري‌هايي هم بوده است که چرا اينجا بساط کرده‌ايد و ...؛اما بيشتر واکنش‌ها مثبت بوده است. بعضي‌ها آن‌قدر ذوق داشتند که کادو براي ما مي‌آوردند. کتاب مي‌آوردند. بعضي جاسوئيچي فولکس مي‌آوردند. کساني که اصلا نمي‌شناختيم آن‌قدر برايشان عجيب بوده و دوستش داشتند با چنين واکنش‌هايي مواجه شديم».

مردم از خاطراتشان با فولکس برايمان مي‌گويند

فولکس‌واگن براي بسياري ياد خاطرات نوستالژيکشان را زنده کرده است. «خوبي کافه ما اين است که همه در هر سني و قشري مي‌آيند و با ما ارتباط برقرار مي‌کنند. پيرمردي مي‌آيد و خاطراتش با فولکس‌واگن را تعريف مي‌کند يا بچه‌اي مي‌آيد که تي‌شرت فولکس به تن دارد يا جوان‌هايي که عاشق ماشين‌هاي کلاسيک هستند. پيرزن‌هايي مي‌آيند و از خاطرات مشترکشان مي‌گويند و از پسران و همسرانشان که فولکس داشتند داستان مي‌گويند. بيشتر آدم‌ها يک خاطره‌اي با فولکس‌واگن دارند».

گاهي هم در همين رفت‌وآمدها توريست‌ به تورشان خورده است. توريست‌هايي که با ديدن يک کافه سيار در ايران ذوق‌زده شده‌اند. «ما در کشورهاي خودمان خيلي وقت نداريم کافي‌شاپ برويم و ترجيح مي‌دهيم قهوه خود را در حالت راه رفتن و در حال کار استفاده مي‌کنيم. اما در ايران تابه‌حال چنين چيزي نديده بوديم و خوشحال شديم».

براي اشيا احترام قائل باشيم

علاقه به اشياي قديمي و تلاش براي فراموش نشدن آن‌ها، بزرگترين ايده راه افتادن اين کافه کوچک و متحرک است. «بالاخره هر شي نويي روزي کهنه مي‌شود. ما بايد مراقب باشيم که اين اشيا فراموش نشوند و به يک‌ شکل زيبايي آن‌ها نگه داريم که بشود از آن‌ها استفاده کرد؛ چون درهرصورت روزي مستهلک مي‌شوند. به اشيا جاندار نگاه کنيم و براي آن‌ها احترام قائل باشيم. خيلي آن‌ها را دور نيندازيم و با آن‌ها دوست باشيم. ما نشان داديم که همين اشياي کهنه مي‌توانند هنوز کارايي داشته باشند. اين فولکس واگن شايد نتواند خيلي از آدم‌ها را جابه‌جا کند؛ ولي خيلي‌ها را مي‌تواند دورهم جمع و خوشحال کند. مي‌تواند آدم‌هايي که از کنارش رد مي‌شوند را ذوق زده کند. کلا من خودم زود به اشيا وابسته مي‌شوم. هر چيزي که قديمي مي‌شود را دوست ندارم سريع دور بيندازم. بعضي چيزها را دوست دارم يادگاري نگه دارم. موقع بچگي‌ها در کتاب‌هاي درسي هميشه جان‌بخشي به اشيا را دوست داشتم و برايم جالب بود».

فولکس را «وي» خطاب مي‌کنيم

دوست ندارد اسم‌هاي عجيب‌وغريب در منوي کافه سروکله‌شان سبز شود و به قول خودش اسم‌هاي گول زنک براي غذاها بگذارند. «خودم دوست ندارم کافه من حالت سرمايه‌داري پيدا کند و دوست دارم همين‌طور ساده و مردمي باقي بماند. خودم دوست دارم يک سري نوشيدني‌هاي جديد و من‌درآوردي بسازم؛ اما منو هم قطعا فارسي هست و نام‌هاي خارجکي نمي‌گذاريم! ؛ اصلا اسم کافه هم براي اين شده وي که هم به راه اشاره هم به «وي» يعني همين فولکس‌واگن! که «او» خطابش مي‌کنيم» .


منبع : خبرگزاري مهر

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها