City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

هندوستان کوچک در دل زاهدان ايران (1395/06/12)

به نظر مي‌رسد زاهدان که از آغاز تولدش پذيراي مهاجراني از قوميت‌ها، مليت‌ها، مذاهب و شهرهاي گوناگوني بوده‌ است، در طول اين سال‌ها هنوزرگه‌هاي مشترکش با هندوستان را حفظ کرده است.
هندوستان کوچک در دل زاهدان ايران

به گزارش بزنيم بيرون ، روزنامه اعتماد نوشت: روي صفحه فلزي کج‌ومعوجي که در ورودي مغازه روي زمين گذاشته، نوشته‌شده است: «پکوره و سموسه گرم موجود است.»

پکوره و سموسه در هواي سرد اين فصل طرفداران زيادي دارد. اما در غروب سرد پاييز محله هندي‌هاي زاهدان مغازه قديمي پيرمرد سيک خلوت است و قفسه‌ها و يخچال‌هاي خالي‌اش، اين خلوتي را پررنگ‌تر مي‌نماياند. روي صندلي فلزي مندرسي نشسته و در حال چيدن پکوره‌ها و سموسه‌هاي آماده در تنها ويترين گرم مغازه‌اش است. قدمت برخي لوازم اين مغازه شايد به قدمت ٥٠ سال عمري باشد که پيرمرد ٧٢ ساله در اين شغل مشغول بوده. از نخستين هندي‌هايي است که شيوه طبخ اين غذاها را به زاهدان آورد. غذاهايي که آنقدر در ميان زاهداني‌ها پر طرفدار شده است که حالا خود پيرمرد توانايي رقابت با ايرانيان صاحب اين شغل را ندارد.
کلاه آبي رنگ مخصوصش را روي سرش مرتب مي‌کند. پيرمرد تنها سيکي است که حاضر شد چند کلمه‌اي از خودش صحبت کند. پدرش مثل پدران بسياري از سيک‌هاي مقيم زاهدان از کارگراني بوده که انگليسي‌ها براي کار در راه‌آهن مرزي زاهدان به ايران آورده بودند. راه‌آهني که پيرمرد مي‌گويد روزي قرار بوده تا شمال غرب ايران ادامه داشته باشد. فرزندانش را به هندوستان فرستاده است و به گفته خودش در اين سال‌هاي آخر عمر نمي‌تواند زادگاهش را رها کند و به هند بازگردد.
مغازه پيرمرد در ميان کوچه‌اي که به محله سيک‌هاي شهر زاهدان شهرت دارد واقع شده است. محله‌اي قديمي که يکي از هسته‌هاي اوليه شکل‌گيري شهر زاهدان بوده است. از بافت فرسوده مغازه‌ها و رنگ و بوي کوچه پس‌کوچه‌هايش مي‌توان به قدمتش در شهر نسبتا جوان زاهدان پي برد. در ابتداي کوچه مغازه خواربار فروشي معروف يکي ديگر از سيک‌هاي زاهدان، درست در کنار عبادتگاهشان قرارگرفته است. انواع داروهاي گياهي، ادويه، ترشي و ساير خوردني‌هاي محصول کشور هند در اين مغازه مشتري‌هاي زيادي دارد. گرچه اين سال‌ها ادويه فروشي‌هاي چهارراه رسولي زاهدان رقيب اين مغازه قديمي شده‌اند اما هنوز بسياري از زاهداني‌هاي علاقه‌مند به طبخ غذاهاي هندي، مايحتاج خود را از اينجا تامين مي‌کنند.
بناي اصلي و مشهور محله سيک‌ها، گودواره يا عبادتگاهي است که درست در کنار خواربار فروشي قرار گرفته و در روز‌هاي مشخصي از هفته سيک‌هاي باقي‌مانده در اين شهر را دور هم جمع مي‌کند.

گاهي هم به روي بازديدکنندگان زاهداني يا گردشگراني که به اين شهر مي‌آيند باز مي‌شود. «گودواره» محل عبادت، عزاداري و حتي جشن‌هاي سيک‌هاست وشايد بتوان آن را قلب محله سيک‌ها ناميد. اين گودواره حدود ٩٠ سال پيش و در ابتداي استقرار آنها در منطقه ساخته شده است. سيک‌ها يکتاپرست بوده و معتقدند پس از مرگ، جسم انسان بايد سوزانده شود. از اين رو از همان سال‌هاي دور محلي به نام سيک‌سوزي نيز بنا کرده‌اند. با گذر از چند مغازه فروش لاستيک، کوچه فرعي منتهي کنسولگري هند نمايان مي‌شود و اگر
رفت و آمدهاي کنسولگري و اغذيه فروشي هندي انتهاي کوچه نبود، اينجا از اين هم خلوت‌تر بود. مردي ميانسال در کوچه در حال قدم زدن است، پيدا کردن سيک‌ها کار سختي‌نيست، نوع کلاه وريش‌شان کاملا متمايزشان مي‌کند. در ايران به دنيا آمده است و مانند بسياري از نسل قديم سيک‌هاي مقيم زاهدان فرزندانش را براي کار و تحصيل به هندوستان فرستاده و خودش اينجا به کسب و کار فروش لاستيک مشغول است. مي‌گويد در اين سال‌ها اکثر هم‌کيشانش به خاطر فراهم نبودن امکانات کار و تحصيل فرزندان‌شان از ايران به وطن اصلي‌شان مهاجرت کرده‌اند و اما او دليلي براي رفتن ندارد. چون فرزندانش را براي تحصيل به هند فرستاده است. در طول سال‌هايي که جمعيت
چند صد نفري سيک‌هاي مقيم زاهدان از اين شهر مهاجرت کرده‌اند، رونق کسب و کارشان هم کمتر شده و گستره مغازه‌ها و منازل‌شان از کوچه‌ها و خيابان‌هاي اطراف به کوچه اصلي محدود شده است. سال‌هاست مردم زاهدان به جز اين مغازه داران ميانسال و پير و همسران‌شان سيک ديگري را درشهر نديده‌اند و کوچه‌پس‌کوچه‌هاي محله سيک‌هاي زاهدان روز به روز تنها‌تر مي‌شوند.

تنهايي سردار
زاهدان که در سال‌هاي دور دزداب ناميده مي‌شد، به دليل وجود راه‌آهني که آن را به کشورهاي همسايه متصل مي‌کرد هميشه گذرگاهي براي تاجران کشورهاي همسايه بوده است. اين راه‌آهن مرزي که انگليسي‌ها براي ساخت آن هندي‌ها را به ايران آورده و به کار گرفته بودند، در سال ١٣٠٠ بسترهاي لازم براي احداث شهري جديد (زاهدان امروز) را فراهم آورد و هندي‌هايي که در ابتدا به عنوان کارگران انگلستان وارد منطقه شده و اکثرا در کنار خط آهن استقرار يافتند، به شهر کوچ کردند و به مرور زمان تبديل به بخشي از هويت زاهدان شدند. حتي بنا به برخي روايت‌ها نام زاهدان نيز به خاطر حضور آنها انتخاب شده است. زاهدان که در روزهاي دور دزداب نام داشته در هنگام سفر رضاشاه به منطقه و به واسطه کلاه‌هاي سيک‌ها، به شهر مردم زاهد (زاهدان) تغيير نام يافته است.
اکثر شهروندان زاهداني به خصوص قديمي‌ترها سردار را مي‌شناسند. او و هم‌کيشانش چه بسا از خود مردم زاهدان نيز قديمي‌تر باشند. آنها هندي‌تبارهايي هستند که به خاطر مذهب‌شان به سيک مشهورند. سردار اما از سرشناسان اين اقليت ساکن زاهدان است. در روزگاري دور که انحصار نوشيدني‌هاي مالت غيرالکلي در دست شرکت بهنوش و ماالشعيرهاي شيشه‌اي بود، سردار نيز منحصرا توزيع اين محصول در شهر را بر عهده داشت. از شغل سردار که بگذريم در روزهاي دور تجارت لاستيک در شهر زاهدان نيز با نام سيک‌ها شناخته مي‌شد که با گسترش بازار اين شغل، سيک‌ها را به بخش کوچکي از اين صنف تبديل کرد.
طبخ غذاهاي هندي که براي مردم ايران با طعم تندشان مشهور است نيز يکي ديگر از مشاغل اصلي آنان بوده که اين روزها ديگر در محله سيک‌ها رونق چنداني ندارد. شايد اين پيرمرد هفتاد و چندساله‌اي که بيش از ٥ دهه است در محله سيک‌ها به فروش پکوره، سمبوسه و ادويه هندي مشغول است، آخرين سيکي باشد که در اين حوزه کار مي‌کند. اين روزها علاوه بر مغازه و رستوران‌هاي متعددي که توسط ايرانيان ساخته شده، پاکستاني‌ها نيز توانسته‌اند بازار خوبي در اين صنف ايجاد کنند و به طبخ و فروش غذاهاي هندي مشغول شوند. علاوه بر پکوره و سمبوسه، کراهي (کاري) و برياني نيز دو غذاي معروف و پرطرفدار هندي است که البته حالا با نام پاکستاني‌ها در شهر شناخته مي‌شود. در اين سال‌ها با آمدن انواع و اقسام دلستر با طعم‌هاي مختلف کمتر کسي سراغي از ماالشعيرهاي شيشه‌اي بهنوش مي‌گيرد و مغازه پر رونق سردار که با فاصله کمي از کوچه اصلي محله سيک‌ها قرارگرفته است مدت‌هاست بسته مانده. کسب سردار نيز از رونق سابق افتاده است، درست مانند زندگي سيک‌ها در زاهدان. بيشتر سيک‌هايي هم که در زاهدان مانده‌اند را پيرمردان و پيرزنان تشکيل مي‌دهند که اينجا را وطن خود مي‌دانند و دل به سفر به هندوستان نمي‌دهند؛ با اين‌حال سيک‌هاي پير هنوز هم به عنوان بخشي پررنگ از هويت اين شهر جوان محسوب مي‌شوند.

دنياي رنگي لباس‌هاي هندي در زاهدان
سيک‌ها با تمام آثار هويتي که در شهر زاهدان دارند تنها بخشي از تبادل فرهنگي اين شهر با کشور همسايه هستند. تشابه در زبان، نوع پوشش، آب و هوا و حتي چهره باعث شده است مردم اين شهر آميختگي بيشتري با هندوستان داشته باشند. نشانه‌هاي کوچک اين تعلق خاطر را مي‌توان در ذائقه، نوع پوشش و زيورآلات، نوع معماري و تزيين منازل، سينماي مورد علاقه و حتي ميل به ادامه تحصيل در هندوستان يافت.
به عنوان مثال لباس‌ها و زيورآلات هندي بين زنان زاهداني هميشه جذابيت داشته است. رنگ‌هاي متنوع و شادشان باعث شده که بسياري از دختران شهر زاهدان به ويژه بلوچ‌ها به ساري‌ها و انواع لباس‌هاي زنانه هندي علاقه‌مند شوند. النگوهاي رنگيني که از مچ دست تا روي ساعد رديف مي‌شوند، سربند‌هاي رنگي، پابند‌ها و دست‌بندهاي متنوع بازار خوبي در زاهدان داشته که انگار در اين سال‌ها رونقش کمتر از گذشته است. چهارراه‌رسولي مهم‌ترين مرکز خريد لباس و زيورآلات هندي است. فرعي‌هاي بازار سرپوشيده‌اي که زماني مرکز فروش لباس‌ها و ساري‌هاي هندي بود، حالا پر از مغازه‌هاي کت و شلوار فروشي شده است. يکي از فروشندگان اين راسته مي‌گويد که تا چند سال پيش شش مغازه در نقاط مختلف شهر داشته و در همه آنها لباس‌ها و ساري‌هاي هندي فروخته مي‌شده است. او مي‌گويد: «پنج، شش سالي مي‌شود که روپيه گران شده و ديگر وارد کردن لباس صرفي ندارد. دختران جوان هم ترجيح مي‌دهند با اين پول لباس محلي خودمان را تهيه کنند نه لباس هندي».
اما گران شدن روپيه و قيمت‌ها تاثيري روي طرفداران پر و پاقرص رقص، آرايش، لباس و کفش هندي که در تمام فيلم‌‌هاي باليوود يکي از اجزاي اصلي فيلم است، نگذاشته و همچنان برخي دختران جوان مشتريان ثابت مغازه‌هايي هستند که زيورآلات هندي را به فروش مي‌رسانند.

به دنبال شاهرخ‌خان در کوچه پس کوچه‌هاي زاهدان
از سال‌هايي که «شعله» فيلم هندي در ايران فراگير شده بود گذشته است و تب طرفدارانش در نقاط ديگر ايران انگار خوابيده، اما اين سينماي پر از قهرما‌ن‌هاي مرد قدرتمند، زنان عاشق و زيبارو و درس‌هاي اخلاقي در بستر رقص و آواز، هميشه در زاهدان چيزي فراتر از سينما بوده است. تاثيرش آنقدري بوده که جامعه‌شناسان را هم به پژوهش واداشته است.
بازار روز زاهدان چند کوچه و پياده‌روي منتهي به آنهاست که بيشتر محل خريد و فروش انواع و اقسام فلش مموري و
سي‌دي، لوازم الکتريکي کوچک مانند کنترل تلويزيون، کابل يو اس بي، ماشين حساب و... است. مغازه‌هايي مانند لباس فروشي و عطاري هم در اين بازار وجود دارد که تعدادشان در مقابل دکه‌هاي کوچک فروش لوازم الکتريکي ناچيز است. اما شهرت بازار روز فقط به اينها نيست. اينجا مرکز توزيع فيلم‌هاي عمدتا غيرمجاز است. اگر ١٠سال قبل به اينجا سر مي‌زديم بازار و پياده‌روهاي اطرافش پر بود از ضبط صوت‌هاي دو کاسته و ويديوهايي که نوار، فيلم و سي‌دي هندي تکثير مي‌کردند. اما امروز اوضاع متفاوت است. بازار روز، به‌روز شده است و جاي ضبط‌ها و ويديوهاي قديمي را لپ‌تاپ گرفته است. اما هنوز لابه‌لاي شلوغي بازار مي‌توان صداي موسيقي هندي را شنيد.
در راسته بازار چند کوچه باريک است که پر است از دکه‌هاي کوچک دو در يک مترکه با سي‌دي و فلش مموري تزيين شده‌اند. بسياري از مغازه‌داران از گفتن اينکه در کنار فروش فلش و کنترل تلويزيون، فيلم هندي هم مي‌فروشند امتناع مي‌کنند.
چند نفري اما مي‌گويند فروش فيلم هندي چند سالي است که پايين آمده و رونق سابق نيست. علت را که بپرسي، همه به ورود فيلم‌هاي اکشن هاليوودي و ماهواره و اينترنت به عنوان سرگرمي‌هاي جديد اشاره مي‌کنند. در ميان تمام فروشندگاني که بهانه‌هاي مختلف را براي کم شدن مشتري‌هاي فيلم‌هاي هندي‌شان رديف مي‌کنند، محمد اما حرف‌هاي ديگري دارد. جوان تقريبا 35 ساله بلوچ روي صفحه مونيتور کامپيوترش، پوسترهاي پر طرفدارترين فيلم‌هاي هندي را نشان مي‌دهد. «براي ما بلوچ‌ها فيلم هندي خيلي اهميت دارد. داستان فيلم‌هاي هندي با معناست. جوان‌ها عاشقانه‌ها و اکشن‌هاي هندي را دوست دارند. اما مشتري‌هاي مسن‌تر به دنبال فيلم‌هاي قديمي مي‌گردند، چون با آنها خاطره دارند.»
محمد مي‌گويد هنوز هم مشترياني دارد که از او فيلم‌هايي مانند شعله را مي‌خواهند.
عکسي از سلمان خان، بازيگر مشهور هندي نشان مي‌دهد و توضيح مي‌دهد مدل مويش را از روي اين عکس انتخاب کرده است. اما اين روزها کم هستند جواناني که با ديدن لباس و آرايش موي آنها ياد ستاره‌هاي باليوود بيفتي. انگار حق با باقي فروشندگان بازار روز است، هاليوود نه اينکه جاي باليوود را گرفته باشد، اما تبديل به رقيب قدرتمندش شده است. سينماي هند ستاره‌هاي پرطرفداري در شهر زاهدان دارد. تسلط نسبي به زبان هندي و شباهت چهره و پوشش، جوانان زاهدان را ساليان متمادي به ستاره‌هاي هند وصل کرده است. حضوري که اگرچه امروز نسبت به دهه گذشته نمود بيروني‌اش کمتر به چشم مي‌خورد، اما از خلال صحبت‌هاي جوانان بلوچ مي‌توان فهميد اين بازيگران همچنان چهره‌هاي محبوبي هستند. شاهرخ‌خان يکي از محبوب‌ترين‌هاست. گرچه در کارنامه بازيگري‌اش نقش‌هاي منفي هم داشته اما چهره‌اي که طرفدارانش در زاهدان از او توصيف مي‌کنند، قهرماني قوي، جسور، بي‌پروا و عاشقي وفادار است و در کنار همه اينها طناز است. اين ويژگي‌ها او را در ٥٠ سالگي به عنوان يکي از بزرگ‌ترين اسطوره‌هاي سينماي هند در زاهدان نگه داشته است که عکس‌ها، مدل مو، عينک دودي و حتي ساعتش روزهايي طرفداران بسياري داشت.
پاساژ قائم زاهدان، يکي از قديمي‌ترين پاساژهاي شهر است که عمده مغازه‌هايش اجناس الکتريکي دست دوم مي‌فروشند. در طبقات بالاي اين پاساژ کفش و لباس و ساعت هم يافت مي‌شود اما براي پيدا کردن اثري از شاهرخ‌خان بايد به زير زمين اين پاساژ رفت. شغل زيرزميني فروش فيلم در اينجا جريان دارد. چندين مغازه کوچک با ديوارهاي شيشه‌اي در دوسوي راهروي اصلي اين زير زمين قديمي وجود دارند. نمازخانه کوچکي نيز در ميانه‌اش ديده مي‌شود. در اکثر مغازه‌ها تنها يک ميز و صندلي و يک کامپيوتر به چشم مي‌خورد. عکس‌هاي آل پاچينو، برد پيت و چند ستاره مرد هاليوودي ديگر و تعدادي از خوانندگان موسيقي پاپ غربي بر در و ديوار اکثر مغازه‌ها نصب شده است. در تنها مغازه‌اي که تصويري از شاهرخ‌خان ديده مي‌شود فروشنده‌اي ميانسال و مردي جوان نشسته‌اند. وقتي از مرد ميانسال درباره جاي خالي پوسترهاي شاهرخ‌خان پرسيده مي‌شود، خيلي ساده مي‌گويد:
«ديگه مد نيست.»
«برد پيت چي؟ مده؟»
«آره الان فيلماي اکشن امريکايي مد شده.»
«مدل موش هم ديگه مد نيست؟»
«نه مردم گرفتارند. وقتشون اجازه نمي‌ده.»
اما شايد گرفتاري دليل خوبي براي فراموش شدن شاهرخ‌خان نباشد. اين روزها بعضي از جوان‌هاي بلوچ موهاي‌شان را به سبک و سياق مدرن و مدل‌هاي جديد آرايش مي‌کنند که در خيلي موارد وقت و هزينه بيشتري مي‌برد.
پسر جواني که در کنار مرد فروشنده نشسته است وارد بحث مي‌شود. مي‌گويد:
« من سينماي هند را به هاليوود ترجيح مي‌دهم. فيلم‌هاي هندي در اين سال‌ها از نظر کيفيت و تکنولوژي پيشرفت کرده‌اند. سينماي هند به زندگي و فرهنگ ما نزديک‌تر است. زبانش را هم خوب مي‌فهميم.»
«چرا علاقه به شاهرخ‌خان کمتر شده؟»
«نه کم نشده. مردم هنوز دوستش دارند. انسان بزرگي است. اما چون اينترنت اومده ديگه کسي دنبال پوستر نيست.»
مرد ميانسال مي‌گويد: « در ضمن او مسلمان است.»
در يکي از فيلم‌هاي هندي، شاهرخ‌خان که راه زيادي را طي کرده و در رستوراني بين راهي در حال استراحت است به زوج جوان و مسلماني که در کنارش نشسته‌اند مي‌گويد:
« بايد برم نماز بخونم. » زن و شوهر مي‌گويند:
« اينجا؟ جلوي اين آدم ها؟ نماز خوندن موقعيت و مکان مناسب مي‌خواد. » اما شاهرخ‌خان مي‌گويد: « نماز به جا و آدما ربطي نداره، به نيت ربط داره.»
اين جمله شاهرخ يادآور رسمي است که بسياري از اهل تسنن زاهدان از ديرباز به آن پايبند هستند. هر جا باشند، وقت نماز که شود، سجاده مي‌اندازند و نمازشان را مي‌خوانند. بسياري از طرفداران زاهداني اين بازيگر علاوه بر تمام ويژگي‌هاي او بر مسلماني‌اش هم تاکيد مي‌کنند.
يکي از فروشندگان قديمي پاساژ قائم که تازه نمازش تمام شده از نمازخانه به سمت مغازه‌اش مي‌آيد. سال‌هاست در کار خريد و فروش فيلم هندي است. مي‌گويد: « زماني اين زير زمين مرکز واردات و صادرات فيلم هندي بود. فيلم‌ها از پاکستان مي‌آمد و از اينجا به تمام شهرهاي ايران ارسال مي‌شد. البته مشتريان اصلي ما شهروندان زاهدان بودند. » به گفته اين فروشنده، از حدود ٩٠ مغازه‌اي که تا ١٠ سال پيش بازار پر رونق فيلم‌هاي هندي را شکل داده بودند حالا تنها چند مغازه مانده که تعداد آنها به عدد انگشتان دست هم نمي‌رسد.
« آن سال‌ها هر بار که براي خريد مي‌رفتم بين سه هزار تا بيست هزار فيلم هندي از پاکستان مي‌آوردم.»
روي مونيتورش عکس‌هايي از پوستر چند فيلم هاليوودي باز است و در حال نشان دادن آنها به مشتري است.
مي‌گويد: «سليقه مردم تغيير کرده و در اين سال‌ها بيشتر فيلم‌هاي اکشن و امريکايي مد شده است. اما هنوز هم بسياري از مردم به هندوستان و فيلم‌هايش علاقه دارند. مشتريان ثابتي دارم که تا فيلم جديدي به بازار مي‌آيد براي گرفتنش به اينجا مي‌آيند. ديگر سي دي وارد نمي‌شود. چند تا از مغازه‌هاي پاساژ اينترنت دارند، فيلم‌ها را دانلود مي‌کنند و بقيه از آنها مي‌خرند و مي‌فروشند. قيمت هر فيلم براي خريداران ١٠٠٠ تومان است.»
خيلي‌ها به فيلم هندي وفادار مانده‌اند و همچنان پيگير باليوود هستند اما بعضي‌ها هم مي‌گويند باليوود به آنها وفادار نمانده است و سينماي نجيب هندوستان کم‌کم دارد نجابتش را از دست مي‌دهد.
اما مرد فروشنده مي‌گويد، فيلم هندي اينجا هميشه مشتري خواهد داشت، شايد کمي کمتر. خيلي‌ها با ديدن مداوم همين فيلم‌ها به زبان هندي مسلط شده‌اند.

زاهدان همچنان رنگ و بوي هند مي‌دهد
اگرچه نشانه‌هاي سينماي هند ديگر مانند گذشته در زاهدان نمود ندارند، رانندگان ديگر روي داشبوردشان عکس ستاره‌هاي هند نمي‌چسبانند و کمتر به آهنگ هندي گوش مي‌دهند. اگر چه مراودات مردم در محله هندي‌ها کم‌رونق‌تر از گذشته شده است، اما ردپاي هند هنوز هم در اين شهر وجود دارد.
رستوران‌هاي هندي که سال‌هاي قبل تنها محدود به همان محله سيک‌ها بود،
به تعدادشان در ديگر نقاط شهر افزوده شده است و غذاهاي پر ادويه هندي مشتريان خاص خودشان را دارند. بازارهاي سنتي شهر مانند چهارراه رسولي پر است از ادويه‌ها و خوراکي‌هاي هندي و مردمي که از قديم طبع‌شان به ادويه‌هاي تند هندي عادت داشته است هنوز هم براي خريد به اين بازارهاي سنتي مراجعه مي‌کنند.
ادويه فروشي‌هاي چهارراه رسولي بوي خاص خودشان را دارند. بوي گرم طمع‌دهنده‌هايي با رنگ‌ها و طعم‌هاي مختلف، نوشيدني‌ها و ترشي‌ها و ميوه‌هاي مناطق گرمسيري که سوغات هندوستان به زاهدان هستند، سوغات اصلي مسافران اين شهر هم شده‌اند. علاوه بر اين طبقه متوسط شهري زاهدان از انواع لوازم تزييني و صنايع دستي گاه گرانقيمت هندي براي تزيين منازل‌شان استفاده مي‌کنند و انواع روميزي‌ها و پارچه‌هاي هندي زينت بخش خانه‌هاي‌شان است. معماري تاريخي شهر زاهدان هويتش را از ساختمان‌هايي گرفته است که زماني محل رفت و آمد تاجران هندوستاني بوده است و زاهدان گذرگاه‌شان. اين شهر چندين کاروانسرا و مهمانسراي قديمي متعلق به هندي‌ها دارد. ساختمان‌هايي مانند خانه قديمي
«سردار پالي» و کاروانسراي «ملک» از اين اماکن هستند و هم‌اکنون به ثبت سازمان ميراث فرهنگي رسيده‌اند. در خانه‌سازي مدرن نيز مي‌توان خانه‌هايي را پيدا کرد که بي‌شباهت به معماري هند نيستند.
به نظر مي‌رسد زاهدان که از آغاز تولدش پذيراي مهاجراني از قوميت‌ها، مليت‌ها، مذاهب و شهرهاي گوناگوني بوده‌ است، در طول اين سال‌ها هنوزرگه‌هاي مشترکش با هندوستان را حفظ کرده است. بسياري از جوانان زاهداني، به خصوص جوانان بلوچ اين شهر هندوستان را مقصد مهاجرت يا ادامه تحصيل انتخاب مي‌کنند و بسياري از تاجران اين کشور را مقصد فعاليت‌هاي اقتصادي خود مي‌دانند. اگرچه به قول يکي از جوانان بلوچ، ديدن فيلم هندي اين روزها «بي‌کلاس» شده است اما هنوز هم در کوچه‌پس‌کوچه‌هاي اين شهر مي‌توان پسربچه‌اي در حال بازي را ديد که تي‌شرتي با عکس قهرمان هندي‌اش، شاهرخ‌خان به تن کرده است.


منبع : روزنامه اعتماد

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها