City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

سفرنامه کمپينگ در ييلاقات آق اولر تالش (1395/06/24)

روستاي کوهستاني و ييلاقي آق اولر در 35 کيلو متري غرب شهرستان تالش و در ميان دره هايي که توسط کوههاي سر بفلک کشيده محصور است قرار دارد. جنگلهاي هيرکاني با درختان برگ ريز از ديگر جاذبه هاي طبيعي منطقه آق اولر است . اين جنگلها در ايام بهار و تابستان سبز و در پاييز مانند يک تابلوي نقاشي رنگارنگ است و بادهاي پاييزي وقتي به وزش در مي آيد برگهاي سرخ و زرد و قهوه اي اين درختان را در هوا به رقص در مي آورد و سيماي زيباي طبيعت تالش را مانند هنرمندي چيره دست تزيين مي کند.
سفرنامه کمپينگ در ييلاقات آق اولر تالش

مرداد ماه 91 بود که تصميم گرفتيم براي تعطيلات عيد فطر يک برنامه طبيعت گردي خوب بچينيم؛ بعد از کلي گشت و گذار در اينترنت، دست روزگار دست ما رو توي دست تور آق اولر گذاشت.

بعد از برنامه ريزي ها و البته خريد يکسري از وسايل مورد نياز براي سفرمون مثل کفش هاي مناسب طبيعتگردي ( که ديگه هيچ وقت نشد از اون ها استفاده کنيم !) ظرف و ظروف طبيعتگردي و روکش براي چادر ، کوله بارمون رو بستيم و راهي کمپينگ 4 روزه توي ييلاقات آق اولر شديم تا روحيه اي تازه اي کنيم.

حرکت ما آخر شب از تهران بود؛ به همراه همسفراني که هيچ کدوم از اون ها رو نمي شناختيم، از ميدان ونک سوار يک اتوبوس شديم و مسير جاده اتوبان قزوين رو در پيش گرفتيم.

شب توي اتوبوس به حدي خسته بوديم که عطاي همه چيز (حتي شام) رو به لقاش بخشيديم و با خيال راحت روي صندلي هاي نه چندان راحت اتوبوس، شب رو صبح کرديم.

با طلوع سپيده دم صبح، به شهر هشت پر از توابع تالش رسيده بوديم. در اونجا سه تا نيسان آبي انتظارمون رو مي کشيدن تا ما رو به ارتفاعات آق اولر ببرند. بعد از جا به جايي کوله ها، وسايل و کوله ها رو بار يک نيسان کرديم و دو نيسان ديگه هم وظيفه جا به جايي اين همه آدم رو به دوش مي کشيدن. بعد از 15 دقيقه طي مسير در يک جاده آسفالت، کنار يک کافه توقف کرديم براي صرف صبحانه.

خوردن صبحانه کنار دوستاني که تازه کم کم با هم گرم مي گرفتيم، در کنار صداي روح نواز رودخانه و البته موسيقي گيلکي کافه، صبح دل انگيزي رو براي ما رقم زد؛ اگر از معطلي زياد به خاطر استفاده اين همه آدم از يک دستشويي چوبي جنگلي بگذريم، کم کم ادامه راهمون رو پيش گرفتيم و صورتمون رو از پشت نيسان به دست هواي فرح بخش جنگل هاي تالش سپرديم. اما اين آرامش چندان به درازا نکشيد؛ چون تازه به ابتداي جاده خاکي رسيده بوديم و بايد هيجان نيسان سواري طولاني با چاشني جيغ و کف و سوت رو تجربه مي کرديم.



نيسان سواري ما در جاده خاکي حدود يک ساعت و نيم طول کشيد؛ البته با احتساب مسيري کوتاهي که جي پي اس رو گم کرده بوديم و با صداي بلند «آقاي جي پي اس» رو فرياد مي زديم !!! اما در نهايت به يکي از مرتفع ترين ييلاقات اطراف تالش رسيديم. جايي که چند کلبه روستايي با فاصله زيادي از هم قرار داشتند و البته زميني مسطح در مرتع که محوطه کمپ ما رو تشکيل مي داد.



محل کمپ ما در ييلاق آق اولر

 




همنشيني با جنگل و مرتع و مه


يک استراحت کوتاه و برپا کردن چادر ها به حدي از ما زمان گرفت که خوردن نهارمون به تعويق بيفته؛ اما از عصر اون روز بود که کمپينگ و عشق و حال تو هواي مطبوع و دل انگيز ييلاق شروع شد.

آتشوني، دور همي، شعر و ترانه و يه عالمه خاطرات خوب حين معارفه اعضا شب اول کمپ ما رو رنگي رنگي کرد.

روز دوم رو بعد از صرف صبحانه، به پياده روي توي مسير جنگلي و گشت و گذار در ييلاقات اطراف اختصاص داديم؛ گروهي که دوست نداشتن از حال وهواي کمپينگ فاصله بگيرند، توي محل کمپ باقي موندن تا به بازي تخت نردشون ادامه بدند و گروهي هم خودشون رو به دل جنگل هاي زيباي گيلان سپردن تا از لذت خوردن آلوي جنگلي و زغال اخته بي نصيب نمونند.



گشت جنگلي


جنگل هاي پوشيده هيرکاني

همصحبت شدن با همسفرامون و گل کردن بحث هاي فلسفي ؛ از هر دري سخني!




و سر بالايي هايي که امان بعضي ها رو بريده بود


گشت جنگل نوردي سبک ما تا عصر به درازا کشيد و منظره هاي فوق العاده اي رو توي خاطرات ما ماندگار کرد؛ منظره هايي که درک اون ها با کمک و اطلاعات همسفرانمون ميسر بود و روز شيريني رو برامون رقم زد.

باز هم عصر، باز هم کمپ، باز هم غروب، آتشوني، شعر، ترانه و يه عالمه خاطرات خوب

روز سوم سفرمون به همزيستي مسالمت آميز با حيوانات اختصاص داشت؛ دوشيدن شير از گله گوسفند، رفتن به ارتفاعات و تماشاي گله اسب هايي که خودشون رو رهاترين موجودات دنيا تصور مي کردند، تماشاي پرنده ها و گشت و گذار توي زمين بکر خدا به حدي کم نظير بود که اصلا گذر زمان رو درک نکرديم.



گله اسب در ارتفاعات تالش





بعد از نهار هم به جمع مافيا بازها پيوستيم و بازي هاي گروهي مون رو تا خود شب ادامه داديم؛ تا جايي که ستاره ها سقف آسمون رو پوشوندن و ابرها مهموني کمپ چند روزه ما رو ترک کردند تا به راحتي بتونيم زيبايي هاي بي بديل کهکشان خدا رو به نظاره بنشينيم.

البته در حين اين همه شادي و شعف فراوان، اصلا متوجه زلزله نشديم! وقتي که به شهر و جايي که آنتن موبايل دسترسي داشت رسيديم، تازه متوجه شديم در فاصله چند کيلومتري ما در اسالم زلزله اي ( البته نه چندان شديد) رخ داده و مردم رو وحشت زده کرده بود.

صبحانه روز آخر سفرمون متفاوت بود؛ يک سفره بزرگ که کل محوطه کمپ رو پوشونده بود و همه همسفراني که تا آخرين آذوفه کوله هاشون رو خالي مي کردند تا ساعت هاي آخر کمپمون پر بار تر و شيرين تر باشه! از نوع نوتلا و انواع شکلات هاي صبحانه تا مربا هايي که کلکسيونشون کامل شده بود. بعد از جمع کردن کوله ها و چادر ها، دوباره وسايل رو بار يک نيسان کرديم و خودمون هم مسير نيسان سواري يک ساعته رو تا حد ممکن خونديم و خنديديم.

بعد از رسيدن به هشتپر، باز هم اتوبوس منتظر ما بود تا به تهران برگرديم؛ ناهار رو همراه همسفرانمون در رستوران بين راهي خورديم و ته مانده انرژي رو هم توي اتوبوس خالي کرديم تا فقط خاطره هاي خوب و دوست هاي خوب تري از اين سفر همراه خودمون آورده باشيم.

 

عکس هاي ييلاقات آق اولر


عکس هاي ييلاقات آق اولر

 

عکس هاي ييلاقات آق اولر

 

 

عکس هاي ييلاقات آق اولر

 

 

عکس هاي ييلاقات آق اولر

 

 

عکس هاي ييلاقات آق اولر


نویسنده : زهرا جمشیدی
منبع : بزنيم بيرون

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • ييلاق هاي آق اولر تالش

    ييلاق آق اولر در حوالي 35 کيلومتري غرب تالش واقع شده و يکي از ييلاق هاي زيبا و ديدني استان گيلان است که از سوي کوه هاي سر بفلک کشيده محصور شده است. جنگلهاي هيرکاني با درختان برگ ريز از ديگر جاذبه هاي طبيعي منطقه آق اولر و مريان است که مي تواند گزينه خوبي براي لذت بردن از طبيعت و کمپينگ باشد.

    0 دیدگاه 1126 بازدید


تگ ها