City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

قنات قصبه؛ ميراثي براي بشريت (1395/09/19)

قنات قصبه، يکي از شاهکارهاي تاريخ بشر و افتخارات تمدن ايراني که سال جاري در فهرست آثار جهاني يونسکو به ثبت رسيد، مي تواند به عنوان يک منبع مهم درآمدي براي مردم شهر گناباد و اطراف آن در جنوب استان خراسان رضوي تبديل شود.
قنات قصبه؛ ميراثي براي بشريت

به گزارش بزنيم بيرون ، قنات قصبه يکي از 11 قنات ايراني است که تيرماه گذشته در نشست ثبت ميراث جهاني يونسکو در استانبول به فهرست آثار ايراني آن افزوده شد تا مسئوليت همگان اعم از دولت و مردم را در حفظ و صيانت از اين شاهکار تمدن پارسي چند برابر کند.

تاريخ حفر اين قنات به 2500 سال پيش و دوران هخامنشيان مي رسد و از همان زمان تاکنون، يکي از مهمترين منابع تامين آب مردم شهر گناباد براي مصارف مختلف بويژه کشاورزي بوده است.
اين قنات از يک رشته اصلي و شش رشته فرعي تشکيل شده و در مجموع 427 حلقه چاه متصل به يکديگر دارد که عمق چاه اصلي آن موسوم به مادرچاه به 300 متر مي رسد. مجموعه چاههاي يادشده به طول 33 کيلومتر از منطقه اي به نام سياهکوه به يکديگر وصل مي شود تا سرانجام آب شيرين آن در منطقه کوي شرقي گناباد روي زمين ظاهر شده و دشت وسيعي را در قصبه شهر و مناطق اطراف آن زير کشت انواع محصولات زراعي و باغات ميوه ببرد.
دبي آب قنات قصبه در حال حاضر حدود 150 ليتر در ثانيه است، اگرچه طبق اسناد تاريخي اين رقم در گذشته تا 600 ليتر بوده و بروز زلزله، ريزش چاهها و خشکسالي موجب کاهش آن شده است.
قنات قصبه در سالهاي اخير به يک جاذبه مهم گردشگري نيز تبديل شده است به گونه اي که هر ساله دهها هزار گردشگر را از داخل و خارج از کشور به سوي خود مي کشاند و انتظار مي رود با ثبت جهاني آن، هر روز بر شمار بازديدکنندگان آن افزوده شود.
با اين حال، کارکرد اصلي آن، همچنان تامين آب کشاورزي منطقه است، اما به دليل سنتي بودن نحوه توزيع آب و عدم مديريت درست آن، استفاده مطلوبي از آن نمي شود؛ آنهم در منطقه اي کويري که آب بيش از هر جاي ديگر، کالايي ارزشمند و ناياب است.
 
**قنات قصبه و معضلي به نام خرده مالکي
آب قنات قصبه از ديرباز بر اساس فنجان (ساعت آبي سنتي) بين مالکان و سهامداران آن تقسيم مي شود. به گفته مسئولان مربوطه، در حال حاضر آب اين قنات به 4104 فنجان تقسيم مي شود که هر فنجان معادل 8 دقيقه است. به اين ترتيب، مدار آب در تاريخي ترين قنات ايران 24 روز طول مي کشد. مدار آب به عنوان دوره چرخش آبياري است و هر عضو بر اساس تعداد فنجان آبي که در اختيار دارد، در هر دوره از آن سهم مي گيرد.
هرچند، با توجه به تعداد فنجانها بطور منطقي دوره گردش آب بايد 23 روز باشد اما مدار آب را 24 روز در نظر گرفته اند تا هم حق الزحمه ميراب در نظرگرفته شود و هم جبران برخي کسري ها و کمبودها را در توزيع آن بکند. با وجود اين، به دليل مديريت نامناسب برخي مسئولان تقسيم آب که به آنها «ميراب» يا در عرف محلي، «مولف» مي گويند و يا کشت بيش از اندازه برخي محصولات، مدار آب قصبه گاه حتي به 60 روز نيز مي رسد.
در نتيجه، آب بموقع در اختيار زمين و کشاورز قرار نمي گيرد و ادامه حيات و باردهي محصولات کشاورزي را با مشکل مواجه مي سازد. معناي روشن اين وضعيت، هدررفتن آب در منطقه اي است که به شدت با مشکل تامين آب روبرو است.
بررسي ها نشان مي دهد در حال حاضر تعداد 700 فنجان آب قصبه در اختيار اداره اوقاف و امور خيريه و 850 فنجان نيز متعلق به آستان قدس رضوي است که به صورت اجاره، به کشاورزان واگذار مي شود. 93 فنجان آب نيز وقف مسجد جامع تاريخي گناباد است، 171 فنجان در اختيار موقوفه اي به نام امير حسنخاني قرار دارد و مابقي آن به ميزان 2290 فنجان در مالکيت مردم يعني کشاورزان خرده مالک است، به گونه اي که بسياري از افراد در حد يک فنجان و برخي حتي نيم فنجان مالک آن هستند.
علاوه بر آن، مالکان بزرگ نظير اداره اوقاف و آستان قدس نيز موقوفات خود را به خرده مالکان بسياري به صورت استيجاري واگذار کرده اند تا در نتيجه آن، آب معروفترين قنات ايران بين هزاران کشاورز با زمينهاي کوچک زراعي تقسيم شود.
همين خرده مالکي و يکدست نبودن زمينهاي کشاورزي، بزرگترين مشکل توزيع آب قنات قصبه و عدم بازدهي مناسب آن به شمار مي رود و اين در حالي است که افراد خرده مالک نيز تاکنون هرگز حاضر به واگذاري آب و زمين خود به ديگران براي فعاليت در قالب تعاوني هاي بزرگ و زمينهاي يکدست نشده اند.
از طرف ديگر، با وجود آنکه هر دو نهاد – اوقاف و آستان قدس- از مستاجرين خود (کشاورزان منطقه)، مبالغي تحت عنوان اجاره آب، (آب بها) دريافت مي کنند اما به گفته برخي اعضاي هيات امناي قنات قصبه، حاضر نيستند براي هزينه، تعمير، نگهداري و بازسازي قنات قصبه پولي بپردازند.
در حال حاضر، اجاره يکساله هر فنجان آب قنات قصبه مبلغ يک ميليون ريال و هرمن زمين (يکصد متر مربع) کشاورزي، 70 هزار ريال است . به اين ترتيب، سازمان اوقاف هر سال مبلغي حدود 700 ميليون ريال و آستان قدس 850 ميليون ريال تحت عنوان آب بها از قنات قصبه درآمد دارند و اگر اجاره بهاي زمين را نيز به آن بيفزاييم، با توجه به اينکه هزاران هکتار زمين نيز در اختيار آنها است، ارقام يادشده چندين برابر خواهد شد.
براي بازسازي و نگهداري قنات قصبه و توسعه پايدار منطقه ، مالکان آن بايد مجبور شوند چند درصد از درآمد خود را براي نگهداري قنات و لايروبي آن اختصاص دهند. بر اساس برخي گزارشها، در دوره اصلاحات ارضي در دهه 40 هجري شمسي، پنج درصد از درآمد قصبه براي نگهداري و لايروبي آن تعيين شده بود اما در حال حاضر، قانوني وجود ندارد تا مالکان را مجبور به پرداخت هزينه کند.
 
**تبخير آب در استخرها و نهرهاي روباز
يکي ديگر از مشکلات مهم قنات قصبه، وجود استخرهاي روباز و جوي هاي آبي است که هيچ اقدام موثري براي کنترل آب در آنها صورت نگرفته است.
جوي هاي قنات هنوز سيماني و بتني نيست و در نتيجه، هدر رفت آب زياد است. اگرچه در سالهاي اخير، شماري از جوي هاي آب، با بلوکه هاي بتني بازسازي شده است، اما گويا مجريان طرح به اصرار اداره جهاد کشاورزي و براي افزايش متراژ طرح ناچار شده اند جوي هاي بتني آب را کوچکتر از ظرفيت آب قنات بسازند.
اين وضعيت موجب شده است از يکسو، حجم عظيمي از آب از جوي ها سرريز شده و به هدر رود و از سوي ديگر، از آنجا که حجم زيادي از آب در جوي ها حرکت مي کند، بتدريج بلوکه ها سست و از جاي خود کنده شود.به اين ترتيب، اندک اقدامات اصلاحي انجام شده نيز کاملا غيرکارشناسي صورت گرفته و نتايج ناخوشايندي به همراه آورده است.
يکي ديگر از اين اقدامات غيرکارشناسي، احداث پارک آبي قصبه شهر و استخرهاي روبازي است که در مسير آب قنات براي پرورش ماهي يا شنا ايجاد شده است. اين استخرها نه تنها هيچگاه بازسازي و ترميم نمي شوند بلکه علاوه بر آن، به دليل روباز بودن، موجب تبخير گسترده آبي مي شوند که تحت تاثير نور شديد خورشيد در منطقه کوير قرار دارد. علاوه بر آن، مقادير فراواني آب نيز در کف و ديواره شکسته استخرها و حاشيه جوي ها جذب زمين مي شود.
متاسفانه، استخرها از مدتها پيش و همان سال اولي که ساخته شد، به حال خود رها شده اند. کف و ديواره اين استخرها بايد ترميم و بازسازي شود تا جلوي جذب و هدرروي آب را بگيرد و علاوه بر آن، بايد سرپوشيده باشد.
يکي از کارشناسان مي گويد: اگر با روش بيلاني کريدل - که يکي از شيوه هاي علمي معروف در محاسبه ميزان تبخير آب است- مقدار تبخير آب از سطح درياچه پارک شهر را در تيرماه محاسبه کنيم در خواهيم يافت 13000 ليتر آب به وسيله نور خورشيد در يک ماه از آن تبخير مي شود.
کوير جايي نيست که آب را بتوان به صورت روباز نگهداري کرد چرا که تبخير، اجازه نگهداري آب را به ما نمي دهد. در اين شرايط، تنها عاملي که مي تواند به صورت ميکروکليما ، محيط کوير را معتدل نگه دارد، تقويت فضاي سبز و درختکاري است.
پارک کنوني قصبه داراي استخري بزرگ براي قايقراني و پرورش ماهي است و بخش گسترده از اطراف آن نيز با وجود نهرهاي متعدد آب، به جاي درختکاري، سنگفرش شده است. اين در حالي است که اگر از نظر علمي، پارک قصبه شهر به صورت يک فضاي پردرخت درآيد و آب داخلي جوي ها، حوض ها و آب نماهاي کوچک زير درختان قرار گيرد، هم مردم از اين فضا براي اوقات فراغت، بهتر استفاده خواهند برد و در سايه درختان استراحتي خواهند کرد و هم اينکه، آب بيش از اندازه تبخير و يا جذب زمين نخواهد شد.
بي ترديد، اگر مردم در وضعيت کنوني سدها و اندک آب ذخيره شده آنها در مناطق کويري که در همان هفته هاي نخست سال ناپديد مي شود، دقت کنند، خواهند فهميد که کوير جاي نگهداري آب به صورت روباز نيست.
مردم گناباد با چشم خود، نظاره گر روش هاي خوب تهيه آب در کوير مثل زدن قنات ها و ايجاد آب انبارها و يخچال هاي قديمي در منطقه هستند.در همه موارد يادشده، آب در مجاري سرپوشيده جريان دارد و نگهداري مي شود و به همين دليل است که مردم منطقه قرنها است از حاصل زحمات نياکان خود بهره مي برند.
مردم گناباد و ديگر مناطق کويري در گذشته چندان بهره اي از پول نفت و حقوق دولتي نداشتند و در نتيجه، درآمد زندگي خود را از طريق همين قنات ها تامين مي کرده اند. بنابراين، تمام جوانب امر را سنجيده و بهترين روشها را براي استفاده از آب و خاک با توجه به اقليم و وضعيت جغرافيايي منطقه انتخاب مي کردند. اکنون نيز بايد به همان روش نياکان اما در چارچوبي درست و برنامه اي روشن و مطابق با شرايط اجتماعي و اقتصادي روز بازگرديم.
اگر به روشهاي اداره آب قنات ها در قديم توجه کنيم، درخواهيم يافت در آن زمان، نظام بنه بندي (صحرا) وجود داشته که در حقيقت، ايجاد مجتمع هاي زراعي به شيوه امروزي است. در اين نظام، همواره تمام درآمدهاي قنات ها محاسبه و سهم همه دست اندرکاران آن اعم از مالک، دهقان، مولف (ميراب) ، مقني (چاه کن) و هزينه هاي تعمير و بازسازي قنات مشخص مي شده است.
در حال حاضر، متاسفانه پيرشدن جمعيت کشاورزان از يکسو و بي توجهي فرزندان آنها به امور زراعت و باغداري و تمرکز آنها بر امور خدماتي، دولتي و تجاري از سوي ديگر، موجب شده است تا مديريت قنات قصبه نيز با مشکلات جدي مواجه شود و عملا، مالکان و مسئولان آن اهميتي به هدررفت آب ارزشمند قنات نمي گذارند و برنامه اي نيز براي بهبود اين وضعيت ارايه نمي کنند. اين وضعيت به نوبه خود، موجب شده است تا مولفان نيز براي اداره آب بي انگيزه شده و گاه، حتي از وضيت موجود و آشفتگي هاي آن به نفع خود استفاده کنند.
شايد افزايش جمعيت و خشکسالي هاي اخير تلنگري از طرف خداوند براي کساني باشد که به نعمت هاي اطرافشان توجه نمي کنند و آنها را بدون استفاده هدر مي دهند. اميد آنکه مسئولين و مردم منطقه مخصوصا کشاورزان زحمتکش با اين تلنگر خود را بازيافته و بار ديگر دور هم جمع شوند و از روشهاي جديد کشاورزي، يکپارچه سازي و آبياري متناسب با شرايط اقليمي منطقه استفاده کنند.
 
** هندساني که قنات را نمي شناسند
مشکل ديگري که قنات تاريخي قصبه گناباد با آن دست و پنجه نرم مي کند، مساله لايروبي و عدم صرف درست و کارشناسي هزينه هايي است که دولت در اين زمينه پرداخت مي کند.
متوليان مي گويند با وجود ثبت جهاني قنات، متاسفانه، قناتها ديگر کارشناس خبره ندارند چون از يکسو، کسي جرات ورود و يا حوصله به کانالهاي زيرزميني قنات را ندارد و از ديگر سو، جوانان نمي دانند که چگونه بايد آن را لايروبي کنند و مشکلات آن را برطرف سازند.
مساله مهم و قابل تامل در اين زمينه، بي توجهي به قناتها در مراکز علمي و آموزشي کشور است. در حال حاضر، درسي به نام قنات در مدارس و دانشگاهها وجود ندارد و براي رشته هايي نظير مهندسي کشاورزي يا عمران و ديگر رشته هاي مشابه حتي يک واحد درسي به نام قنات گنجانده نشده است. پس آنها چگونه مي توانند حافظ قناتها باشند؟!
در اين شرايط، از يکسو، فارغ التحصيلان دانشگاهها آگاهي و شناخت علمي درستي از قنات ندارند و از سوي ديگر، مقنيان و افراد خبره اي همانند قديم وجود ندارد که قنات و مسائل آن را بشناسد و حاضر شود براي رفع مشکلات آن کاري بکند. در نتيجه، هزينه هاي دولتي براي رسيدگي به قنات به جاي آنکه در چاههايي که عمق آن زياد است و مسدود مي باشد مثل عمق 300 متري چاه مادر که نياز به مراقبت جدي دارد، در چاههايي با عمق 15 متر هزينه مي شود و متوليان امر حتي حاضر نيستند سر چاه 300 متري را باز کنند.
شايد در قديم پايين رفتن از چاهها با چرخهاي دستي و چراغهاي نفتي يا پيه سوز با مشکلاتي روبرو بوده اما در حال حاضر سازمان هاي مجري کشاورزي مثل جهاد کشاورزي و يا اداره آب و فاضلاب بايد کارگران را به وسايل ايمني ، بالابرهاي برقي و تجهيزات روز مجهز کنند، کانال هاي زيرزميني قناتها را مثل کانال هاي فاضلاب با لوله هاي از پيش ساخته شده بپوشانند و امکان پايين رفتن و کار کردن در هر عمقي از زمين را براي کارگران و مهندسان فراهم سازند؛ همان کاري که اکنون در شيوه هاي استخراج معادن و يا ساخت مترو انجام مي شود و معدنکاران به وسايل و تجهيزاتي خاص مجهز هستند. بنابر اين، دنياي امروز ديگر زماني نيست که جامعه انتظار داشته باشد از روشهاي هزاران سال پيش براي حفاظت از قنات بهره بگيريم.
 
**بهترين راه تامين هزينه هاي قنات
يکي از مشکلات اساسي قنات قصبه و بسياري از قناتهاي کشور اين است که زمينهاي کشاورزي آن، يکپارچه نيست و توليد محصولات کشاورزي به دليل استفاده مردم از روشهاي سنتي، درآمد اندکي دارد. به همين دليل، نه تنها فرزندان خانواده ها براي ادامه راه پدر ترغيب نمي شوند بلکه کشاورز خرده پا حتي نمي تواند مقداري از درآمد خود را براي بازسازي و نگهداري قناتها تخصيص دهد.
در اين ميان، مردم عادي سهامدار قنات نيز نگران هستند که اگر عضو تعاوني ها و مجتمع هاي کشاورزي شوند مالکيت خود را نسبت به زمين يا آب خويش از دست مي دهند.
اين وضعيت موجب شده است تا در حال حاضر، هم آبهاي ارزشمند و فراوان قنات قصبه هدر مي رود و هم مدار 24 روزه آن تا 60 روز طولاني مي شود. در نتيجه، آب بموقع در اختيار زراعت قرار نمي گيرد و هم آب، هم زمين و هم نيروي انساني از دست مي رود. جوانان هم چون اين وضعيت را مي بينند تمايلي به کشاورزي ندارند.
در اين شرايط، بهترين راه آن است که مالکان عمده نظير آستان قدس و اداره اوقاف، املاک خود را با هم يکپارچه کنند و مثل قديم که شرکت زراعي فلاحت 17 سال براي آستان قدس کار مي کرد، يک شرکت زراعي قوي و مدرن تشکيل دهند.
همانطور که پيشتر گفته شد 700 فنجان آب قنات قصبه متعلق به اداره اوقاف و 850 فنجان متعلق به آستان قدس رضوي است. چه خوب است که آنها اداره آب و زمين خود را به فارغ التحصيلان کشاورزي گناباد و فرزندان همين ديار واگذار کنند تا با همکاري جهاد کشاورزي و دانشکده کشاورزي دانشگاه آزاد اسلامي گناباد و مهندسان جوان، اين قنات و ديگر قناتهاي منطقه را به صورت يکپارچه زير کشت ببرند. مطمئنا کشاورزان خرده پا بعد از اينکه بازدهي و درآمد محصولات را به روشهاي جديد ببينند، به اين شرکتها خواهند پيوست.
 
**شرايط اجتماعي جامعه
مساله ديگري که به زيان بهره گيري درست از قنات قصبه کمک کرده است، از نظر برخي کشاورزان پيشکسوت قنات قصبه، وضعيت امروزي جامعه است. آنها اعتقاد دارند کمکهاي کميته امداد و بهزيستي و يارانه هاي نقدي که به مردم داده مي شود به ضرر توسعه کشاورزي و توليد است و موجب شده است ديگر کارگري براي شخم زدن باغها يا زمينهاي کشاورزي و يا رفتن به چاه قنات وجود نداشته باشد چرا که آنها بدون زحمت و با دريافت يارانه ها و کمکهاي مزبور، حداقل نيازهاي روزمره خانواده هاي خود را دريافت مي کنند.
پيشکسوتان قنات معتقدند با پرداخت بودجه و پول مستقيم به مردم از سوي دولت، اشتغال ايجاد نمي شود بلکه نياز است دولتها، مردم را وادار به کار کنند. آنها مي گويند در حال حاضر، اگر کارگري بخواهد روي زمينهاي کشاورزان کار بکند بايد همه محصول را هزينه آنها بکنيم و در نتيجه، درآمدي براي مالک با اين روشهاي سنتي باقي نمي ماند.
قنات قصبه و همه قناتها بايد درآمد خوب براي مالکان و کشاورزان خود داشته باشند و مطمئنا بخش اعظم و ثابت آن بايد از محل توليد محصولات آنها تامين شود. در اين شرايط، دولت هم بايد امکانات و وسايل لازم را از طريق ارگانهاي مسئول در اختيار قنات و مسئولان آن قرار دهد.
 
**راز جاودانگي قنات
اسناد نشان مي دهد دبي آب قنات قصبه در گذشته 600 ليتر در ثانيه بوده و تا کيلومترها دورتر از شهر گناباد، زمينهاي مختلفي را زير کشت مي برده است اما درحال حاضر دبي آن به کمتر از 150 ليتر در ثانيه رسيده است.
مسائل زيادي باعث خشک شدن قناتها شده که مهمترين آن، عدم لايروبي و محافظت از قناتها بوده است. وقتي يک قنات بند مي شود کسي نيست که آن را باز کند.
دومين عامل، حفرچاههاي عميق و نيمه عميق در گناباد است که متاسفانه بعضي از آنها در محدود قناتها حفر شده و موجب خشکيدن آنها شده است.
اين در حالي است که کيفيت آب چاه عميق نسبت به قنات در بيشتر جاها بسيار متفاوت است و همين عامل باعث شده است که آب قنات بسيار گرانتر از آب چاه عميق باشد. يک دليل مهم آن است که آب قنات محصول را تشنه نمي کند اما با آب چاه عميق، محصولات کشاورزي بسيار زود تشنه مي شود.
از نظر علمي، آب قنات در طول مسيري که در کانالهاي زيرزميني حرکت مي کند املاح خود را ته نشين مي سازد و در نتيجه، آبي بدون املاح در اختيار زراعت قرار مي دهد اما آب چاهها علاوه بر اينکه باعث تشنگي محصول مي شود، موجب گسترش بيابانها و شورشدن زمينهاي کوير شده و بيابان زايي را به دنبال دارد.
دومين دليل برتري آب قنات به چاه عميق آن است که قنات همواره جريان دارد و براي استخراج آب آن، نياز به برق يا انواع سوخت نيست و اگر مشکلي در مسير آن رخ ندهد يا حادثه غيرمترقبه اي نظير زلزله در کار نباشد، همواره و بطور بي وقفه در شب و روز و زمستان و تابستان جاري خواهد بود در حالي که چاهها هزينه هاي بسياري براي استخراج آب دارند.
راز جاودانگي قنات در طول تاريخ ايران نيز شايد در همين نکته نهفته باشد اما براي تداوم اين جاودانگي همه انسانها بايد به حريم قناتها احترام بگذارند و از حفر هر گونه چاه در مسير آن بپرهيزند.
علاوه بر آن، براي بقاي اين ميراث بشريت ، قنات هاي موجود بايد بطور مداوم مراقبت و لايروبي شود.
در مورد قنات قصبه نيز بايد زمين هاي کشاورزي آن، يکپارچه شده و جلوي هدررفت آبهاي قنات را بگيرند. در اين صورت، گناباد گلستان مي شود چون آب شيرين قنات ها حتي با روشهاي سنتي دو برابر چاههاي آب شور محصول مي دهد. از طرفي، يکپارچه سازي زمينها، هزينه کشاورز را به يک سوم کاهش داده و ميزان برداشت محصول را به گفته کارشناسان اداره کشاورزي و تجربه قنات روستاي شوراب در گناباد، سه برابر مي کند.

منبع : خبرگزاري ايرنا

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها