City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

سفرنامه اورامان تخت و هجيج (1395/12/05)

وقت سفر به اورامان تخت رسيد. کارمند هتل از تاکسي تلفني برايمان قيمت گرفت؛ ۳۰۰۰۰ تومان! ماشين هاي خط مريوان - اورامان، از صبح تا بعد از ظهر، نزديک بازار مريوان در انتظار مسافر هستند و براي طي مسافتي حدود ۷۵ کيلومتر در يک جاده ي بي نهايت زيبا و پر پيچ خم، براي هر نفر فقط ۴۰۰۰ تومان کرايه مي گيرند...

سفرنامه اورامان تخت و هجيج

باران ملايمي مي باريد... باران باشد و نواي کردي و تو مسافر جاده اي که يک وجب از رنگ خاکي زمين پيدا نباشد... تو باشي و کوه هايي که سبزِ سبز در چشم بنشينند و تپش قلب را تندتر کنند... طبيعت بکر و جاده ي پر فراز و نشيب گردنه ي ژالانه باشد و تا چشم کار مي کند مناظر بديعي که به قدر وسع بيننده، احساس ناب مي پرورند... چه حظي مي برد چوپاني که چنين قلمرويي داشته باشد... با يک چوبدست و يک سگ وفادار بخت يار مي شود و فرمانروايي برقرار...

اورامان تخت يکي از ده ها روستاي پلکاني اورامانات است. به همين دليل به اين منطقه هزار ماسوله هم مي گويند. شنبه بود و نزديک غروب که به اورامان رسيديم. مراسم کومساي چهارشنبه و پنج شنبه برگزار شده بود و کارمند هتل از هياهوي روزهاي قبل خسته بود. اتاقي گرفتيم و بعد از کمي استراحت رفتيم تا منظره شب روستا را تماشا کنيم. سه پايه دوربين را نبرده بوديم و عکسهاي شب جالب از آب در نيامدند. براي محافظت از نماي روستا، هتل را کمي دورتر ساخته اند. صبح بعد از صبحانه برگشتيم به روستا.

روستاي اورامان تخت

صف نانوايي – نان لواش جاي نان هاي محلي را گرفته!

نام دخترک را فراموش کرده ام...

بانويي دم در مغازه اش نشسته بود و گيوه مي بافت... مي گفت فقط سطح رويه را مي بافد و هر گيوه يک هفته وقتش را مي گيرد.

تابلوهاي تبليغاتي را که بخوانيد، بلافاصله متوجه خواهيد شد که روستا بر اساس نياز گردشگران تغييراتي داشته که حالت بکرش را تحت تاثير قرار داده است. تابلوي کارت شارژ ايرانسل بيشتر تکرار مي شود از تابلوي کلانه با دوغ که غذاي سنتي اورامان است...  

در عوض، چيزي در اورامان هست که در ايران به اين شدت يافت نمي شود. اکثر خانه ها را مزين به گلدان هاي گل خواهيد يافت... از نماي نه چندان مدرن خانه ها اگر چشم پوشي کنيد، گل دوستي شان بدون اغراق لمس خانه هاي اروپايي را القا مي کند.

همان سنگهايي که از کوه مي تراشند، ديوار خانه هايشان مي شود...

بياييد برويم به زيارت پير شاليار... پير عزيزي که اهالي مقدسش مي دارند. اهالي معتقدند که اورامانات ۹۹ پير داشته که پير شاليار به سبب داشتن کرامات از همه معروف تر است. سالي دو بار (در بهار و زمستان) آيين پير شاليار اجرا مي شود. مراسمي که با قرباني کردن گوسفند نذري و نواختن دف و رقص سماع همراه است و مردم و گردشگران را از دور و نزديک، اينجا دور هم جمع مي کند.

صدها تکه پارچه، به نيت آرزوهاي خالصانه گره خورده و شده اند روايت ساکت داستانهاي پر آب چشم...

اين در و ديواري که در تصوير پيداست، از سنگ عزيزي محافظت مي کنند که به سنگ کومساي معروف  است. تا چهار سال پيش سنگ، حصاري نداشته... نمي دانم چه چيزي موجب گزند خاطرشان گشته که محصورش کرده اند.

سمت چپ تصوير، يک کلنگ قرار دارد که هر سال در مراسم کومساي (مراسم بهاره پير شاليار) براي  کندن  بخشي از سنگ از آن استفاده مي شود. ظاهرا سنگ هر سال بعد از کنده شدن باز هم رشد مي کند و از اين رو اهالي معتقدند که سنگ مقدسي است.

اين غار سنگ چين، محل عبادت پير شاليار بوده است. ديوارش تاقچه هم داشت. تاريک، خنک و سرشار از سکوت.

نماي اورامان تخت از آرامگاه پير شاليار

صبح از جلوي اين خانه که مي گذشتيم، بانوي خانه داشت ديگي را هم مي زد که در سمت چپ پايين تصوير پيداست. آرامش خانه سبب شد دلم بخواهد براي ساعتي ميهمانشان باشم. هنگام برگشت، چند آقا توي حياط، زير سايه درخت، صندلي گذاشته بودند و نشسته بودند. دوست نداشتم آرامش گفتگوي صميمانه شان را بر هم بزنيم؛ با اين حال اجازه گرفتيم و وارد شديم. با مهرباني صندلي ها را به ما تعارف کردند و خودشان هر کدام جايي روي زمين چمباتمه زدند. استکاني چاي ميهمانشان بوديم و بعد از نيم ساعت گپ دلنشين برخاستيم.

بدون شرح

اورامان دو مسجد دارد. مسجدي که در تصوير پيداست ظاهر بسيار گيرا و چشم نوازي دارد. به دليل کمبود وقت نتوانستيم برويم و داخلش را ببينيم. چه حيف! راننده اي که به پاوه بردمان، مي گفت داخل مسجد بسيار زيباست...

آخرين تصاوير از اورامان

به هتل برگشتيم تا وسايلمان را برداريم و راهي پاوه شويم. سراغ کلانه را گرفتيم؛ گفتند فقط صبحها طبخ مي شود. خوردن کلانه در اورامان قسمتمان نشد. از اورامان به پاوه دو مسير هست. راه نزديک تر که از خود روستا مي رود خاکي است و به همين دليل رسيدن به پاوه دو – سه ساعتي بيشتر زمان مي برد. براي رفتن از راه آسفالته بايد از همان جاده مريوان برگشت تا به خروجي جاده پاوه رسيد. با راننده صحبت کرديم تا سر راه، روستاي هجيج و آبشار بل را ببينيم و بعد به پاوه برويم. به شرط پرداخت  ۴۵۰۰۰  تومان موافقت کرد.

در راه رسيدن به هجيج، شاهد عمليات احداث سد داريان بوديم و هنوز نمي دانستيم آبشار بل قرار است  زير سد برود...

روستاي هجيج

آرامش در تک تک پنجره هاي سبز آبييش جاري ست...

شجره نامه اش مي گويد پسر امام موسي کاظم است و برادر امام رضا...

تا عکس استاد نجار را مي گرفتم، بوي تراشه هاي چوب در جانم نشست.

زيبايي بي آلايش اين کوچه را بسيار دوست داشتم.

خيلي گرسنه بوديم و در همين کوچه داشتيم راه مي رفتيم که درِ باز خانه اي توجه مان را جلب کرد. بانويي داشت نان يخه مي پخت. پرسيدم براي فروش هم داريد؟ پاسخ داد: خير و ۴ تا نان را تا زد و کف دستم گذاشت... 

چله خانه کوسه هجيج

هنوز دو ستون قديمي که خود کوسه هجيج درست کرده همانجا به چشم مي خورد و گواهي قدمت بناست.

متولي چله خانه – يک تسبيح چوبي دست ساز به رضا هديه داد.

 

همين طور که نماي کلي روستا را مي نگريد به پايين تصوير هم دقت کنيد:

 

خانه هاي پايين تر را دارند تخريب مي کنند. ظاهرا قرار است خانه هاي پايين روستا زير آب بروند. چه حيف از روستا نشينان با صفايي که آواره مي شوند و معصوميتي که از دست مي رود...

 

وقتي به سراغ راننده رفتيم، گفت که به خاطر احداث سد، راه آبشار بل بسته است و بايد از همان مسيري که آمده ايم به سمت پاوه برويم. حيف شد. احتمالا ديدن آبشار بل، ديگر قسمتمان نخواهد شد... با رسيدن به پاوه، از راننده کم حرفمان خداحافظي کرديم و رفتيم تا رستوراني بيابيم و بعد از خوردن ناهار به سمت غار قوري قلعه به راه بيفتيم...

 

پي نوشت:

- هورامان يعني سرزمين اهورايي... هور يعني خورشيد.

- آبشار بل که از چشمه اي به همين نام سرچشمه مي گيرد، يکي از پر آب ترين و با کيفيت ترين آب معدني هاي دنياست و خروجي آن بيش از ۱۱۰۰ ليتر آب در ثانيه است، به رودخانه سيروان مي ريزد و در نهايت راهي عراق مي شود.


منبع : وبلاگ کوله پشتي نارنجي

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • روستای اورامان تخت (اورامانات)

    روستاي اورامان تخت یکی از جاذبه های گردشگری بی بدیل و دیدنی کردستان است که با نام ماسوله غرب هم شناخته می شود، اورامانات در جنوب غربي شهرستان مريوان قرار دارد و جاده‌اي به طول 75 كيلومتر آن را به شهر مريوان متصل مي‌كند؛ در سفر به کردستان تماشای دیدنی های دوست داشتنی این مسیر و بازدید از بافت  یکتای اورامان را از دست ندهید.

    0 دیدگاه 53 بازدید


تگ ها