City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

درنگي که نماد پهلواني شد (1396/04/30)

تقويم پر است از اسم آدم‌ها و اتفاق‌ها. آدم‌هايي که هر کدام براي خود نقطه عطفي دارند و قصه‌ زندگيشان يک روز تقويم را به نام خود کرده است؛ ۱۷ شوال روز فرهنگ پهلواني و ورزش زورخانه اي است
درنگي که نماد پهلواني شد

به گزارش بزنيم بيرون ، عمرو پشت دروازه هاي خندق ايستاده و رجز ميخواند: «مسلمين کجاست هستند که به دستم کشته شوند تا به بهشت روند؛ چرا به سوي بهشت نمي ‏شتابيد؟ چرا نزديک من نمي ‏آييد؟« هيچکس جرئت پاسخ دادن به مبارزطلبي عمرو را ندارد. همه مي دانند کسي تا به حال از مبارزه با عمرو پيروز بيرن نيامده است. فقط يک نفر از جا بلند مي شود و از رسول خدا براي به ميدان رفتن اذن مي خواهد. پيامبر مي گويد: بشين که او عمربن عبدود است. عمرو باز و باز مبارز طلبي مي کند. علي ديگر تاب نشستن ندارد: يا رسول الله اگر او عمربن عبدود استْ من هم علي بن ابيطالبم« اين بار محمد (ص) به او اذن ميدان مي دهد و علي جوان راهي مبارزه با جنگاورترين مرد عرب مي شود. اولين ضريه را عمرو مي زند.

علي (ع) عمامه را بر فرق شکسته مي بندد و دوباره وارد ميدان مي شود: عمرو خجالت نمي کشي! من يک جوان به تنهايي با تو وارد مبارزه شده ام و تو با خود همراه آورده اي؟ عمرو تا سر  مي چرخاند امير المومنين ضربه اي به پايش مي زند و او را نقش بر زمين مي کند. سپاه اسلام سراسر شور و شوق اين پيروزي مي شود. همه منتظرند تا علي (ع) ضربه آخر را بزند. اما او درنگ مي کند و دوباره به سمت عمرو مي رود و .... حالا علي پيروز اين ميدان است. از دليل تعلل علي (ع) در کشتن عمرو مي پرسند که او پاسخ مي دهد: اولين بار که مي خواستم سر از تنش جدا کنم بر صورت من تف انداخت و من غضبناک شدم، نمي خواستم با آن حال سر از تنش جدا کنم به خاطر همين صبر کردم تا فقط به خاطر رضاي خدا اين کار را انجام دهم.

داستان علي بن ابيطالب و عمرو آنقدر معروف است که شايد نيازي به دوباره تعريف کردن آن نباشد اما آنچه اين داستان را جذاب ميکند نه دلاوري حضرت علي که اخلاق پهلواني آن حضرت است شده  .مبارزه اي که علي (ع) پيروز آن است و حالا بعد از سالها در تقويم هايمان اين روز را به عنوان فرهنگ پهلواني و ورزش زورخانه اي ثبت کرده ايم.

 

ورزش زورخانه‌اي در يونسکو به عنوان قديمي‌ترين ورزش بدن‌سازي جهان ثبت شده است و زورخانه، جايي است که مردان در آن ورزش مي کنند و بيشتر در کوچه پس کوچه هاي شهر ساخته شده است. بام آن به شکل گنبد و کف آن گودتر از کف کوچه است. در ورودي آن کوتاه و براي ورود به زورخانه بايد خم شد. مي گويند در زورخانه را از اين رو کوتاه مي سازند که ورزشکاران و کساني که براي تماشا به آنجا مي روند، به احترام ورزش و ورزشکاران و آن مکان خم شوند. 

مرشدها از شاخص ترين عناصر زورخانه به شمار مي آيند که مي توان گفت مرامنامه زورخانه را با آهنگ و شعر و ضرب براي ورزشکاران مي خوانند. ادب و تواضع اولين حرف را در زورخانه ها مي زند و براي همين همه ورزشکاران براي ورود به گود از پيشکسوتان و سادات جمع رخصت مي گيرند. همين الان در شهر تهران ۵۰ زورخانه وجود دارد که معلوم نيست چند عدد از آنها هنوز فعال هستند. ورزش زورخانه اي بيشتر از قهرماني به آيين پهلواني توجه دارد؛ براي همين شايد اخلاق پهلواناني در ورزشکاران نسل قديم بيشتر ديده مي شد. اين روز در تقويم بهانه اي است که دوباره سراغ اين ورزش و مهم تر از همه مرام و مسلکش برويم و از خود بپرسيم چرا الان اين مرام کمرنگ شده است؟


منبع : خبرگزاری مهر

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها