City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

چرا نبايد به اشياي موزه ها دست بزنيم؟ (1393/11/03)

رفتن به موزه فقط يک عمل فيزيکي نيست و تابع آداب و اخلاقياتي ويژه است. شايد يک جور شباهت به سينما رفتن دارد، شما بايد ابتدا قصد رفتن بکنيد و بعد فيلم موردنظرتان را با توجه به روحيات و علاقه مندي هايتان انتخاب کنيد.
چرا نبايد به اشياي موزه ها دست بزنيم؟

به گزارش بزنيم بيرون ، نگراني از نرفتن مردم به موزه ها و به ويژه نسل جوان، آشنا نبودن آنها با تاريخ و گذشته، هميشه به عنوان مشکلي که بايد براي حل آن اقدامي عاجل کرد، مطرح مي شود. براي آن راه هاي کوتاه مدتي هم پيشنهاد مي کنند برگزاري هفته جهاني و روز جهاني موزه، رايگان کردن موزه ها به مناسبت هاي خاص و ... .

در اين ميان آموزش و پرورش نيز سهم خود را دارد و سالياني است که بردن دانش آموزان به موزه ها جايگاه ويژه اي در گردش هاي علمي و تفريحي دارد.

اما رفتن به موزه فقط يک عمل فيزيکي نيست و تابع آداب و اخلاقياتي ويژه است. شايد يک جور شباهت به سينما رفتن دارد، شما بايد ابتدا قصد رفتن بکنيد و بعد فيلم موردنظرتان را با توجه به روحيات و علاقه مندي هايتان انتخاب کنيد. اگر تماشاگر حرفه اي باشيد پيش از رفتن، اطلاعاتي پيرامون موضوع فيلم و کارگردان و بازيگرهايش به دست مي آوريد و بعد به سينما مي رويد، وقتي هم که وارد سالن مي شويد سال هاست که ديگر مي دانيد تخمه شکستن و سيگار کشيدن ممنوع است، يا نبايد بلند حرف بزنيد و ... البته اين نکات به طور نسبي در سينماهاي ما رعايت مي شود و حتما با خواندن اين سطور ياد صداي ناخوشايند خوردن چيپس و پفک که هنوز هم در سالن هاي سينما به کرات شنيده مي شود، مي افتيد.

اما بايد به آينده دلخوش داشت و خاطره انبوه پوست تخمه هايي که در تاريکي سالن سينما پا روي آن مي گذاشتيم را از ياد نبرد و به اين فکر کرد که اين نکات حتي به طور نسبي در سينماي ما رعايت مي شود و حداقل آنهايي که رعايت نمي کنند، مي دانند کار چندان شايسته اي انجام نمي دهند، اين دانستن خود يک گام به جلو محسوب مي شود.

اما واقعا طي اين سال ها چه اتفاقي باعث شد تا مردم به اين حداقل آگاهي و در مواردي آگاهي کامل برسند، در واقع چه اتفاقي غير از اطلاع رساني درست مي تواند چنين تاثيري داشته باشد، خيلي دور نيست آن روزهايي که متصدي پاره کردن بليت سينما، به هنگام گرفتن بليت تذکر مي داد تخمه و آجيل نداريد و يا کنترل چي وقتي صداي شکستن تخمه را در سالن سينما مي شنيد، حتما تذکر مي داد يا همين روزها اگر کسي خيلي بلند حرف بزند يا تلفن همراهش روشن باشد، مطمئن باشيد با تذکرهاي پياپي مردم مواجه مي شود.

اين وضعيت را مقايسه کنيد با بازديد مردم از موزه ها امسال وقتي در تعطيلات فروردين مردم بسياري براي بازديد به کاخ ـ موزه ها رفتند. آه از نهاد مديران اين موزه ها برآمد، چرا که اغلب مردم نمي دانستند بازديد از موزه ها هم تابع آدابي است و شايد هم مي دانستند و در آن روزهاي شلوغ ترجيح داده بودند به روي خودشان نياورند. هر چه بود وضعيتي نامطلوب را به وجود آورد.

نمونه هايي که شاهدان، حکايت از نبود يک فرهنگ عمومي در ارتباط با ديدار و بازديد از موزه ها مي دهند. تعجب نکنيد ولي آن پدري که از تذکر راهنما به فرزندش که دست به تابلوي نقاشي مي زند، ناراحت مي شود و حتي اعتراض مي کند، واقعا نمي داند اين کار چه اثر تخريبي بر اين گنجينه تاريخي مي زند و يا آنکه روي فرش هاي قديمي پا مي گذارد حتما فکر مي کند راه رفتن روي فرش باعث مرغوبيت آن مي شود! چنين فردي شايد به راحتي روي يک اثر تاريخي چون تخت جمشيد هم يادگاري بنويسد و حتي تصور نکند اين عمل از وجوه گوناگوني به اين بنا خدشه وارد مي کند.

در مجموع مردمي که از موزه ها بازديد مي کنند را مي توان به دو دسته کلي تقسيم کرد، آنهايي که به دنبال گذراندن يک روز تعطيل هستند و اغلب هم به پارک و سينما مي روند و گاهي که مي خواهند تنوعي در برنامه شان داشته باشند براي آنها چيدن گل از بوستان ها تقريبا عملي مشابه دست زدن به يک اثر تاريخي است. اما دسته دوم خيلي آگاهانه به موزه ها مي آيند و اغلب هم به سراغ موزه هايي مي روند که براي دسته اول ناشناخته و مهجور است.

در اين ميان تکليف دسته دوم روشن است آنها چون آگاهانه انتخاب مي کنند، تا حدودي با آداب و فرهنگ موزه رفتن هم آشنا هستند و کمتر مشکلي به وجود مي آورند. البته در اين مورد خانواده هايي هم هستند که فقط به تقاضاي اقوام شان که در خارج زندگي مي کنند راه به موزه ها مي يابند و حتما به توصيه ها و هشدارهاي اقوام شان گوش مي کنند.

اما در مورد دسته دوم، فقط گلايه، افسوس و بيان اين ندانم کاري ها به طور قطع و يقين راه به جايي نمي برد و به جاي همه اين کارها بايد فرهنگ موزه رفتن را آموزش داد. براي اين کار هم نياز به يک حرکت عمومي وجود دارد. اگر چه يک سازمان مشخص بايد متولي و ناظر اين حرکت باشد که به طور قطع اين مهم برعهده سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. اما سازمان ها و نهادهايي هم مي توانند در اين ارتباط به ياري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بيايند.

براي نمونه حرکتي که با عنوان بازديد هدفمند دانش آموزان از موزه ها، به همت انجمن دوستداران يادگارهاي ميراث فرهنگي انجام مي شود، تاثير مطلوبي بر دانش آموزاني که به ديدن موزه ها همراه با راهنماهاي اين انجمن مي روند خواهد داشت و خانواده هاي آنها نيز از اين تاثير بي بهره نخواهند ماند. اين دانش آموزان حتما شنيده ها و ديده هاي خود را با خانواده شان در ميان مي گذارند و براي آنها موزه را دوباره تعريف مي کنند و مي گويند براي رفتن به موزه چه بايد کرد و در موزه چگونه بايد بود و حتي به چه طريق از اين گنجينه هاي تاريخي به تمامي لذت برد.

سازمان ها، نهادها و انجمن هاي ديگر هم به همين صورت مي توانند در اين امر مشارکت داشته باشند، سازمان هايي چون صدا و سيما يا آموزش و پرورش، وزارت ارشاد و ... نيز با برنامه ريزي هاي بلندمدت و کوتاه مدت توانايي تاثيرگذاري در اين زمينه را دارند.

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید



تگ ها