City Id =8

انتخاب استان

برنامه ریز

چقدر میخوای خرج کنی؟! (قیمت ها به تومان است) چیکار می خوای بکنی ؟ چقدر وقت داری؟!

تئاتر پارس

(51 رای)


ئاتر پارس يکي از قديمي‌ترين سالن‌هاي نمايش تهران است که اين روزها در خيابان لاله‌زار در وضعيتي بسيار نابسامان روزگار مي‌گذراند و مديران آن چشم‌انتظار ياري مسئولان و متوليان تئاتر کشور براي رفع مشکلات سالن هستند.


این مکان را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

  • تئاتر پارس
  • تئاتر پارس
  • تئاتر پارس
  • تئاتر پارس
تئاتر پارس تئاتر پارس تئاتر پارس تئاتر پارس مشاهده گالری

اطلاعات تماس

  • آدرس : تهران، خیابان لاله زار، طبقه دوم پاساژ پارس

«نظرتون چیه؟»

1.توی هر فصل چند تا سفر می ری؟

 اصلا نمي رم  بين 1 تا 2 سفر  بين 3 تا 5 سفر  بيشتر از 5 سفر

2.چه تیپ سفرهایی رو بیشتر از همه دوست داری؟

 طبيعتگردي  تاريخ گردي  شهرگردي  ساير

3.با کی بیشتر از همه سفر می ری؟

 خونواده ام  دوستام  تورهاي گردشگري  ساير

4.توی هر فصل به طور متوسط چقدر برای سفر کردن هزینه می کنی؟

 کمتر از 100 هزار تومن  بين 100 تا 200 هزار تومن  بين 200 تا 400 هزار تومن  بيشتر از 400 هزار تومن

5.توی تاریخ گردی کدوم یکی رو بیشتر از همه دوست داری؟

 موزه گردي
 بازديد از عمارت ها و کاخ ها
 بازديد از خونه هاي تاريخي
 بازديد از کليساها و آتشکده ها
 بازديد از قلعه ها و کاروانسراها
 بازديد از پل ها و برج ها
 بازديد از بقيه جاهاي تاريخي

«خیلی ممنون که نظرتون رو به ما گفتین»



ديمي‌ترين سالن‌هاي نمايش شهر تهران در خيابان لاله‌زار واقع شده‌اند که در گذشته رونقي خاص داشتند و پذيراي علاقمندان تئاتر بودند. تئاترهاي نصر، پارس و دهقان روزگاري محل اجراي آثاري برجسته در حوزه تئاتر ايران بوده‌اند.

  • تاریخچه

    تئاتر پارس مربوط به دوره پهلوی اول است و در تاریخ ۱ مهر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۴۰۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
    گروه‌ها و بازيگران حرفه‌اي تئاتر که همگي براي جامعه هنري کشور شناخته شده‌اند، در اين سالن‌ها فعاليت مي‌کردند. عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان، جمشيد لايق، جمشيد مشايخي، داود رشيدي، محمدعلي کشاورز و برخي هنرمندان بزرگ که اکنون در ميان ما نيستند از جمله فعالان تئاترهاي لاله‌زار بوده‌اند.
  • سیمای عمومی

    بالاي اين ورودي نوشته شده «پاساژ پارس» و در دو طرف آن ويترين‌هايي به چشم مي‌خورد حاوي عکس‌هايي از يک نمايش. وقتي داخل مي‌شويم با يک باجه کوچک بليت فروشي مواجه مي‌شويم و آنگاه است که باور مي‌کنيم در مقابل ورودي تئاتر پارس با قدمتي حدود 65 سال ايستاده‌ايم.
    در چنين حالتي ياد و خاطره حضور بزرگان تئاتر و عبور آنها از راه پله باريک ورودي ساختمان براي اجراي نمايش‌هاي جذاب بر صحنه تئاتر پارس در ذهنمان تداعي مي‌شود. وقتي به انتهاي راهرو مي‌رسيم، سمت چپ راه ورود به پست صحنه نمايش و دفتر مديريت سالن در مجاورت آن است. مقابل ما فضايي بسيار فرسوده با سقف و ديوارهاي ريخته است.
    ولي با همه اينها هنوز مي‌توان خاطره ايام جواني را از گوش ديوارها شنيد. شايد اگر هر کدام از خشت و گل و آجرهاي اين بناي تئاتري قدرت تکلم داشتند زندگينامه پرشور خود را برايمان نقل مي‌کردند و حتما مي‌گفتند که بوي دست‌هاي احمد بهروزي، علي تقوايي، افشين يکه، اصغر زماني و حسين رنگينوند را هنوز به مشام دارند.
    حتما براي ما بازگو مي‌کردند که غلامرضا اميري که سال 86 حين اجراي آخرين نمايش زندگي خود روي صحنه تئاتر پارس با تئاتر وداع کرد، چه روزهاي خاطره‌انگيز را با آنها سپري کرده است. حتما مي‌گفتند اشک‌هاي آخرين اردشير سهرابي را که دو روز بعد از تعطيلي تئاتر پارس در فراق صحنه‌اي که دوست ديرينش بود جان به جان‌آفرين تسليم کرد.
    وقتي به سالن تئاتر پارس وارد مي‌شويم اگر گروهي روي صحنه آن مشغول تمرين نباشند گمان مي‌کنيم وارد مخروبه‌اي شده ايم که سال‌هاست در آن نمايشي به صحنه نرفته است. صندلي‌هايي که خود به اندازه عمر سالن قدمت دارند ديگر بعد از گذشت سال‌ها توان پذيرايي از تماشاگران تئاتر را ندارند.
    روشنايي سالن بسيار اندک است و توصيف دوران کهولت تئاتر پارس را با زبان بي‌زباني براي ما بازگو مي‌کند. هر چه به انتهاي سالن نزديک مي‌شويم، فرسودگي و تخريب در صندلي‌ها، سقف، ديوار و کف سالن بيشتر مي‌شود. در انتهاي بخش همکف و زير بالکن فضاي سياه نشاندهنده سال‌ها استفاده از بخاري براي گرم نگه داشتن سالن در فصل زمستان است.
    از ميان راهرو فرسوده با سقفي که چوب‌هاي آن ديگر طاقت ندارند، وارد بالکن مي‌شويم. اي کاش اهالي تئاتر و نسل جوان در سالن حضور داشتند و وضعيت حاکم بر تئاتر پارس را مي‌ديدند. گرچه فضاي دروني تئاتر پارس به لحاظ استاندارد از برخي سالن‌هاي کنوني تئاتر بهتر است و با تمام آسيب‌ها هنوز صداي بازيگر را به گوشه گوشه تن فرسوده سالن هدايت مي‌کند.
    ديدن زخم‌هاي به يادگار مانده از بي‌تفاوتي و بي‌توجهي مسئولان بر جان تئاتر پارس هر بيننده‌اي را متأثر مي‌کند. آيا اينجا تئاتر پارس است که با تمام وجود سال‌ها ميزبان هنرمندان بود؟ چرا نسبت به نابودي گنجينه‌هاي تئاتري خود بي‌تفاوت شده‌ايم؟ چرا هيچکدام به نجواي سالن‌هاي تئاتر لاله‌زار که يک به يک نابود مي‌شوند گوش فرانمي‌دهيم؟
  • منبع

    «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران
    خبرگزاری مهر


تگ ها